مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینههای اضافی فقط با این نرمافزار تمام شبکه ها را ببینید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
معمای دوشنبه ۱۲/۱۰
حـضـرت صـادق (ع ) فـرمـود: هـرگـاه مـردى دعـا کـنـد و پس از دعا بگوید: ماشاءاللّه لاحـول و لاقـوة الا بـاللّه ))) خـداى عـزوجـل فـرمـایـد: بـنـده مـؤ مـن دل به من نهاد و تسلیم امر من گردید حاجتش را بر آورید
معمای امروز
با سلام خدمت شما عزیزان
من قصد دارم که توی این وبلاگ یک قسمت به عنوان معمای روزانه قرار دهم.شما عزیزان میتوانید جواب این معما را در قسمت نظر دهید اعلام کنید.من هم جواب معما را فردای آن روز جواب معما را در قسمت خود معما قرار میدهم.
این کار برای تست هوشمان بدک نیست
اما معمای امروز:
معمای امروز جالب ترین معمایی بود که تا امروز شنیدم.من ۱۰ ساعت طول کشید تا این معما را حل کنم
شرح معما
یک روز سه نفر وارد یک ساعت فروشی میشن و یک ساعت را انتخاب میکنند.فروشنده گفت که قیمت این ساعت ۳۰۰۰۰ تومان است.پس هر کدام از خریدارها نفری ۱۰۰۰۰ تومان به فروشنده میدهند که جمعا ۳۰۰۰۰ تومان میشه.خریدارها میروند و بعد از مدتی فروشنده متوجه میشه که قیمت ساعت ۲۵۰۰۰ تومان بوده نه ۳۰۰۰۰ تومان پس شاگرد خودش را صدا میزنه و میگه که برو و این ۵۰۰۰ تومان پول را به خریدارهایی که قبلا اینجا بودند و ساعت خریده بودند پس بده.شاگرد ساعت فروش قبل از اینکه به خریدارها برسه ۲۰۰۰ تومان از ۵۰۰۰ تومانی را که اربابش به او داده بود که به خریدارها پس بده برمیداره و بعد از رسیدن به آنها ۳۰۰۰ تومان به خریدارها میده.یعنی به هرکدام از آنها نفری ۱۰۰۰ تومان میده و خریدارها که نفری ۱۰۰۰۰ تومان داده بودند بعد از پس دادن ۳۰۰۰ تومان سهم هرکدام ۹۰۰۰ تومان میشه.
سوال اینجا مطرح میشه که خریدارها نفری ۹۰۰۰ هزار تومان دادن که کل پول داده اینها میشه ۲۷۰۰۰ تومان(سه نفر بودند و نفری هم ۹۰۰۰ تومان) به اضافه ۲۰۰۰ تومان پولی را که شاگرد ساعت فروشه برداشته میشه ۲۹۰۰۰ تومان در حالی که در اصل ۳۰۰۰۰ تومان پول بوده پس ۱۰۰۰ تومان از این ۳۰۰۰۰ تومانه کجا رفته؟
در قسمت نظر دهید جواب خودتون را بدید.من فردا سه شنبه ۱۳/۱۰ ساعت ۹ شب جواب این معما را خواهم داد.
.
ویژگی های حضرت مهدی (عج)-143
برخی خصایص و ویژگی های امام زمان (عج) مطابق احادیث و روایات عبارتند از:
- از خاندان و ذریه پیامبر است
- هم نام و هم کنیه پیامبر (ص) و شبیه ترین مردم به آن حضرت است
- نهمین فرزند از فرزندان امام حسین (ع) است
- اسم پدرش حسن (ع) است
- مادرش سیده کنیزان و بهترین ایشان است
- دوازدهمین امام و خاتم الائمه است
- دارای دو غیبت صغری و کبری
- عمر بسیار طولانی دارد
- زمین را پر از عدل و داد میکند پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد
- گذشت روزگار او را پیر نمیکند
- ولادتش پنهانی است
- دشمنان خدا را میکشد و زمین را از شرک و ظلم پاک میکند
- دین خدا را آشکار و اسلام حقیقی را در روی زمین گسترش میدهد و فرمانروای روی زمین میشود
- با شمشیر قیام میکند
- دارای نسبتهایی از انبیاست که از آن جمله غیبت است
- روش او سیره پیامبر است
- پس از آنکه مردم در آزمایش های سخت واقع شوند ظهور میکند
- وقتی حضرت مهدی ظهور کند حضرت عیسی نازل میشود و پشت سرش نماز میخواند
- پیش از ظهورش بدعت ها و ظلم و گناه و تجاهر به فسق و فجور رایج میشود
- هنگام ظهورش منادی آسمان به نام او و پدرش ندا میکند که همه آن را میشنوند و ظهور آن حضرت را اعلام میکنند
- پیش از ظهورش نرخ ها بالا میرود و بیماری ها زیاد میشود و جنگ های بزرگ برپا میشود و بسیاری کشته میشوند
- پیش از ظهورش نفس زکیه و یمانی کشته میشوند و در بیدا (مکانی بین مکه و مدینه)خسوفی واقع میشود و دجال و سفیانی خروج میکنند و حضرت آنها را میکشد
- پس از ظهورش برکات آسمان و زمین آشکار میشود و زمین آباد میگردد و هیچ کس غیر خدا را پرستش نمیکند
- سیصد و سیزده نفر اصحاب او هستند که در یک ساعت به محضرش حاضر میشوند
- معجزات بسیاری دارد و بسیاری به دیدار رحضرتش مشرف شده اند
خوش آمد گویی و دعوت به همکاری
ضمن خوش آمد گویی به شما و خرسندی از اینکه این وبلاگ را برای دیدن و البته سرگرم شدن انتخاب کردید به اطلاعتان برسانم که این وبلاگ به منظور جمع آوری مطالب جالب و عجیب از سرتاسر دنیا به وجود آمده است.از شما خواهشمندیم که اگر مطلب جالب و داستان زیبایی دارید با ما همکاری کنید تا ما مطالبتان را با نام خودتان در این وبلاگ قرار دهیم.
با تشکر
مدیریت وبلاگ
طبقات پیامبران و رسولان و ائمه
امام صادق علیه السلام فرمود: پیغمبران و رسولان چهار طبقه باشند: 1- پیغمبریکه تنها براى خودش پیغمبر است و بدیگرى تجاوز نمىکند (و خدا بوسیلهاى وظائف شخصى او را باو مىفهماند) 2- پیغمبریکه در خواب مىبیند و آواز هاتف را مىشنود ولى خود او را در بیدارى نمىبیند و بر هیچکس مبعوث نیست و خود او امام و پیشوائى دارد. چنانچه ابراهیم بر لوط امام بود 3- پیغمبریکه در خواب مىببیند و صدا را مىشنود و فرشته را مىبیند و بسوى گروهى کم یا زیاد مبعوث است مانند یونس، خدا باو فرماید: (147 سوره 37) (ما او را بسوى صد هزار نفر بلکه بیشتر فرستادیم) امام فرمود: مقدار بیشتر سى هزار بود و یونس را پیشوائى بود (که جناب موسى باشد و او شریعت موسى را ترویج مىکرد) 4- پیغمبریکه در خواب مىبیند و صدا را مىشنود و در بیدارى مىبنید و او امام است مانند پیغمبران اولواالعزم، ابراهیم علیه السلام مدتى پیغمبر بود و امام نبود تا خدا فرمود: (124 سوره2) (من ترا امام مردم قرار دادم ابراهیم گفت از فرزندان من هم؟) خدا فرمود (پیمان من بستمکاران نرسد) کسى که غیر خدا یا بتى را پرستیده امام نگردد.
توضیح:
کلمه (عهد) را که به پیمان معنى کردیم، مجلسى(ره) گوید، مقصود از عهد معنائیست که شامل امامت شود و بمعنى فرمانیکه بفرمانداران نویسند، مىآید و در اینجا کنایه از مقام خلافت خداست در زمین، و چون آیه شریفه امامت و پیشوائى امت را از ستمکاران نفى کرد، دلالت دارد بر ثبوت آن براى عادلان و همین آیه دلیل است بر اینکه امام باید معصوم باشد و گناهى از او سر نزند، زیرإ؛پپ غیر معصوم نسبت بخود یا دیگرى ستمگر است.
امام صادق علیه السلام مىفرمود. خداى تبارک و تعالى ابراهیم را بنده خود گرفت پیش از آنکه پیغمبرش نماید و او را بپیغمبرى برگزید پیش از آنکه رسولش کند و رسول خود ساخت پیش از آنکه خلیش گرداند و خلیش گرفت پیش از آنکه امامش قرار دهد، پس چون همه این مقامات را برایش گرد آورد فرمود، (همانا من ترا امام مردم قرار دادم) چون این مرتبت در چشم ابراهیم بزرگ جلوه نمود، عرضکرد (از فرزندان من هم) خدا فرمود. (پیمان من بستمکاران نرسد) شخص کم خرد امام شخص پرهیزکار نگردد (و ستمگر از نظر خدا کم خرد است و ممکن نیست که او پیشواى امتى گردد که در میان ایشان مردم پرهیزکار باشد.
و فرمود، آقا و سرور پیغمبران و رسولان پنج نفرند که ایشان اولواالعزم رسولانند و آسیاى نبوت و رسالت گرد آنها مىچرخد و ایشان: نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و محمد است درود خدا بر محمد و خاندانش و بر تمام پیغمبران.
جابر گوید: شنیدم که امام باقر علیه السلام مىفرمود: همانا خدا ابراهیم را به بندگى به پذیرفت پیش از آنکه به پیغمبرى پذیرد و به پیغمبریش پذیرفت پیش از آنکه برسالتش گیرد و برسالتش گرفت پیش از آنکه خلیلش گیرد و خلیلش گرفت پیش از آنکه امامش گیرد و چون این مقامات برایش فراهم نمود امام پنج انگشت خود را (براى نمودن این پنج مقام) جمع کرد به ابراهیم گفت. اى ابراهیم همانا من ترا امام مردم گردانیدم. از بس این مرتبت در چشم ابراهیم بزرگ آمد، گفت. پروردگارا و از فرزندان من هم؟، خدا فرمود: پیمان من بستکاران نرسد.
حرف های بزرگترین مرد تاریخ
حضرت صادق (ع ) فرمود: هر که چون نماز مغرب را خواند سه بار بگوید: (((الحمد لله الذى یفعل ما یشاء و لا یفعل ما یشاء غیره ))) خیر بسیارى باو داده شود.
ویژگیهای قرآن و احکام اسلام و فلسفه حج
کتاب پروردگار میان شماست که بیان کننده حلال و حرام-واجب و مستحب-ناسخ و منسوخ-مباح و ممنوع-خاص و عام-پندها و مثل ها-مطلق و مقید-محکم و متشابه میباشد.
عبارات مجمل خود را تفسیر و نکات پیچیده خود را روشن میکند.از واجباتی که پیمان شناسایی آن را گرفت و مستحباتی که آگاهی از آنها لازم نیست.قسمتی از احکام دینی در قرآن واجب شمرده شد که ناسخ آن در سنت پیامبر(ص)آمده.وبعضی لز آنها در سنت پیامبر واجب شده که در کتاب خدا ترک آن مجاز بوده است.بعضی از واجبات وقت محدودی داشته که در آینده از بین رفته است.محرمات الهی از هم جدا میباشند.برخی از آنها گناهان بزرگ است که وعده آتش دارد و بعضی کوچک است که وعده بخشش داده است و برخی از اعمال که انجام اندکش مقبول و در انجام بیشتر آن آزادند
خدا حج خانه محترم خود را بر شما واجب کرد.همان خانه ای که آن را قبله گاه انشان قرار داده که چونان تشنگان به سوی آن روی آورند و همانند کبوتران به آن پناه میبرند.خدای سبحان کعبه را مظهر تواضع بندگان در برابر عظمت خویش و نشانه اعتراف آنان به بزرگی و قدرت خود قرار داد و در میان انسانها شنوندگانی را برگزید تا دعوت او را برای حج اجابت کنند و سخن او را تصدیق نمایند و پای در جایگاه پیامبران الهی نهند.همانند فرشتگانی که بر گرد عرش الهی طواف میکنند و سودهای فراوانی در این عبادتگاه و محل تجارت زائران بدست می آورند و به سوی وعده کاه آمرزش الهی بشتابند.خدای سبحان کعبه را برای اسلام نشانه گویا و برای پناهندگان خانه آمن و امان قرار داد.ادای حق آن را واجب کرد و حج بیت الله الحرام را واجب شمرد.بر همه انسانها مقرر داشت که به زیارت آن برویدو فرمود:((آن کس که نوان رفتن به خانه خدا را دارد حج بر او واجب است و آن کس که انکار کند.خداوند از همه جهانیان بی نیاز است))
تعریفی از عقد مضاربه
مردى نزد پیغمبر (ص ) آمده عرض کرد: اى رسـول خـدا مـن از وسـوسـه خـاطـر سـخـتـى کـشـیـده ام ، و مـردى عـیـال وار و بـدهـکار و نیازمند هستم ، پیغمبر (ص ) باو فرمود: این کلمات را بسیار بگو: (((تـوکـلت على الحى الذى لا یموت و الحمد لله الذى لم یتخذ صاحبة و لا ولدا و لم یکن له شـریـک فى الملک و لم یکن له ولى من الذل و کبره تکبیرا))) پس زمانى نگذشت که آن مـرد نـزد آن حـضـرت آمـد عـرض کـرد: خـداونـد وسوسه خاطرم را برطرف کرد و بدهى و قرضم را ادا فرمود و روزیم را فراوان ساخت .
عقد مضاربه
بند اول:تعریف
ماده ۵۴۶ قانون مدنی در باب تعریف مضاربه میگوید:مضاربه عقدی است که به موجب آن احد متعاملین سرمایه میدهد و با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشد.صاحب سرمایه مالک و طرف سرمایه گیر مضارب نامیده میشود
کلبه مضارب در لغت به معنی سیر کردن در زمین میباشد.در عمل مالک سرمایه خود را در اختیار مضارب قرار میدهد تا مضارب در نقاط مختلف سیر کند و سودی را به دست آورد و در نهایت برابر سهمی که از قبل مقرر داشته اند تقسیم نمایند.مضاربه عقدی جایز است یعنی هریک از طرفین میتوانند از عقد صرفنظر کنند به شرط آنکه طرف صرفنظر کرده عدم همکاری خود را به طرف دیگر اعلام نماید
بند دوم:ارکان
اول:سرمایه
سرمایه مالی است که برای امور تجاری در اختیار مضارب قرار داره میشود.اولین رکن مضاربه سرمایه است.بدون سرمایه مضاربه قابل تحقق نیست.برابر ماده ۵۴۷ قانون مدنی:
۱-سرمایه باید وجه نقد و البته پول رایج کشور باشد نه دلار و لیره و ... و نه وسایل فقط وجه نقد
۲-سرمایه باشد دقیقا مشخص و معلوم باشد
دوم:عمل تجاری
اقدامات مضارب یا سرمایه گیر حتما باید تجاری باشد.مثلا مضارب نمیتواند با سرمایه مالک به زراعت یا معامل اموال غیر منقول بپردازد چون این اعمال تجارتی نیستند.همچنین در عقد مضاربه عامل باید مشخص کند که چه نوع عمل تجاری انجام میدهد.عمل تجاری داخلی یا خارجی و همچنین باید مشخص کند که اصولا کالای مورد تجارت وی چه چیزی هست مثل خرید و فروش اتومبیل یا فرلش و در نهایت عمل تجاری فقط خرید به قصد فروش نیست چه بسا اعمالی مثل دلالی و حمل و نقل هم تجاری محسوب میشوند
سوم:سود هرکدام به نحو سهام
در عقد مضاربه باید جزءمشاع هرکدام باید مشخص باشد مثل نصف و ثلث و ...
در این مورد ماده ۵۴۸ قانون مدنی میگوید:حصه هر یک از مالک و مضارب در منافع باید جزء مشاع از کل از قبیل ثلث و ربع و غیره باشد
ممکن است در عقد حصه هرکدام از معاملین معین نباشد ولی در عرف معلوم باشد که سهم مضارب چقدر است و فقط در این صورت است که سکوت در عقد منصرف به آن میگردد
در عقد مضاربه نمیتوان سود را به مالک اختصاص داد و گفته شود که منافع کاملا متعلق به مالک باشد که در چنین صورتی مضاربه باطل خواهد بود و در صورد ابطال عقد عامل مستحق اجرت المثل عمل خود است مگر اینکه عمل خود را تبرعا(مجانی)انجام داده باشد
سود عقد مضاربه بعد از اتمام یا انحلال عقد تقسیم میشود.در این قسمت حتما لازم نیست که سود باید وجه نقد باشد تا تقسیم شود بلکه اگر کالایی بود نسبت به سهم هرکدام تقسیم میشود و اگر این کالا تا قبل از تقسیم افزایش یا کاهش یافته یا تلف شود از مال هردو میباشد و هردو ضرر یا منفعت میکنند
بند سوم:تکالیف و وظایف مالک و مضارب
اول:تکالیف مالک
وظیفه مالک در عقد مضاربه گذاشتن سرمایه در اختیار مضارب است که این سرمایه میتواند در اختیار مضارب قرار داده شود یا نزد خود مالک بماند و مضارب هر مقدار که لازم بود از مالک بگیرد یا مضارب حواله پرداخت به مالک بدهد
دوم:وظایف مضارب
۱-فعالیت در مدت مضاربه:البته بعد از انقضای مدت با تنفیذ مالک صحیح است
۲-فعالیت در مطلق بودن مضاربه:مطلق بودن یعنی تجارت خاصی را معمول نکردن که در این صورت باید حد عرفی را رعایت کند
۳-تعیین نوع فعالیت و روش آن:یعنی مضارب باید برعکس بالا به همان تجارتی که معین شده بپردازد
۴-نیاز به موافقت مالک برای توسعه فعالیت:یعنی مضارب نمیتواند قسمتی از سرمایه را وارد مضاربه جدید با دیگری کند مگر با رضایت مالک
این مطلب ادامه دارد
لقب قائم
داود بـن زربى گوید: من در مدینه بیمار سختى شدم ، و خبر آن به حضرت صادق (ع ) رسـیـد، پـس بـمن نوشت : خبر بیماریت بمن رسید، پس یکصاع (تقریبا سه کیلو) گندم بـخـر، سـپـس بـپشت بخواب و آن گندم را روى سینه ات بریز و پهن کن بهر گونه که ریخت و بگو: (((اللهم انى اسئلک باسمک الذى اذا سئلک به المضطر کشفت ما به من ضر و مـکـنـت له فـى الارض و جـعـلتـه خـلیـفـتـک عـلى خـلقـک ان تـصـلى عـلى مـحـمـد و آل مـحمد و ان تعافینى من علتى ))) سپس برخیز و درست بنشین و گندمها را از اطراف خود جمع کن ، و (دوباره ) همان دعا را بخوان و آنرا بچهار مد (که هر مدى تقریبا ده سیر است ) تـقـسیم کن ، هر قسمتى را بمسکینى (و مستمندى ) بده و همان دعا را بخوان . داود گوید: من دسـتـور آن حـضـرت را انجام دادم (و آنقدر زود اثر گذاشت که همانساعت بیماریم برطرف شد) و گویا از بند آزاد شدم ، و بسیارى از مردم آنرا انجام داده اند و از آن سود برده اند.
لقب قائم علیه السلام
میپرسند:چرا امام زمان (ع) با کلمه قائم و مهدی خوانده میشود و چرا بعضی با شنیدن لقب قائم برمیخیزد و می ایستد؟
پاسخ:
در بسیاری از روایات آن حضرت با القاب قائم و مهدی یاد شده و در مورد قائمبسیار میشد که در زمان ائمه علیه السلام بر اثر ظلم و فساد حاکمان غاصب امامان به یاد امام زمان می افتادند و میفرمودند:قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت.
قائم یعنی قیام کننده نظر به این که قیام و نهضت حضرت مهدی جهانی است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حکومتی نبوده است و آن حضرت با این عنوان خوانده میشود.
اما اینکه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ و با گفتن این کلمه برمیخیزند و می ایستند یک نوع عمل مستحبی و احترام و اظهار پیوند وانتظار به رآن حضرت است و ضمنا مردم را به یاد نهضت و قیام حضرت مهدی(عج) می اندازد و برای آنها این تلقین عملی میشود که باید برخواست نهضت کرد و امیدوار بود و به زمینه سازی برای ظهور و قیام جهانی رهبری معصوم و قاطع که امید پیامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستی است پرداخت.
این کار حتی در زمان امام صادق در میان شیعیان معمول بوده و حتی نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا کلمه قائم ذکر شد امام رضا برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود((اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه)).خداوندا بر فرجش شتاب کن و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان
در ادامه مطلب فقط برچسب ها میباشد
ادامه مطلب ...

