X
تبلیغات
شیکسون

داستان های زیبا-عجایب جهان

باورنکردنیهای جهان آفرینش-داستان-اس ام اس-جملات کوتاه-مطالب زیبا-علوم-حدیث-احادیث زیبا-آیا میدانید-اعجاز و خواص سوره های قرآن

اولین شغل استیو جابز و ماجرای انتخاب اسم «اپل»

 امـام صـادق (ع ) فـرمـود: خداى عزّوجلّ ایمان را هفت سهم کرد: 1نیکوکارى 2 راستگویى 3 یقین 4 رضا 5 وفاء 6 علم 7 بردبارى .
سـپـس آنـرا مـیـان مـردم تـقـسـیـم فـرمـود، بـهـر کـس هـفـت سـهـم داد، او کامل است و بردارنده ایمان ، و ببرخى از مردم فقط یک سهم داد و ببعضى دیگر دو سهم و بـدسـتـه ئى سـه سهم تا بهفت سهم قسمت کرد، سپس فرمود بکسیکه یک سهم ایمان دارد بـانـدازه دو سـهـم تـحـمیل نکنید و نه بکسى که دو سهم دارد باندازه سه سهم که سنگین بـارشـان خـواهـیـد کـرد، آنگاه فرمود: همچنین تا بهفت سهم برسند (یعنى بر سه سهمى باندازه چهار سهم تحمیل نکنید و بر چهار سهمى باندازه پنج سهم و بر او باندازه شش سهم و بر او باندازه هفت سهم ).

 

 اولین شغل استیو جابز و ماجرای انتخاب اسم «اپل» 

 

                                                                                                  استیو جابز

 

قبل از اینکه استیو به مدرسه ابتدایی برود، مادرش خواندن را به او یاد داده بود و همین مساله باعث بروز مشکلاتی برای او در مدرسه شد؛ «سال های اولیه مدرسه برایم بسیار کسل کننده بود و به همین خاطر با یکی از دوستانم به نام ریک حسابی شیطنت می کردیم تا سرمان گرم شود. یکبار پوستری توی تابلوی مدرسه زدیم و روی آن نوشتیم از فردا می توانید گربه ها و سگ های خود را به مدرسه بیاورید...فردای آن روز از دیدن صحنه دنبال کردن حیوانات و دادوبیداد ناظم، کلی خندیدیم. در کلاس سوم شوخی خطرناکی کردیم. ترقه ای را زیر صندلی خانم معلم انداختیم، بنده خدا زبانش از ترس بند آمده بود...»

با وجود شیطنت های استیو، پدرش مدرسه را مسبب این موضوع می دانست و به مدیر مدرسه می گفت: شما نمی توانید محیط مدرسه را برای او جذاب کنید که کسل نشود...


حدود 13سالگی استیو توانست در شرکت اچ.پی برای خود کاری دست و پاکند. او پیچ و مهره وسایل الکترونیکی ساخته شده را سرجایش می گذاشت. این پسر سخت کوش توانست با کمک پدرش در سن 15 سالگی با پول های پس اندازش اولین ماشینش را بخرد اما بسیار بلند پرواز بود و با کار زیاد توانست یک فیات 850 کوپه خریداری کند. متاسفانه در آن زمان ماری جوانا مصرف می کرد: «روزی پدرم مقداری ماری جوانا در ماشینم پیدا کرد. از معدود دفعاتی بود که عصبانیت او را می دیدم. آن روز به او قول دادم که این عادت زشت را ترک کنم و به قولم عمل کردم.»

 *

29ژوئن نقطه عطفی در دنیای کامپیوترهای شخصی بود. ووز _ دوست استیو و همکارش در اچ.پی_ در سخنرانی گفت: این اولین بار است که کسی حرفی را تایپ می کند و می تواند آن را در صفحه رو برویش ببیند و این بینظیر است... جابز هم از این رویداد بسیار خوشحال بود از ووز پرسید آیا می شود چندین کامپیوتر را به هم وصل کرد؟ آیا کارت حافظه داخل آن جای می گیرد؟ و...از آن پس، آن دو توانستند جزئیات بیشتری مثل تراشه حافظه  دسترسی تصادفی(رندوم) را به دستگاه اضافه کنند...این محصول نظر بسیاری را به خود جلب کرد و افراد زیادی را از دور و نزدیک برای دیدن آن آمدند...استیو پیشنهاد داد از طریق فروش محصول بتوانند محصولات بعدی را تهیه کنند. ووز هم تصمیم گرفت شرکتی برای خودشان تاسیس کنند؛ استیو مجبور شد ماشین مورد علاقه خودش را بفروشد تا شرکت تاسیس شود...یکی از دوستان جابز او را به باغ سیبش دعوت کرد و از او خواست در چیدن میوه ها به او کمک کند. بعد از بازگشت، تصمیم گرفت نام شرکت را اپل بگذارد چون هم با روحیه طبیعت دوست او سازگار بود و هم با مشتری به راحتی ارتباط برقرار می کرد...


جابز برای ازدواج به دنبال دختری بود که با او همخوانی داشته باشد. کسی را می خواست که زیرک، مقاوم، دوستدار ذن و مدیتیشن، تحصیل کرده، مستقل، زیبا، شوخ طبع و البته نجیب و عاشق غذاهای گیاهی باشد. در اکتبر 1989 چنین دختری وارد زندگی او یا بهتر است بگوییم وارد کلاس او شد. از آن به بعد از ظهرهای پنجشنبه در دانشکده تجارت دانشگاه استنفورد کلاس های آموزشی داشت و لورنس پاول هم یکی از شاگردانش بود...

 

جابز در سال 1990 به او پیشنهاد ازدواج داد و یکسال بعد او با او ازدواج کرد؛ جابز 36ساله و لورنس 27 ساله. در همین سال فرزند اول آنها بدنیا آمد؛ رید پاول جابز که برگرفته از نام ناپدری استیو جابز بود. 1995 ارین سینا جابز و 1998 دختر دوم او و فرزند سومشان «ایو» متولد شد. جابز درباره او می گوید:«اگر روزی کسی از خانواده من بتواند اپل را اداره کند، آن شخص ایو است البته اگر تا آن زمان رییس جمهور آمریکا نشده باشد. 

 

با تشکر از :a-m 

منبع:http://silam.blogsky.com

تاریخ ارسال: دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:48 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

تاریخچه هفت سین

حـمـران بـن اعـیـن گـوید: بامام باقر علیه السّلام عرضکردم : علماء (امامان ) چه موقعیتى دارنـد؟ فـرمـود: مـانـنـد ذوالقـرونـین و همدم سلیمان (آصف بن برخیا) و همدم موسى علیهم السلام (یوشع بن نون یا جناتب خضر) میباشند.


تاریخچه هفت سین

وان نوروزی (سفره هفت سین) باید سفید باشد چرا که نشانه پاکی و سفید بختی و روشنایی است و نیز نشانه جهان بی پایان است که بارگاه یزدان در آن است. در سفره و یا همان خوان نوروزی مواد و چیدنی‌هایی گذاشته می‌شود که هرکدام نشانه و نمادی از سلامتی، ‌رزق و روزی، زایش، ‌برکت و ... است.


سبزه
شاید زیباترین ویژگی سفره هفت سین را می‌توان به وجود سبزه آن دانست، به این دلیل که سبزه با رنگ و طراوت خود دلها را شادمان می سازد و با نگریستن به آن طلوع سال جدید را زیباتر می‌کند. در ایران باستان رسم بر این بود که بیست و پنج روز قبل از نوروز در کاخ پادشاهان دوازده ستون از خشت خام برپا می‌ساختند و بر هر کدام یک نوع غله می‌کاشتند و معتقد بودند اگر سبزه‌ها خوب بروید سال پر برکتی است.

در ایران باستان دانه‌های گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، باقلا، نخود و کنجد را بر این ستون‌های خشتی می‌کاشتند و روز ششم فروردین آنها را برمی چیدند و به نشان برکت و باروری در تالارها پخش می‌کردند و معمولا سه قاب از سبزه به نماد اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک بر خوان می‌گذاشتند و اغلب کنار آنها گندم، جو و ارزن که نقش مهمی در خوراک مردم داشتند سبز می کردند تا سبب فراوانی این دانه‌ها در سال جدید گردد.

امروزه نیز آن چیزی که وجودش بر سر سفره هفت سین ضرورت دارد، سبزه است. مردم یزد از نیمه اسفند به سبز کردن سبزه در کاسه و بشقاب و حتی بر روی کوزه‌های سفالی می‌پردازند. زرتشتیان رویش سبزه را در نوروز نشان تازه شدن زندگی و فصل رویش دانه‌ها که خود برکت زندگی محسوب می‌شود، می‌دانند. در گذشته زرتشتیان یزد بیشتر "تره تیزک" را که در گویش خود بدان "ششه" می‌گویند بر روی کوزه‌های سفالی سبز می‌کردند.

دانه‌هایی که امروزه کشت می‌شود بیشتر گندم و عدس است ولی ماش و تره تیزک را نیز سبز می‌کنند. معمولا تره تیزک را یک شبانه روز خیس می‌کنند سپس آن را در کیسه‌های پارچه‌ای نازک می ریزند و در جایی گرم قرار می‌دهند تا جوانه بزند، جوانه زدن دانه‌ها را در گویش زرتشتیان یزد روز آمدن می‌گویند، بعد از آن که دانه‌های روز آمده را در بشقاب‌های پهن بی لبه که معمولا سه عدد و مخصوص کاشتن سبزه هستند، ریختند، روی جوانه‌ها را پرده‌ای از ماسه نرم می‌ریزند و آب می‌دهند تا سبز شود.
آتشدان (مجمر)
بر سر سفره هفت سین زرتشتیان وجود آتشدان، نماد اردی بهشت امشاسپند، اهمیت خاصی دارد. آتش این مجمر از آتش مقدس مایه می‌گیرد معمولا در کنار آتشدان دانه‌های اسفند کندر اشتره و نیز چوب‌های خوشبو چون عود و صندل وجود دارد. روشنایی تجلی اهورا مزدا است و نماد درستی و نیک اندیشی و راستی بنابراین باید بر سر سفره هفت سین باشد. در ایران باستان در دو سوی آتشدان شمعدان‌های گران‌بها یا چراغ می‌نهادند و آنها را می‌افروختند و این نشانی از دنیای پرفروغ بی پایان بود که اهریمن بدانجا راه ندارد.
کتاب مقدس
یکی دیگر از چیدنی‌های خوان نوروزی وجود کتاب مقدس به عنوان نماد اهورا مزدا است. در دوران ساسانیان کتاب اوستا را برخوان می گذاشتند و قبل از فرا رسیدن سال قسمتی از آن را که معمولا "فروردین یشت" است، می خواندند و از فرورهای شاهان، پاکان، ‌پارسایان، دلاوران و شهسواران که در "فروردین یشت" نام آنها آمده، یاد می‌کردند.
امروز بر سر سفره نوروزی ما مسلمانان قرآن گذاشته می‌شود و هر کس قسمتی از کتاب دینی خود را می‌خواند تا سال نو را با آیه‌های مبارک الهی شروع کرده باشد.
کوزه آب
در گذشته کوزه آب که توسط دختران نابالغ از چشمه‌ها پر می‌شد با زینتی از گردنبندها بر سر خوان نوروزی نهاده می‌شد. امروزه کوزه سفالی را پر از آب می‌کنند و به جای جواهرات با سبزه و روبان تزیین می‌کنند و همراه با تاس مسین پر از آب و برگ‌های آویشن در حالی که یک عدد انار سرخ هم در آن نهاده‌اند، بر سفره می گذارند.
نان
نان که نمادی از برکت است، چه در گذشته و چه در حال بر سر سفره نوروزی می‌گذاشتند و اکنون نیز یا نان سنگک بزرگی می پزند و برای برکت سفره بر آن می‌گذارند یا اینکه نان را به صورت کماج شیرین درآورده بر خوان نوروزی می‌نهند. در زمان ساسانیان گرده نان‌هایی به اندازه یک کف دست یا اندکی کوچکتر می پختند که به آنها "درون" می‌گفتند و گاهی بر آن نوعی نیایش می‌خواندند و بدین ترتیب نان‌های نوروزی را برکت می‌بخشیدند. امروزه زرتشتیان علاوه بر نان معمولی نان‌های دیگری مانند کماج، نان شیر و چند نوع شیرینی خانگی که بیشتر جنبه تشریفاتی دارد، می‌گذارند.
بر سر سفره هفت سین یزدی‌ها شیرینی‌های معروف یزدی هم به چشم می‌خورد که معمولا در دیس‌های بزرگ به طرز زیبایی چیده می‌شود و در اعیاد و جشن‌ها و به ویژه عید نوروز مصرف فراوان دارد.
تخم مرغ
تخم مرغ بن مایه خوان نوروزی است و به صورت رنگ کرده می‌بایست بر سر سفره هفت سین جلوه نمایی کند، زیرا که تخم و تخمه نمادی است از نطفه و نژاد و در روز جشن تولد آدمیان که تخمه و نطفه پدیدار می‌گردد. تخم مرغ تمثیلی است از نطفه باروری که به زودی باید جان بگیرد و زندگی یابد و زایش کیهانی انجام پذیرد. پوست آن هم نمادی است از آسمان و طاق کیهان.

آیینه
به اعتقاد زرتشتی‌ها چون آخرین ماه سال زمان تولد آدم ابوالبشر است، بنابراین باید نمادی از آن در خوان نوروزی باشد تا شکل پذیری آسان شود. از این رو آیینه‌ای در بالای خوان نهاده می‌شود و در اطراف آن شمع یا چراغی می‌گذارند. اغلب تعداد شمع‌ها با تعداد فرزندان خانواده ارتباط دارد و نیز آیینه‌ای دیگر در زیر تخم مرغ گذاشته می‌شود تا انعکاس وجود آدمی در آیینه دیده شود و نیز آیینه زیر تخم مرغ هم نمایانگر تحویل سال است. وقتی که گاو آسمانی، کره زمین را از شاخی به شاخ دیگر می‌افکند در آن زمان تخم مرغ بر روی آیینه خواهد جنبید، در جلوی آیینه هم مشتی گندم به نشانه روزی فراخ می‌پاشند.
سمنو
سمنو که از جوانه‌های تازه رسیده گندم تهیه می‌شود، نماد فراوانی خوراک و غذاهای خوب و پر نیرو است و نیز نمادی برای زایش گیاهی و بارور شدن گیاهان توسط فرورهاست.
سنجد
سنجد که عطر برگ و شکوفه‌های آن محرک عشق و مهر است و از مقدمات اصلی زایندگی به شمار می‌آید، باید بر سر خوان نوروزی نمایان باشد. وجود سنجد در سفره نوروزی انگیزه زایش کیهانی است گاه زرتشتیان دانه‌های سنجد را با آویشن در هم می‌آمیزند و همراه با نقل و سکه بر سر سفره نوروزی می‌گذارند.
سیر
نماد میکروب زدایی و پاکیزگی محیط زیست و سلامت بدن و نیز زدودن چشم زخم است که باید حتما بر سر سفره نهاده شود. به اعتقاد زرتشتیان بوی سیر دیوان را می‌گریزاند. زرتشتیان سیر را با تکه‌های نان که در آن ترید کرده‌اند، در مراسم پرسه با سداب به کار می‌برند و بر سر سفره نیایش می‌گذارند. پوست سیر را هرگز در جایی نمی‌گذارند زیرا معتقدند از سحر هم بدتر است، به همین جهت برای کندن پوست آن ابتدا سیر را در آب می‌خیسانند و بعد پوستش را می‌کنند، همچنین معتقدند اگر پوست سیر را با پیاز گلپر و اسفند در خانه بسوزانند، به خصوص در صبح روز پنجشنبه، بویش، خانه را پاک می‌کند.
سرکه
همانند سیر نمایانگر پاکی محیط، زدودن آلودگی و باطل کردن سحر و جادو است.

سماق
سماق نماد عشق مهر و پیوند دلها است که بر سر سفره هفت سین نهاده می‌شود.

سپند (اسفند)
اسفند نیز نشانه‌ای است از دفع چشم زخم که در زمان‌های کهن مقدس بوده، است و در مراسم نیایشی به کار می رفته است. امروزه نیز ار آن برای دفع چشم زخم و به نیت درود فرستادن برای عزیزان از دست رفته و همچنین ضد عفونی کردن محیط استفاده می‌شود. زرتشتیان اسفند را در خوانچه مخصوصی می‌نهند چراکه نشانه همه امشاسپندان و مقدسان است. اسفند همراه با کندر و دیگر خوشبوهای مخصوص آتش همیشه در خانه زرتشتیان وجود دارد و روزی 2 تا 3 بار آن‌ها را برآتش می ریزند به خصوص در مراسم سوگواری و شادی اسفند دود کردن امری رایج است.

سکه
پول زرد و سفید در خوان نوروزی نمادی است از شهریور امشاسپند که موکل است بر فلزات و بودن آن بر سر خوان که موجب برکت و سرشاری کیسه است. بر سر خوان نوروزی زرتشتیان و گاه غیر زرتشتیان چیدنی‌های دیگر هم نهاده می‌شود؛ شیرینی و نقل که نماد شیرین کامی است؛‌ گلابدان پر از گلاب و همچنین سبزی خوردن، ‌پنیر و کاهو که طراوت و نیز زیبایی سفره را دو چندان می‌کند.در برخی از سفره‌ها آرد هم وجود دارد که آن هم نمادی است از برکت نوروزی اما دو چیز مهم دیگر بر سر سفره هفت سین نمادین است، یکی انار و دیگری تنگ ماهی.

انار
انار از مقدس ترین درختان است که تقدسش را همچنان تا به امروز حفظ کرده است. درخت انار به سبب رنگ سبز تند برگ‌هایش و نیز به جهت رنگ و شکل غنچه و گل مانندش، همانند آتشدان است و همیشه مقدس بوده است. پردانگی انار نماینده برکت و باروری و رزق فراوان است و نمادی است از باروری ناهید. زرتشتیان معمولا در تاس مس پر از آب یک عدد انار هم می‌گذارند با این باور که این میوه پردانه در سال جدید برکت و رزق فراوان برای خانواده به همراه داشته باشد، به ویژه انارهای خوش آب و رنگ و آبدار شهر کویری یزد که اکثرا برای استفاده در سفره‌های هفت سین در پوششی از کاه در گودال‌های زمینی نگه داری می شود تا در سال نو به زیبایی سفره هفت سین بیفزاید.

ماهی
یکی دیگر از زینت دهندگان سفره هفت سین، ماهی است، اسفند ماه در برج حوت است و حوت یعنی ماهی. در هنگام نوروز برج حوت به برج حمل تحویل می‌گردد و از این رو نمادی از آخرین ماه سال در خوان نوروزی گذاشته می‌شود. علاوه بر آن ماهی یکی از نمادهای آناهیتا فرشته آب و باروری است که وظیفه اصلی نوروز را که باروری است بر عهده دارد. خوردن سبزی پلو با ماهی نیز در شب عید از این روست و ظرف پر از آب با چند ماهی قرمز نمادیست از روزی حلال.

گل بیدمشک
گل بیدمشک نمادی است از اسپندارمذامشاسپند و گل نیز ویژه اسفند ماه است به خصوص گل بید‌مشک که از عطر خاصی نیز برخوردار است و در معطر ساختن فضای خانه نقش بسزایی دارد.

نارنج
نمادی است از گوی زمین و هنگامیکه در ظرف آبی نهاده شده باشد، نمادی است از گوی زمین در کیهان و گردش آن بر روی آب نمودار گذاشتن برج‌های دوازده گانه و تحویل سال است. علاوه بر این‌ها بر سر سفره زرتشتیان کاسه‌ای پر از پالوده خانگی و نیز کاسه‌ای از خشکبار ترش مزه مانند برگه شفتالو، ‌برگه زردآلو، ‌آلبالو و آلوچه را که قبلا در آب خیسانده‌اند، نیز می‌گذارند و نیز مقداری پسته، ‌فندق، بادام زمینی و تخمه را که قبلا خندان کرده و بو داده‌اند، داخل کیسه‌ای به نام دولک می‌ریزند و به عنوان آجیل نوروزی بر سر سفره می‌نهند.


علاوه بر آن بر سر سفره هفت سین گلهای زیبا و خوشبویی چون گل نرگس،‌ گل سنبل و گل شب بو که نوید بخش بهار هستند، دیده می‌شود. زمانیکه سفره چیده شد همه اهل خانه حمام رفته و لباس نو پوشیده، گرد سفره هفت سین می‌نشینند و چند دقیقه مانده به تحویل سال همگی با هم خواندن سرودهایی، خداوند را سپاس و نیایش می‌کنند.

سال که تحویل شد جملگی با شادی وصف ناپذیری سال جدید را تبریک گفته، روبوسی می‌کنند؛ بانوی خانه آینه و گلاب پاش را از سر سفره برداشته و گلاب را در دست هر کدام می ریزد و همزمان آیینه را رو به روی چهره آنها می‌گیرد تا روی خود را ببیند. این کار از سالخورده ترین فرد خانواده شروع می شود. آنگاه همگی به وسیله نقل خوشمزه یزدی(معمولا نقل بیدمشکی،‌ نقل بادام و یا نقل پسته) که در قنادی‌های یزد تهیه می‌شود و نیز سایر شیرینی‌ها پذیرایی شده، دهانشان را شیرین می کنند. سپس پدر خانواده به همه اعضای خانواده عیدی می‌دهد و بعد از آن مقداری از غذاهای درون سفره با شادی صرف می‌شود.


تاریخ ارسال: یکشنبه 13 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:55 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 1 نظر

مفهوم بیمار و مار در ایران

سـلیـمـان بـن عـمـرو گـویـد: شـنـیـدم حـضـرت صـادق (ع ) مـى فـرمـود: خـداى عـزوجـل اجـابـت نـکـنـد دعـائى کـه از روى دل غـافـل بـاشـد، پـس هـرگـاه دعـا کـردى بـه دل توجه کن و یقین داشته باش که اجابت شود. 

 

 مفهوم بیمار  و مار در ایران 

 

بیمار

 

 یادداشتی از دکتر شاهین سپنتا ( دامپزشک ) به نقل از وبلاگ ایشان در پاسخ به پیشنهادی برای جایگزینی سیمرغ بجای مار در نماد دارو و درمان و برای روشن شدن بن مایه‌های ایرانی نماد جهانی دارو و درمان جهت اطلاع و استفاده عموم بینندگان محترم با اندکی تلخیص بازخوانی می‌گردد : 

 مار» در نشان جهانی دارو و درمان که جامعه پزشکان، داروسازان و دامپزشکان با اندک تفاوت هایی آن را به کار می گیرند، یکی از نماد های آیین مهر است و با باورهایی که مار را از شمار « خرفستران » یا جانوران زیانکار اهریمنی می داند، ارتباطی ندارد.  

مار در آیین مهر یک نماد بنیادی است و زیانکار و نامقدس و اهریمنی نیست. برای شناخت بهتر مفاهیم این نماد آیینی باید به جایگاه این نماد در آثار بازمانده از پیروان آیین میترا توجهی ویژه داشت.

در همه نگاره ها و پیکره های های « میترای گاو اوژن » که نمونه های فراوانی از آن در نیایشگاه های میترایی به دست آمده است، داستان « رستاخیز طبیعت به هنگام بهار » در صحنه ای که میترا به عنوان نماد خورشید به کنایه از بهار و به نشانه فناپذیر بودن زمستان، گاوی را از پای در می آورد، تکرار می شود. در این صحنه « مار » به عنوان نماد خاک یا زمین حضور دارد که به نشانه تجدید پذیر بودن زندگی از خون گاو می نوشد تا بارور شود و زمین برکت یابد 

 

 میترای گاو اوژن و ماری که از خون گاو زندگی می یابد 

در آیین مهر، مرحله نخست از هفت مرحله روحانی نیز مقام « کلاغ » یا  « پیک » است که مقام تازه واردان به آیین مهر بوده که به خدمت در مهرابه ها می پرداختند. نشان این مقام چوبدست یا عصایی بود که یک یا دو مار بر گرداگرد آن پیچیده بود. 

 

 نمادهای مار و چوبدست و جام مهری 

                در کنار کمان ستاره و نان مقدس ( درَاُنه ) در یک قطعه جواهر میترایی

همچنین در نگاره ها و پیکره های  مربوط به « ایزد شیرسر » زروانی که به آیین میترا راه یافته است، ماری را می بینیم که بر گرداگرد اندامش حلقه زده است، در حالی که چوبدست یا عصایی را به نشانه « شهریاری بر زمین » به دست دارد. در این پیکره ها به وضوح نشانه هایی از عناصر چهارگانه طبیعت را می توان دید. شیر نماد آتش است و آتش هم نماد خورشید، جام یا پیاله یا سنگاب به نشانه قرابه ( hydria   ) هایی که در مهرابه ها استفاده می شده به عنوان نماد آب ، و مار نماد زمین است و زمین مادر بارآور و زندگی بخش و پرورنده است که هرسال با بارش آسمان ها بارور می شود. بال های پیکره نیز نماد گذر زمان و گردش چهار فصل یا حرکت زندگی است. بر این پایه از این پیکره با صفاتی مثبت چون بارآور و زاینده یاد می شود 

 

  پیکره ایزد شیر سر، یافت شده در مهرابه « اُستیا » 

                                       به همراه خروس و چوبدست مهری

همین ویژگی ها به ایزد درمان بخش میان رودان « نین گیزیدا » نیز منتقل شده است و جنبه درمان بخشی او را در دو مار به هم پیچیده روی یک ظرف مذهبی « گودئا » می توان یافت.

نفوذ باورهای مهری در یونان باستان در حدی بود که در آمیختن استوره های یونانی و باورهای مهری موجب شد تا آسکِلِپیوس (Aesculapius ) ایزد پزشکی و درمان در استوره های یونان باستان برای این که فرمانروایی خود را در گستره دارو درمان بر زمین همواره حفظ کند، چوبدست مهری را که ماری بر آن تابیده است، در دست گرفت پس مورد بیشترین پرستش در میان ایزدان قرار ‌گرفت، چنان که او را برابر با خورشید ‌دانستند. همچنین دخترش « هیگیه‌یا » که واژه « Hygiene » یا بهداشت از نام او سرچشمه گرفته‌است ، و دو دختر دیگرش « مدیترینه » و «پاناسئا » که به ترتیب نمایانگر نیروهای بهداشت، پزشکی و درمان دردها هستند، به همراه مار تصویر می شوند.  

 

 « هیگیه‌یا » دختر آسکِلِپیوس

تاثیر باورهای مهری در طراحی و تکوین نماد دارو و درمان را در یکی از سنگ نگاره های برجای مانده نیایشگاهی در ویرانه های شهر باستانی اِفِسُس (Ephesus ) در آناتولی ( آسیای صغیر ) باستان که امروز به عنوان مرکز گردشگری و باستان‌شناسی در سه کیلومتری جنوب شهر « سلجوق » در استان « ازمیر » کشور ترکیه قرار دارد، می توان دید.  

 

نماد دارو و درمان در شهر افِسُس

 به این ترتیب، نشان جهانی دارو و درمان که ترکیبی از چند نماد مهری همچون مار ( به نشانه زمین بارور و زندگی زا )، جام ( به نشانه خون یا شراب مقدس یا آب سرچشمه زندگی ) بال ( به نشانه حرکت زندگی ) و چوبدست مهری ( به نشانه فرمانروایی زندگی بر زمین که در طرح جایگزین پیکر انسانی و جام نیز شده  ) است، بن مایه ای ایرانی دارد که با گسترش آیین میترا و رسوخ آن در مسیحیت از سوی دیگر ملت ها نیز پذیرفته شده است و امروز سهم ایرانیان در حفظ و گسترش آن نباید از دیگر ملت ها کمتر باشد.

  

 


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 06:19 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 5 نظر

باورشما در مورد ثروتمند شدن چیست؟

  رسـول خـدا (ص ) فـرمـود: (بـا پدر و مادر) نیکو رفتار باش و در بهشت جایگزین شو و اگر عاق و جفا کارى با آتش ‍ (دوزخ ) بساز.  

 

 باورشما در مورد ثروتمند شدن چیست؟

یک سوال ساده که شما باید بدون معطلی پاسخ بدهید؛ در زندگی چه چیزی برای شما مهم تر است؟ اگر این سوال را از دوستان خود نیز بپرسید آن ها هم همین جواب شما را می دهند؛ درست است، پول. با درست و غلطش هم کاری نداریم اما این آرزوی همه ماست که پولدار شویم تا به تمام آرزوهای مان برسیم. بعضی می خواهند از نظر مالی راحت باشند، هرگز نگرانی مسائل مالی را نداشته باشند، آن قدرپول می خواهند که نیازمند کار اضافه نباشند و بعضی می خواهند خانواده شان امنیت اقتصادی داشته باشد یا قرض های شان را پس بدهند، گروهی دیگر می خواهند با آن اتومبیل بخرند یا خانه رویایی شان را بسازند، آن ها می خواهند توانایی رفتن به مسافرت های هیجان انگیز را داشته باشند یا این که می خواهند با این پول در بهترین دانشگاه ها تحصیل کنند. به هرحال فرقی نمی کند که آن ها چه می خواهند، مهم تر این است که همه ما می خواهیم ثروتمند شویم اما چرا این اتفاق نمی افتد و پول درآوردن برای بسیاری از افراد کار سختی است اما بعضی ها بسیار راحت پول درمی آورند؟ روان شناسان اعتقاد دارند یکی از مهم ترین دلایل به موفقیت نرسیدن بیشتر افراد در رسیدن به آرزوی ثروتمند شدن خود، این است که آن ها باورهای غلطی در مورد ثروتمند شدن دارند. باورهای غلط و انرژی منفی ای که در ناخودآگاه نهادینه می شود و آن ها تا آخر عمر در حسرت ثروتمند شدن می مانند.

تست پارو

حتما شما هم مثل ما در حال کنکاش باورهای خود هستید و گیج شده اید که کدام غلط است و کدام درست؟ شاید هم می خواهید بدانید مرز میان غلط و درست در باورهای پولی چیست؟ روان شناسان کار را برای شما کمی ساده تر کرده  و یک آزمون تهیه کرده اند. بهتر است ابتدا به این آزمون که به نام پارو معروف است پاسخ دهید تا بگوییم در مرحله بعد باید چه کار کنید. ابتدا 12 جمله  زیر را که در مورد پول و ثروت نوشته شده است، تکمیل کنید تا اجزای کلیدی برنامه ریزی ناهشیارانه  شما، آشکار شود:

1. مردم با پول..... هستند.

2. پول باعث می شود مردم.....

3. من پول بیشتری داشتم اگر.....

4. والدین من همواره فکر می کنند پول می تواند.....

5. پول باعث می شود تا.....

6. می ترسم اگر پول بیشتری داشتم.....

7. پول..... است.

8. من فکر می کنم پول.....

9. برای آن که پول بیشتری داشته باشم، نیاز دارم تا.....

10. اگر من به راستی ثروتمند بودم، شاید.....

11. بزرگ ترین ترس من درباره  پول..... است.

12. پول..... است.

* دور تمام اعتقادات ناهشیار خود درباره  پول که ممکن است شما را عقب نگه دارد، خط بکشید؛ حتی اگر بدون هیچ شبهه ای برای شما صحیح باشد.

* این تمرین را به صورت روزانه حداقل به مدت یک هفته انجام دهید. ممکن است برنامه های عمیق تری را پیدا کنید که زمان بیشتری برای آشکار شدن، نیاز داشته باشد.

  • پارو بزنید

اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که این باورهای غلط که البته ناهشیارانه هم هستند، تمام وجودتان را گرفته است بهتر است برای اصلاح خود از یک پارو کمک بگیرید. نه اشتباه نکنید، نیاز نیست پارویی بخرید و پارو بزنید  بلکه فقط باور کنید که شما یک پارو دارید، یک پارویی بی مصرف که مدام در دست شماست و مزاحم موفقیت شما. پس فهرستی از بیشترین اعتقادات منفی درباره پول را که در تمرین قبلی کشف کردید، تهیه کنید سپس به جای کلمه  پول، کلمه پارو را در هر یک از جملات، در فهرست خود قرار دهید. توجه کنید آیا جمله ها هنوز برای شما، احساسی ایجاد می کنند و اهمیت دارند؟! کار سختی نیست، به این چند مثال توجه کنید:

* عشق ورزیدن به پارو ریشه  همه  شیطنت هاست.

* پاروها روی درختان رشد نمی کنند.

* من احساس گناه می کنم، زیرا پارو های بیشتری از آن چیزی که پدرم داشت، دارم.

به یاد داشته باشید طرحی که در اینجا بیان شده، بار احساسات ناشی از عقایدی که نسبت به پول دارید را به آسانی محو می کند. مهم نیست که به راستی آن ها را باور داشته یا نداشته باشید، مهم این است که آن جمله ها برای شما چه معنی می دهند و چه احساسی ایجاد می کنند. خب، شما چه چیزی را کشف کرده اید؟ آیا اعتقادات و تداعی های شما در مورد پول، مانند کسانی است که برای فقیر ماندن برنامه ریزی شده اند یا برای ثروتمند بودن؟!

گاهی ذهن ما پر است از عقاید و باورهای اشتباه و غلط؛ عقایدی که نه تنها مانع پیشرفت و موفقیت ما در رسیدن به رویاهای مان می شوند بلکه درون ما را پر از نفرت، حسرت، کینه و استرس می کنند. روان شناسان رفتاری اعتقاد دارند اگر می خواهید به رویاهای تان برسید و موفق شوید ابتدا باید به آن  چیزی که می خواهید ایمان داشته باشید و برای رسیدن به آن تلاش کنید اما بدون هیچ شک، تردید و انرژی منفی ای؛ پس برای پولدار شدن باید ابتدا باورهای غلط در این مورد را پیدا کنید، در وجودتان ریشه کن کنید، از صمیم قلب آن را بخواهید و برای رسیدن به پول تلاش کنید. حتما می پرسید که این آگاهی چه سودی برای شما دارد؟ با بالا بردن آگاهی خود از عقایدمان درباره  پول، می توانیم احساس، هیجانات و رفتارها را هنگام سر و کار داشتن با پول درک کنیم و با تغییر دادن آن ها تاثیر احساسی  که پول بر زندگی ما دارد را تغییر بدهیم. حالا برخی از باورهای متداول مردم که باعث می شود پول زیادی در زندگی به دست نیاورند را برای تان مثال می زنیم.

مفسده ای به نام پول

پول چرک کف دست است، پول خوب نیست، پول زیادی فساد می آورد، پول آدم را به گناه می کشاند، پول زیادی دوری می آورد، طمع و حرص پول از پا درآوردش و... اگر بخواهیم از این مثال هایی که بین ایرانی ها رایج است بیاوریم، طوماری می شود. بیشتر ایرانی ها از همان ابتدا با این تفکرات بزرگ می شوند و چه بخواهند و چه نه، روی تلاش آن ها برای کسب پول و همچنین میزان انگیزه شان تاثیر می گذارد. باور داشته باشید پول ذاتا چیز بدی نیست و تلاش شما برای کسب پول گناه نیست بلکه این نحوه استفاده و همچنین نحوه کسب پول است که می تواند خطرناک و گناه باشد.

... و یک لیست بلند بالای دیگر

این ها که گفتیم تنها شرح چند باور غلط بود اما این ها تنها باورهای غلط شما در مورد پول نیست. برای این کار ماه ها فرصت لازم است تا باورهای خود را شناسایی کنید و در پی چاره برای رهایی از این احساسات باشید. در مورد اغلب ما، آن دسته از روش های ذهنی که از جایی (چه کسی می داند از کجا) انتخاب می کنیم، با گذشت زمان تنها باعث وارد کردن زیان و نه کسب پول برای مان بوده اند؛ تغییر روش ذهنی، همیشه آسان نیست؛ تنها کافی است از یک شخص سیگاری بپرسید اما تغییر این روش ها امکان پذیر است و نخستین گام، شناسایی این باورهای ذهنی غلط است و قدم بعدی شناسایی روش هایی است که باید اتخاذ شود.

دو دوتا پنج تا هم نمی شود

تصور کنید که یک قلک دارید و هر روز مقداری پول در آن می ریزید و خوشحال هم هستید که کلی پول پس انداز کرده اید اما این یک احساس غلط و شادی کاذب است. شما یک بازی را شروع نکرده، باخته اید. علت آن هم این است که توپ را محکم در دستان   تان گرفته و فرصت گل زدن را نه تنها از خود که از تیم تان هم گرفته اید. برای ثروتمند شدن تنها پس انداز کردن کافی نیست بلکه پس انداز وسیله پول سازی شماست. شما باید بتوانید دودو تای خود را به 5 و شاید هم به 10 برسانید. بهتر است به جای اینکه از پول تان به عنوان وسیله ای برای فخرفروشی استفاده کنید آن را در راهی خرج کنید که یا خودتان لذت ببرید یا برای تان پول ساز باشد. هر چه بیشتر پول تان را خرج کنید و لذت بیشتری ببرید به احساس پولدار بودن نزدیک می شوید و با این احساس ثروتمندتر می شوید و دیگران را هم ثروتمندتر خواهید کرد.

می ترسم پولم از دستم برود

گروهی از افراد که البته به صفت خسیس بودن مشهور هستند، پول خود را خرج نمی کنند چون اعتقاد دارند پول دیگر باز نمی گردد و از بین می رود. باید این باور غلط را از خود دور کنید و اعتقاد داشته باشید پول، پول می آورد پس تا می توانید پول خرج کنید البته با برنامه ریزی و بجا و سعی کنید ترس از دست دادن آن را از خود دور کنید. به منظور این که سوالی درباره  محدودیت های اعتقادی خودتان پیرامون پول داشته باشید، این تمرین ساده را که از کتاب پاتریسیا رمیلی تحت عنوان «پول رهایی بخش» است انجام دهید. این کتاب براساس این طرح است که زمانی که شما تمام اعتقادات فرهنگی درباره  چه کاری کردن و چه کاری نکردن را دور ریختید، پول به سادگی یک ابزار است که ما می توانیم از آن استفاده کنیم، تا زندگی راحت تر شود و به هدف های مان سریع تر برسیم. بنابراین چیزی که درباره پول حقیقت دارد، درباره باقی ابزار هم حقیقت دارد. 

 

منبع:www.irangrand.com

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:36 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

تصاویر خطای چشم

رسولخدا (ص ) فرمود: منافق بمانند تنه درخت خرما است که صاحب آن بخواهد در قسمتى از ساختمانش از آن بهره مند گردد و در آنجا که خواهد (بواسطه کجى ) قرار نگیرد، پس بـجـاى دیـگـرش بـرد (آنـجـا نـیـز) قـرار نـگـیـرد، و سـرانـجامش اینست که آنرا به آتش بسوزاند. 

 

تصاویری برای بازی با چشم
 

با سلام خدمت شما دوستان و بازدیدکنندگان گرامی من میخوام در این قسمت از وبلاگ تصاویری رو قرار دهم که خطای چشم انسان را به وضوح مشخص میکند.بعضی از این عکس ها جالب ترین در نوع خود میباشند.من یکی از این عکسها رو در صفحه اصلی وبلاگ قرار دادم و برای پرهیز از سنگین کردن صفحه اصلب بقیه رو در ادامه مطلب قرار دادم. 

بهتره پر حرفی نکنم.برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید 

ممنون میشم اگر نظر بدید 

با تشکر 


 

خطهای افقی تصویر زیر همه موازی هستند.دقیق توجه کنید 


تصویر خطای چشم


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:56 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 7 نظر

۶تذکر بیل گیتس به دانش آموزان

امـام صـادق عـلیـه السـلام روایـت شـده کـه امـیـرالمـؤ منین علیه السلام در ضمن سخنى از (سخنان ) خود فرمود: هر کار (ى که از) برادر دینى خود (سرزند آن ) را ببهترین وجه آن حـمـل کـن ، تـا کـارى کـنـد کـه راه تـوجـیـه را بر تو ببندد، و هیچگاه بسخنیکه از (دهان ) بـرادرت بـیـرون آیـد گـمـان بـد مـبـر، در صـورتـیـکـه بـراى آن سـخـن محمل خوبى مییابى  

 

 شــرح حدیث :
مـقـصـود ایـن اسـتـکـه هر گفتارى یا کردارى از برادر دینى سرزند که داراى دو وجه است یـکـى نـیـک و یـکـى بـد، بـایـد تـا آنـجـا کـه مـقـدور انـسـان اسـت آنـرا حـمـل بـر وجـه نیک کند گر چه احتمال طرف دیگر را هم بدهد و تجسس و وارسى کردن هم جـایـز نـیـسـت و خـداونـد از آن نـهـى فـرمـوده ، مـگـر آنـکـه راهـى بـر حمل وجه نیک بدست نیاورى یا آنرا بر تو ببندد 

۶تذکر بیل گیتس به دانش آموزان 

 

بیل گیتس رئیس اسبق مایکروسافت از بزرگترین ثروتمندان جهان در یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای آمریکا خطاب به دانش آموزان گفت:در دبیرستان خیلی از چیزها را به دانش آموزان یاد نمیدهند.او شش اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند بیان کرد. 

 

اصل اول:در زندگی همه چیز عادلانه نیست.بهتر است با این حقیقت کنار بیایید. 

 

اصل دوم:دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قائل نیست.در این دنیا از شما انتظار میرود که قبل از آنکه به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتب انجام دهید 

 

اصل سوم:پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد.به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید. 

 

اصل چهارم:اگر فکر میکنید معلم شما سخت گیر است سخت در اشتباه هستید.پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سخت گیر تر از آموزگارتان هست.چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد. 

 

اصل پنجم:آشپزی در رستورانها با غرور و شاءن شما تضاد ندارد.پدریزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند.از نظر آنها این کار یک فرصت بود 

 

اصل ششم:اگر در کارتان موفق نیستید والدین خود را ملامت نکنید.از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید 

 

منبع حدیث:اصول کافی 

منبع متن اصلی:کتاب امروز اولین روز است.اثر:خدیجه پاپوش-محمدرضا باقی آبادی 

 

نظر یادتون نره

تاریخ ارسال: دوشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 10:17 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

لقمه ته ظرف

حضرت باقر علیه السلام فرمود: در کتاب على علیه السلام استکه : سه خصلت استکه هـر کـه دارا بـاشد نمیرد تاوبال آنرا ببیند: ستم ، و قطع رحم ، قسم دروغ که بدان با خـدا بـجـنـگ رود، و هـر آیـنـه آن طـاعـتـیکه ثواب و اجرش زودتر برسد صله رحم است ، و بـراسـتـى (چه بسا) مردمیکه از حق روگردانند و با هم پیوند کنند (و صله رحم کنند) پس امـوالشـان زیـاد شود و ثروتمند گردند. و بدرستیکه قسم دروغ و قطع رحم خانه ها را ویـران و خـالى از اهـل و خـانـمـان کـنـد، و خـویـشاوندى را از جابر کند، و از جاى برکندن خویشى مایه قطع نسل گردد.
 

 

لقمه ته ظرف 

 

افق های دور را برای رسیدن به اهداف باید در نظر گرفت.سنجاب برای پریدن شاخه های بالا را در نظر میگیرد تا به راحتی روی شاخه پایین فرود آید. 

اگر به اهدافمان ایمان داشته باشیم رسیدن به آنها قطعی است.اما باید هدف ها را اولویت بندی کرد تا راه رسیدن به آنها را ساده گردد. 

برای دستیابی به اهداف بزرگ باید از تغییرات جزئی شروع کرد.هر حرکتی هرچند کوچک در مسیر تعالی گامی بزرگ است. 

همیشه باید به هدف اندیشید و حرکت کرد تا پیشرفت خوب صورت گیرد. 

بنا به دلایلی ممکن است به هدف نرسید ولی نرسیدن به هدف شکست نیست بلکه فرصتی است طلایی که به کمک آن با ابتکار و خلاقیت میتوان در مسیر موفقیت گام برداشت. 

از ادیسون سوال شد تو ۲۰۰۰ بار برای اختذاع برق شکست خوردذی و نا امید نشدی!او گفت نمیدانم چرا میگویید شکست؟من اکنون دو هزار راه میدانم که به وسیله آن نمیتوان جریان الکتریسیته تولید کرد ولی شما چه میدانید؟ 

خوب بپرسیم تا جواب مناسب دریافت کنیم. 

قبل از آنکه برای حل مسئله ای اقدام کنیم باید برای حل آن تفکر کنیم ولی مطمئن شویم که مسئله ای وجود دارد.گاهی مسائلی ذهن ما را مشغول میکنند که اصلا اتفاق نمی افتند!نباید در قضاوت عجله کرد ممکن است دریافت ما از یک موضوع با واقعیت آن همخوانی نداشته باشد.بهترین تصمیم ها و قضاوت ها سنجیده ترین آنهاست. 

فرصت ها همیشه وجود دارند.فقط نوع نگاه ما است که بعضی را میبینیم و بعضی را از دست میدهیم.همیشه همه چیز به میل ما نیست.پس باید با اعتماد به نفس برای آنچه میخواهیم تلاش کنیم.از سختی ها نمیهراسیم.از اشتباهات پند بگیریم و از فرصت ها استفاده کنین. 

برای رسیدن به موفقیت ناهمواری های زیادی در پیش رو هست. 

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن          شرط اول قدم آن است که مجنون باشی 

با موفقیت ها نباید چانه زد این درس مهمی است که باید از زندگی گرفت. 

باید وسعت دید داشت و عجولانه و سرسری از کنار موقعیت ها نگذشت 

موفقیت خود را در گرو موفقیت دیگران و نفع خود را در منفعت دیگران بدانیم 

توانایی های دیگران را نباید دست کم گرفت.نقاط قوت باید تقویت گردد.هرکس را بهر کاری ساخته اند.باید به دیگران فرصت داد و هیچ کس را دست کم نگرفت. 

در مسیر موفقیت گاهی لازم است توسط دیگران ارزیابی شویم تا به نقاط ضعف خود پی ببریم 

انسان موفق کسی هست که از هر موقعیتی برای افزایش آگاهی های خود استفاده کند. 

پرسیدن عیب نیست.ندانستن عیب هست. 

اگر کار هوشمندانه ای انجام میدهیم هیچ اشکالی ندارد که ما را احمق بدانند. 

 

در مورد این مطلب نظر بدین

تاریخ ارسال: دوشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 03:02 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

معمای جالب بیل گیتس برای استخدام در مایکروسافت

 عـلى بـن الحـسـیـن عـلیـهـمـا السـلام فـرمـود: خـداى عـزوجـل دلهـا و پـیـکرهاى پیغمبران را از طینت (گل و سرشت ) علیین آفرید، (اندازه گیرى کـرد) و دلهاى مؤ منین را هم از آن طینت آفرید و پیکرهاى مؤ منین را از پائین تر از آن قرار داد (آفـریـد) و کـافران را از طینت سجین آفرید، هم دلها و هم پیکرهایشان را، آنگاه این دو طـیـنـت را (هنگام خلقت آدم ) ممزوج ساخت ، بهمین جهت از مؤ من کافر متولد شود و کافر مؤ من زایـد (زیـرا فـرزنـدان آدم اسـتعداد این دو مرتبه را پیدا کردند) و نیز بهمین سبب بمؤ من گـناه و بدى رسد و بکافر ثواب و نیکى (زیرا طینت هر یک از آنها بطینت دیگرى ممزوج اسـت )، پس دلهاى مؤ منان بدانچه از آن آفریده شده گرایند و دلهاى کافران بدانچه از آن آفریده شده تمایل کنند

 

معمای جالب بیل گیتس برای استخدام در مایکروسافت

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد. ( لطفا به شکل زیر نگاه کنید) ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند ( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.  

 

 

این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند. حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟
یکی از کلید ها را روشن کنید و یکی دو دقیقه بعد آنرا خاموش نمایید. حالا کلید دیگری را روشن کنید و به اتاق چراغها بروید. چراغی که روشن است مربوط است به کلید دوم. دو چراغ دیگر را لمس کنید، آنکه گرم است مربوط است به کلید اول و البته آنکه سرد است مربوط است به کلید سوم است.
اگر شما نتوانستید این معما را حل کنید یقینا به این دلیل بوده است که به فیزیک معما که همانا حرارت تولید شده در چراغها است توجه نداشتید و فکر خود را متمرکز بر تناظر چراغها و کلیدها نمودید، راه حلی که هرگز شما را به جواب نخواهد رساند.
توان چراغها هم هیچ ربطی به حل معما ندارد. آنها را فقط برای گمراه کردن شما در معما گنجانده شده است

تاریخ ارسال: شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:44 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 1 نظر

هیچی نداشتم

هیچی واسه آپ دیت نداشتم عکسمو گذاشتم 

نظر بدید در مورد این قیافه 

داود رجبی نوه مطلبی

تاریخ ارسال: جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 10:34 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 5 نظر

عجیب ترین جاذبه های توریستی جهان

و از امـام صـادق عـلیـه السـلام حـدیـث شـده کـه در (تـفـسـیـر) گـفـتـار خـداى عـزوجـل : (((و بـدرسـتیکه پروردگارت در کمینگاه است ))) (سوره فجر آیه 14) فرمود: (که آنکمینگاه ) پلى است بر صراط که از آن نگذرد بنده که بدهکار (بدیگران ) است (و حقوق مردمان در گردن اوست ).
 

 

عجیب ترین جاذبه های توریستی جهان

در حالی که آثار باستانی یا مناظر طبیعی می توانند از جمله مراکز تفرجگاه و توریستی باشند اما گاهی جز محل های بسیار عجیب نیز می توانند باشند.

در حالی که آثار باستانی یا مناظر طبیعی می توانند از جمله مراکز تفرجگاه و توریستی باشند، گاهی اوقات برخی از محل های بسیار عجیب نیز می توانند از جمله محل های گردشگری باشند.مراکز توریستی در سراسر جهان و در هر کشوری می توانند باعث جذب تعداد بی شماری از جهانگردان خارجی شود که در این میان تعدادی از این بسیار عجیب هستند.

دره مرگ – نامیبیا:در مرکزپارک ملی نامیبیا و در دل کویر دره ای وجود دارد. در سال های بسیار دور این دره با آب رودخانه های مجاور پر بوده است اما بر اثر گرما و خشکسالی آب آن از بین رفته و تنها باید شاهد بقایای آن بود.

91 01 30 عجیب ترین جاذبه های توریستی جهان

آکواریوم یخی – ژاپن:یکی از موزه هایی که در ژاپن قرار دارد. در این موزه تمام ماهی ها به صورت یخ زده هستند و شما فکر می کنید که این ماهی ها در حال شنا کردن در داخل یخ هستند. در این موزه در حدود ۴۵۰ گونه ماهی وجود دارد. در این بین شما می توانید حیواناتی مانند اختاپوس و خرچنگ نیز ببینید.

91 01 31 عجیب ترین جاذبه های توریستی جهان

پریپیات – اوکراین:بزرگترین فاجعه هسته ای دنیا در سال ۱۹۸۶ در چرنوبیل روسه اتفاق افتاد این حادثه به اندازه ای بزرگ بود که باعث شد تا نواحی اطراف آن منطقه به شعاع ۳۰ کیلوکتر خالی از سکنه شود. منطقه پریپیات در اوکراین یکی از منطقه هایی است که اوج این فاجعه را ۲۴ سال بعد از آن حادثه نشان میدهد.

91 01 32 عجیب ترین جاذبه های توریستی جهان

دیوار آدامسی – کالیفرنیا: این دیوار که پنج متر ارتفاع و ۲۱ متر طول دارد سراسر با آدامس پر شده است. به گفته اهالی محل این دیوار ابتدا به خاطر یک مسابقه بین دو دبیرستان به این شکل در آمد و در دهه ۷۰ نیز دو بار تمیز شده است. اما این روزها به عنوان یکی از جاذبه های توریستی شناخته می شود.

91 01 33 عجیب ترین جاذبه های توریستی جهان

پاریس:زمین هایی که برای خاک کردن مرده ها؛امروزه این محل زیر زمینی به عنوان یک موزه شناخته می شود.شما باید بیشتر از ۲۰ متر به زیر زمین بروید و در آن جا می توانید میلیون ها استخوان و جمجمه مشاهده کنید که در این سال ها جمع آوری شده است.

91 01 34 عجیب ترین جاذبه های توریستی جهان

تاریخ ارسال: جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 07:27 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

آیا میدانید؟!(دانستنی های جالب)

 سـمـاعـة گـویـد: شـنـدیـدم امـام صـادق عـلیـه السـلام مـى فـرمـود: هـر مـؤ مـنـى کـه دنـبـال حـاجـت بـرادر (دینى ) خود رود و براى او خیر اندیشى نکند بخدا و رسولش خیانت کرده .

 

دانستنی های جالب

-سوسکها سریعترین جانوران 6 پا میباشند. با سرعت یک متر در ثانیه.


-
خرگوشها و طوطی ها بدون نیاز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببینند.


-
کرگدنها قادرند سریعتر از انسانها بدوند.


-
هیچ پنگوئنی در قطب شمال وجود ندارد.


-
مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.


-
کانادا یک واژه هندی به معنی "روستای بزرگ" میباشد.


-10
درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتریها تشکیل میدهند.


-11
درصد جمعیت جهان را چپ دستان تشکیل میدهند.


-
از هر 10 نفر، یک نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی میکند.


-98
درصد وزن آب از اکسیژن تشکیل یافته است.


-
یک اسب در طول یک سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف میکند.


-
رشد دندانهای سگ آبی هیچگاه متوقف نمیگردد.


-
قلب والها تنها 9 بار در دقیقه میتپد.


-
چیتا قادر است در حداکثر سرعت خود گامهایی به طول 8 متر بر دارد.


-
شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند.


-
عمر سنجاقکها تنها 24 ساعت میباشد.


-
مدت زمان گردش سیاره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشید میباشد.


-
روشنایی قرص کامل ماه 9 برابر هلال ماه میباشد.


-
یک خرس بالغ قادر است با سرعت یک اسب بدود.


-
قلب یک جوجه تیغی در حالت عادی 190 بار در دقیقه میزند که در دوران خواب زمستانی به 20 بار در دقیقه کاهش می یابد.


-
اسبها قادرند در حالت ایستاده بخوابند.


-
کانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.


-
قلب میگو در سر آن واقع است.


-
گونه ای از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گیری کند.


-
یک کوه آتشفشان قادر است ذرات ریز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 کیلوکتری به فضای اطراف پرتاب کند.


-
دارکوب ها قادرند 20 بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند.


-
سالانه 500 فیلم در امریکا و 800 فیلم در هند ساخته میگردد.


-
آدولف هیتلر گیاهخوار بوده است.


-
تمامی پستانداران به استثنای انسان و میمون کور رنگ میباشند.


-
عمر تمساح بیش از 100 سال میباشد.


-
تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس میباشند.


-
موریانه ها قادرند تا 2 روز زیر آب زنده بمانند.


-
مزه سیب، پیاز و سیب زمینی یکسان میباشد.و تنها بواسطه بوی آنهاست که طعم های متفاوتی می یابند.


-
فیلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 کیلو گرم یونجه مصرف کنند.


-
جغدها قادر به حرکت دادن چشمان خود در کاسه چشم نمیباشند.


-80
درصد امواج مایکرو ویو تلفنهای همراه بوسیله سر جذب میگردد.


-
قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند 5 تا 7 سانتی متر بلنتر میگردد.


-
بلژیک تنها کشوری است که فیلمهای غیر اخلاقی را سانسور نمیکند.


-
جلیغه ضد گلوله، برف پاک کن شیشه خودرو و پرینتر لیزری همگی اختراعات زنان میباشند.


-
موز پر مصرف ترین میوه کشور امریکا میباشد.


-
درتمام انسانهای کره زمین 99.9 % شباهت ژنتیکی وجود دارد.


-98.5 %
از ژنهای انسان و شامپانزه یکسان میباشند.


-
قلب انسان بطور متوسط 100 هزار بار در سال میتپد.


-
لئوناردو داوینچی مخترع قیچی میباشد.


-
سطح شهر مکزیک سالانه 25 سانتی متر نشست میکند.


-50 %
جمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن استفاده نکرده اند.


-
در هر 5 ثانیه یک کامپیوتر در سطح جهان به ویروس آلوده میگردد.

-
ظروف پلاستیکی 50 هزار سال طول میکشد تا در طبیعت شروع به تجزیه شدن کنند.


-
اغلب مارها دارای 6 ردیف دندان میباشند.


-90%
سم مارها از پروتئین تشکیل یافته است.


-
هرگاه جمعیت کره زمین به 100 نفر کاهش یابد، 50 % پول جهان در دست 6 نفر قرار خواهد گرفت.


-
موشهای صحرایی سالانه 1/3 منابع و ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند.


-2/3
آدم رباییهای جهان در کلمبیا به وقوع می پیوندد.


- 2/3
اعدامهای جهان در کشور چین بوقوع می پیوندد.


-
سرود اصلی کشور یونان متشکل از 158 بیت میباشد.


-
تمساح ها قادرند آرواره های خود را با نیروی 1300 کیلو گرم ببندند.


-
یک گاو بطور متوسط سالانه 2 هزار و 300 گالن شیر تولید میکند.


-
خورشید از لحاظ وزن از 70% هیدروژن،28% هلیوم،1.5% کربن+نیتروژن+اکسیژن و 0.5% عناصر دیگر تشکیل شده است.


-
سگهای شهری بطور متوسط 3 سال بیشتر از سگهای روستایی عمر میکنند.


-
در امریکا سالانه 15 نفر بر اثر گاز گرفتگی توسط سگها جان خود را از دست میدهند.


-70%
فقرای جهان را زنان تشکیل میدهند.


-
نور خورشید 8.5 دقیقه طول میکشد تا به زمین برسد.


-
خودروسازی بزرگترین صنعت در جهان میباشد.


-
در هر 2  هفته یک زبان در جهان منقرض میگردد.


-
ون گوگ در طول حیات خود تنها یکی از نقاشیهای خود را بفروش رساند.


-
گربه های خانگی 70% وقت خود را در خواب سپری میکنند.


-
پلنگها قادرند تا ارتفاع 5 متری به بالا بپرند.


-
سم مارهای قهوه ای استرالیا تا حدی مهلک میباشد که 0.002 گرم از سم این مارها میتواند یک انسان را بکشد.


-
اختراع پیچ گوشتی پیش از پیچ صورت گرفت.

تاریخ ارسال: جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:29 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

آیا میدانید؟!(99 نکته خواندنی)

 داود بـن کـثیر گوید: حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: پدرم فرمود: که رسولخدا (ص ) فـرمـوده اسـت : هـر دو نـفـر مـسـلمـانـیـکـه از هـمـدیـگـر قـهـر کـنـنـد و سـه روز بـر آنحال بمانند و با هم آشتى نکنند هر دو از اسلام بیرون روند، و میانه آنهاپیوند دوستى دیـنـى نـبـاشـد، پـس هـر کـدام از آنـدو بسخن گفتن با برادرش پیشى گرفت ، او در روز حساب پیشرو به بهشت باشد

 

99 نکته خواندنی

1آیا میدانستید  که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد.
2
آیا میدانستید  که موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا میکنند ،که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.
3
آیا میدانستید  که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند.
4
آیا میدانستید  که گربه و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه
5
آیا میدانستید  که روباهها همه چیز را خاکستری میبینند.
6
آیا میدانستید  که اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند.
7
آیا میدانستید  که زرافه ایستاده وضع حمل می‌کند و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین میافتد.
8
آیا میدانستید  که 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.
9
آیا میدانستید  رود دجله به خلیج فارس میریزد.
10
آیا میدانستید  که 85% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند.
11
آیا میدانستید  که اولین تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید.
12
آیا میدانستید  که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت 200 کیلومتر در ساعت پرواز کند.
13
آیا میدانستید  که اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد.
14
آیا میدانستید  که قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است.
15
آیا میدانستید  که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است.
16
آیا میدانستید  هر 50 ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود
17
آیا میدانستید  که وزن اسکلت انسان بالغ سیزده تا پانزده کیلوگرم است.
18
آیا میدانستید  که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود سه متر است.
19
آیا میدانستید  زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند.
20
آیا میدانستید  خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند.
21
آیا میدانستید  که اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب میرود.
22
آیا میدانستید  که کبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند.
23
آیا میدانستید  که میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان به مدت یک میلیون سال کافی است.
24
آیا میدانستید  هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند.
25
آیا میدانستید  که اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود.
26
آیا میدانستید  که رودی در کامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد.
27
آیا میدانستید  که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست.
28
آیا میدانستید  که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است.
29
آیا میدانستید  که شبکه چشم 135 میلیون سلول احساس دارد که مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد.
30
آیا میدانستید  که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.
31
آیا میدانستید  که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به کار رفته است.
32
آیا میدانستید  طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است
33
آیا میدانستید  که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور کند.
34
آیا میدانستید  که تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است.
35
آیا میدانستید  چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد.
36
آیا میدانستید  که فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف میکند.
37
آیا میدانستید  که اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر اوکوررنگ میشوند.
38
آیا میدانستید  کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند.
39
آیا میدانستید  که همه نوزادان میگو نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند.
40
آیا میدانستید  وزن کوه یخی متوسط الحجم بیست میلیون تن است.
41
آیا میدانستید  حس بویایی انسان قادر به دریافت وتشخیص ده هزار بوی متفاوت است.
42
آیا میدانستید  یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است.
43
آیا میدانستید  که تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند.
44
آیا میدانستید  که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخارانرژی به زمین می‌فرستد.
45
آیا میدانستید  که گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا محدودی باقی می ماند.
46
آیا میدانستید  که حس بویایی خرس تقریبا صد برابر قوی تر از انسان است.
47
آیا میدانستید  که تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمی‌رفت .
48
آیا میدانستید  مغز فیزیکدان نابغه، آلبرت اینشتین پانزده درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود.
49
آیا میدانستید  تنها چیزی که در اسید حل نمی‌شود الماس است و فقط خیلی زیاد آن را از بین می‌برد.
50
آیا میدانستید  که هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه هفتاد و دو ماهیچه به کار گرفته می‌شود.
51
آیا میدانستید  که اگر تکثیر باکتری تا بیست و چهار ساعت ادامه یابد ، توده دو تنی از یک باکتری بوجود می آید.
52
آیا میدانستید  یک میلیون سیاره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد.
53
آیا میدانستید  که خرسها موجوداتی چپ دست هستند.
54
آیا میدانستید  که هر یک لیتر بنزین معادل بیســــــــت و سه و نیم تــــــــن گیاهان مدفون شده در قرنها پیش است.
55
آیا میدانستید  که آلباتوس که یک نوع مرغ دریایی ست بلندترین بالها را دارد فاصله دو نوک بالهای او تا دو متر میرسد و درضمن آنها می توانند در حال پرواز بخوابند.
56
یا میدانستید  کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هیمالیا با تفاضل دویست و سه و هفت متر بلندترین کوه دنیا میباشد.
57
آیا میدانستید  هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا" بزرگ به زمین برخورد می‌کند.
58
آیا میدانستید  17 هزار نوع زنبور در جهان شناسایی شده است.
59
آیا میدانستید  که بلندی شترمرغ به دو متر و نیم و وزنش به 90 کیلو میرسد.
60
آیا میدانستید  که لاکپشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا150سال عمر کند.
61
یا میدانستید  که باز مهاجر، یا عقاب اردکی، تیز پروازترین پرنده است آنها می تواند دقیقه ای چهار تا هشت کیلومتر پرواز کند.
62
آیا میدانستید  که مرغ زرین بال کوچکترین پرنده است وزن نوع سرخ گلوی بالغ آن کمتر از وزن یک دو ریالی است
63
آیا میدانستید  که پروانه هرکول استرالیای که فاصله دو نوک بالهای آن در حالت گسترده سی و پنج سانتی متراست، بزرگترین پروانه جهان است.
64
آیا میدانستید  نیروی نگهدارنده در پاهای عنکبوت که تعداد آنها هشت عدد می باشد، حتی بر روی یک سطح صاف و صیقلی به اندازه ای است که قادر است وزنی معادل صد و شصت برابر وزن خود را تحمل کند.
65
آیا میدانستید  کنه که حشره ای ریز است، میتواند یک سال تمام بدون غذا زنده بماند.
66
آیا می دانستید بیشترین سرعتی که یک جسم می تواند در اثر سقوط آزاد داشته باشد حدود ۱۲۰ مایل در ساعت است و دیگر از این سرعت تجاوز نمی کند، دلیل این امر اصطکاک هوا میباشد.
67
آیا میدانستید  که حداکثر سرعت لاک پشت های غول پیکر چهار و نیم متر در دقیقه است که خرگوش این فاصله را در کمتر از نیم ثانیه می پیماید.
68
آیا میدانستید د که مساحت سطح کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر مربع است دبا مقایسه با مساحت وسعت ایران میتوان نتیجه گرفت که ایران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمین را تشکیل میدهد.
69
آیا میدانستید  پل خواجو در زمان سلاطین صفویه در اصفهان ساخته شده است.
70
یا میدانستید  گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد میباشد و بزرگتر میشود.
71
یا میدانستید  نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است.
72
آیا میدانستید  بیش از صد میلیــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسایی شده اند.
73
آیا میدانستید  که اسب ماده سی دندان و اسب نر سی و شش دندان دارد.
74
آیا میدانستید  که آب دریا بهترین ماسک زیبای پوست است، البته بخاطر منیزیم و املاح معدنی موجود در آب دریا میباشد.
75
آیا میدانستید  که سیاره اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد.
76
آیا میدانستید  که زمین از حیث بزرگی پنجمین و از حیث فاصله با خورشید ، سومین سیاره منظومه شمسی است.
77
آیا میدانستید  که کنگوکینشاسا همان کشور زئیر میباشد.
78
یا میدانستید  که زهر مار کبری بیشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صید می‌شود.
79
آیا میدانستید  که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب میباشد.
80
آیا میدانستید  کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است.
81
آیا میدانستید  اندونزی چهارمین کشور پر جمعیت دنیا بعد از چین و هند و آمریکا می باشد.
82
آیا میدانستید  که ایرانها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نــــــمیخورند.
83
یا میدانستید  که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پیش لباس بر تن میکرده است.
84
آیا میدانستید  که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلویزیون نگاه میکند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن میکنیم و یک سومش را هم میخوابد.
85
آیا میدانستید  که نامهای قدیمی ترکیه، روم شرقی و عثمانی بوده است.
86
آیا میدانستید  که دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندانهای کودکان نقش دارد.
87
آیا میدانستید  که پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به هجده هزار می رسد.
88
آیا میدانستید  که بی رحم ترین حشره دنیــا، حشره "دعا خوان" ماده است.هنگامی که حشـــره ماده از همسرش باردار می شود، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفتگیری غذای لذیـذی برای حشــــــــره ماده می شود.
89
آیا میدانستید  که ما حتی در روزهای ابری هم در معرض اشعه بنفش خورشید می باشیم، بین هفتاد تا هشتاد درصد از این نور میتواند به راحتی از ابرها رد شوند.
90
آیا میدانستید  که یک نوع پشه وجود دارد که در ثانیه هزار بار بال میزند.
91
آیا میدانستید  که نمک از پنج هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است.
92
آیا میدانستید  که خطر بیماری قلبی و سرطان ریه در افراد غیر سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیانشان هستند، بیست و پنج درصد بیشتراز دیگران است.
93
آیا میدانستید  که ستارگان آبی داغتر از خورشید و قرمز ها سردتر از آن هستند.
94
آیا میدانستید  که استرس تا 5 برابر سیستم ایمینی بدن را پایین میآورد.
95
آیا میدانستیی که پیشانی انسان مرکز دمای انسان است یعنی اگر شما دمای پیشانیتان را تغییر دهید دمای بدنتان هم به همان انداره تغییر میکند این یکی از دلایلی است که وقتی ما می خواهیم ببینیم که آیا تب داریم یا نه دستمان را روی آن میگذاریم.
96
یا میدانستید  که اگر روند شیوع سرطان درهمین حد بماند حدود سی و پنج درصد احتمال دارد که شمادر طول زندگی تان به یکی از انواع سرطان مبتلا شوید.
97
اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلو متر میشود .
98
آیا میدانستید  که قویترین نیروهای دنیا بترتیب عبارتند از : نیروی هسته ای ، الکترو مغناطیس و نیروی جاذبه.
99
آیا میدانستید  که 1,260,000,000,000,000,000,000 لیتر آب بروی کره زمین وجود دارد.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 03:46 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 1 نظر

آیا میدانید؟!

 امیرالمؤ منین صلوات الله علیه فرمود: اندیشیدن انسانرا به نیکى و انجام آن میکشاند.

 

آیا میدانستید:

-دارکوب ها قادرند 20 بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند؟
-
مدت زمان گردش سیاره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشید میباشد؟
-90
درصد سم مارها از پروتئین تشکیل یافته است؟
-
قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد؟
-
بعد از مرگ انسان قلب انسان چهار ساعت و ششها شش تا هشت ساعت، کبد دوازده ساعت، لوزالمعده هفده ساعت و کلیه ها بیست و چهار ساعت بدون اکسیژن زنده هستند؟
-
درازترین جانور یک نوع کرم خاکی است که درازای آن به بیش پنجاه و پنج متر میرسد؟
-
آچار فرانسه را فرانسوی ها درست نکردند بلکه این سوئدی ها بودند که این آچار اختراع کردند و جالبتر اینکه در خود فرانسه این آچار بنام آچار انگلیسی معروف است؟
-
اغلب مارها دارای 6 ردیف دندان میباشند؟
-
شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند؟
-
قلب والها تنها 9 بار در دقیقه میتپد؟
-
اولین کلیسای ساخت بشر یعنی کلیسای پطرس مقدس در انطاکیه ترکیه میباشد؟
-
اگر سر لاشخور مو یا پر داشت هنگامی که با منقار خود از گوشت لاشه تغذیه می کرد، میکروبها وارد موهایش می شدند و همان جا رشد می کردند اما بی موئی سر لاشخور باعث می شود که کله این حیوان در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار گیرد و در نتیجه میکروبها روی سرش از بین بروند ؟
-
چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با سیزده کشور هم مرز است ؟
-
کبوتر ماده اگر تنها و دور از هم جنسان خود باشد نمی تواند تخم بگذارد، امّا اگر خود را در آیینه ببیند به تصور اینکه کبوتر دیگری وجود دارد تخم میگذارد؟
-
مردها از 100 هزار سال پیش شروع به اصلاح کردن صورتهای خود کرده اند، آنها به کمک گوش ماهی و صدفها این کار را انجام میدادند؟
-
خلیج فـارس 500 هزار سال قدمت دارد ؟
-
تنها با خوردن یک عدد گوجه‌فرنگی در روز نزدیک به نصف نیاز روزانه‌تان به ویتامین ث را دریافت می‌کنید؟
-
اردنی ها چاقترین مردمان دنیا را دارند، بهتر از این را هم بدانید که هفتاد و پنج درصد از خانومها و شصت درصد آقایون اردنی چاق هستند؟
-
اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند؟
-50
درصد جمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن استفاده نکرده است؟
-
مزه سیب، پیاز و سیب زمینی یکسان میباشد و تنها بواسطه بوی آنهاست که طعم های متفاوتی می یابند؟
-
آدولف هیتلر گیاهخوار بوده است؟
-
از 294 کشور جهان، صد و بیست کشور آن مجازات اعدام را ندارند؟
-
کانگوروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند؟
-
در برج ایفیل دو میلیون و نیم پیچ به کار رفته است؟
-
پیاز بعلت داشتن انسولین گیاهی و اینولین برای مبتلایان به مرض قند مفید بوده و قند خون را پایین میاورد؟
-
اصلاح صورت را اسکندر مقدونی مد کرد؟ بطوری که هرگز اصلاح نکرده به میدان جنگ نمی رفت؟
-
قویترین زلزله ایی که تا بحال در جهان رخ داده و به ثبت رسیده است در سال 1960 در اقیانوس آرام نزدیک کشور شیلی رخ داد که قدرت آن نه و نیم ریشتر بود که فقط سه هزار نفر جان خود را از دست دادند؟
-
لباس قرمز و سفید بابا نوئل از شرکت کوکاکولا به یادگار مانده است، سال 1931 میلادی شرکت کوکاکولا برای تبلیغات خود از این رنگها در لباس بابا نوئل استفاده کرد؟
-
زالو دارای یازده معده و سه دهان میباشد و هر دهان داری صد عدد دندان میباشد، جالب است این را هم بدانید که یک وعده خون مکیدن میتواند زالو را یک سال زنده نگه دارد؟
-
دقت بزرگترین تلسکوپی که در حال ساخت است ، پنج هزار میلیــــــــــــارد برابر از چشم معمولی قویتر است، جالب است بدانید که با این تلسکوپ میشود فاصله ای به مسافت سیزده میلیارد سال نوری را مشاهده کرد؟
-
پژوهشگران مدعی هستند که نوشیدن قهوه در طولانی مدت در فشار خون خانم‌ها تعادل ایجاد می‌کند در حالی که نوشیدن کوکاکولا باعث ایجاد فشار خون ‌می‌شود؟
-
زبان انگلیسی دارای بیشترین کلمه میباشد، تعداد کلمات در زبان انگلیسی بیشتر از نیم میلیون واژه میباشد؟
-
زرتشت یعنی ستاره زرین؟
-
قطر شاهرگ گردن شش میلیمتر میباشد؟
-
پژوهشگران مدعی هستند که با برداشتن تخمدانها توسط عمل جراحی عمر بیمار بطور متوسط هشت سال کمتر میشود؟
-
اسکنر 48 سال پیش اختراع شده است؟
-
حدود 100 سال پیش پزشکان آمریکایی بر این عقیده بودند، زنانی که خیلی باهوش هستند باردار نمی شوند؟؟
-
سطح آب دریاها در عرض صد سال اخیر ده تا بیست سانتیمتر بالا آمده و جالب اینجاست که سه سانتیمترش در عرض این ده سال آخر بوده است، بد نیست این را هم بدانید که طبق برآوردی که دانشمندان کردند شهرهایی چون کلکته، لندن، نیویورک و بخش زیادی از بنگلادش در عرض صد سال آینده زیر آب خواهند رفت؟
-
مروارید درون سرکه ذوب میگردد؟

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:38 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 1 نظر

آیا میدانید؟!

 مـفـضـل بـن عمر گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر مؤ منى که میانه او و مؤ من دیـگر حاجتى باشد خداى عزوجل میان او و بهشت هفتاد هزار دیوار بلند بکشد که بین هر دو دیوار هزار سال راه مسافت باشد.

 

آیا میدانستید:

ـ پروانه ها با پای خود مزه را احساس میکنند .

ـ شتر در هنگام تشنگی میتواند
۹۵ لیتر آب را در کمتر از ۳ دقیقه بنوشد .

ـ تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند.

ـ وزن اسکلت انسان بالغ
۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است .

ـ اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد .

ـ اولین آدامس را جان کورتیس در سال
۱۲۲۷ شمسی ساخت .

ـ تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیة چشم است .

ـ با
۳۰ گرم طلا میتوان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد .

ـ سومریها در قرن چهارم قبل از میلاد خط را اختراع کردند .

ـ یک دهم مردم جهان در جزیره ها زندگی می کنند .

ـ اولین تمبر جهان در سال
۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید .

ـ فیل بالغ در روز
۲۲۰ کیلوگرم غذا و۲۰۰ لیتر آب مصرف میکند .

ـ تعداد حشرات موجود در
۵/۲ کیلومترمربع زمین کشاورزی از انسانهای موجود در کل دنیا بیشتر است.

ـ هر فرد عادی درسر خود
۹۰ تا ۱۲۰ هزار رشته مو دارد.

ـ ریش انسان بالغ بر
۵ تا ۱۵ هزار و یک ابرو ۴۵۰ تا ۶۰۰ تار مو دارد.

ـ گربه وسگ هر کدام
۵ گروه خونی دارند و انسان ۴ گروه.

ـ زنبور عسل دو معده دارد: یکی برای انبار کردن عسل ویکی برای غذا.
ـ سریع ترین عضله بدن انسان زبان است.

ـ در سال
۱۹۸۰ بوتان تنها کشور جهان بود که تلفن نداشت.

ـ طول قد هر انسان سالم برابر
۸ وجب دست خود اوست.

ـ طول رگهای بدن انسان
۵۶۰ هزار کیلومتر است.

ـ در برج ایفل
۲۵۰۰۰۰۰ پیچ به کار رفته است.

ـ میزان انرزی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند؛ برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان در مدت یک میلیون سال کافی است.

ـ خنده آسانتر از اخم کردن است؛ برای خندیدن انسان از
۱۷ عضله صورت وگردن استفاده می کند در حالی که برای اخم کردن از ۴۰ عضله.

ـ گربه در گوشش
۳۲ عضله دارد.

ـ خرسها موجوداتی چپ دست هستند.

ـ مورچه به هنگام مسموم شدن همیشه روی پهلوی راست می افتد.

ـ در فصل پائیز
۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار برگ درخت بلوط میریزد.

ـ درصورتی که زنی به کوررنگی مبتلا باشد ؛ فرزندان پسر اوکوررنگ میشوند.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 1 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:18 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

نکات شنیدنی امروز(مکر و فریبکاری)

هـشـام بـن سالم در حدیثى مرفوع از امیرالمؤ منین علیه السلام حدیث کند که فرمود: اگر نبود که مکر و فریبکارى در آتشند من مکر اندیش ترین مردمان بودم . 

 

توضیح :
گـویا جهت اینکه حضرت این سخن را فرموده این بود که مردم معاویه را مردى سیاستمدار و عـاقـل مـى دانـسـتـنـد، و آنـحـضـرت را سست راءى مى پنداشتند، چون میدیدند که حیله هاى مـعـاویه که بر پایه دروغ و مکر بنا نهاده شده بود پیشرفت میکرد، پس آنحضرت بیان فـرمـاید: که او باین نیرنگها آشناتر است ولى چون آنها مخالف با دستور خدا است آنها را بـه کـار نـبـندد چنانچه سید رضى (ره ) در نهج البلاغه از آنحضرت روایت کرده است کـه فـرمـود: (((و ما در زمانى واقع شده ایم که بیشتر مردم آن مکر را زیرکى پندارند، و نـادانـان ایـشـان را زیرک خوانند، آنها را چه شده است ؟ خدا ایشان را بکشد، مرد نیرومند و کـاردان راه حـیـله و نـیـرنگ را میداند ولى امر و نهى خدا جلوگیرى کند، و با اینکه براءى العین آنرا دیده و دانسته و توانائى بکار بردن آنرا دارد وامیگذارد و کسیکه در دین از هیچ گـنـاهـى بـاک نـدارد فـرصـت جـوئى مـى کند و مکر را بکاز اندازد....))) و آشناتر بودن آنـحـضـرت بـمـکـر و حـیـله و داناتر بودنش در بکار بردن آن روشن است زیرا آنحضرت بـهـمه چیز داناتر از دیگران بوده است . این بود ملخصى از گفتار مجلسى (ره ) در معناى حدیث .
 

امـام صـادق عـلیه السلام فرمود: رسولخدا (ص ) فرمود: بیاید هر که عهد شکنى کند در روز قـیـامـت بـا امامى که دهن او کج باشد تا داخل آتش گردد. و بیاید هر که بیت امامى را شکسته دست بریده تا بهمان حال داخل آتش ‍ شود. 

 

ممکن است از لحاظ ادبى کلمه (((بامام ))) متعلق به (((قادر))) باشد و مقصود از (((امام ))) امـام حـق بـاشـد چـنـانـچه مجلسى (ره ) گفته ، و پس از این در خبر (5) بیاید و بنابراین مـعـنـاى حدیث چنین شود: که هر که به امامى و پیشواى حقى از پیشوایان عهدشکنى کند با دهـن کـج وارد صـحـراى مـحـشر گردد و بهمین حال باشد تا بدوزخ رود، و ممکن است حرف (بـاء) در (بـامـام ) بـمعناى (مع ) باشد و متعلق به (یحیى ) باشد و مقصود از (امام ) امام ضـلالت و گمراهى باشد چنانچه فیض (ره ) گفته ، و بنابراین معنى چنین است : که هر کـه عـهد شکنى کند بیاید در روز قیامت در زیر پرچم امامى دهن کج تا بهمان وضع با او بدوزخ رود 

 

امـام صـادق عـلیـه السـلام فـرمـود: کـه رسـول خـدا (ص ) فـرمـوده : از مانیست کسیکه با مسلمانى نیرنگ کند. 

 

طـلحـة بـن زبـیـر گـویـد: از امـام صـادق عـلیـه السـلام پـرسـیـدم : دو شـهـر اسـت و اهـل هـر دو کـافـر حـربـى هـسـتـنـد، و بـراى هـر کـدام پـادشـاهـى جـدا اسـت ، (اهـل آنـدو) بـاهـم جنگ کردند سپس سازش نمودند، پس از آن یکى از آندو پادشاه برفیقش (یـعـنـى بـپـادشـاه دیگرى ) خدعه زد و آمد با مسلمانان سازش کرد که بوسیله آنها با آن شهر دیگر جنگ کند؟ امام صادق علیه السلام فرمود: براى مسلمین نشاید که خدعه کنند، و نـه دسـتور بخدعه دهند، و نه جنگ کنند با آنانکه نیرنگ زنند (و عهد شکنى کنند) ولى مى تـوانـنـد هرجا که مشرکین را یافتند با آنها بجنگند، و آنچه کفار بر آن پیمان بسته اند بر آنان گذرا (و نافذ) نیست . (یعنى پیمان مشرکین و سازششان با یکدیگر صحیح نیست و مـانـع از جـنـگ مسلمانان با آنها نیست .و هر کجا که مشرکین را یافتند میتوانند با آنها جنگ کنند).
 

امام صادق علیه السلام فرمود: که رسولخدا (ص ) فرمود: هر که با امامى بیوفائى (و عهد شکنى کند) با دهن کج وارد محشر گردد تا بدوزخ رود 

 

اصـبـغ بـن نـبـاتـه گـوید: روز امیرالمؤ منین علیه السلام بر منبر کوفه خطبه خواند و فـرمـود: اى گـروه مـردم اگـر عـهـد شـکـنى بد نبود من سیاستمدارترین مردم بودم ، آگاه باشید که هر عهد شکنى تباه کارى و هرزه گى است ، و هر تباه کارى ناسپاسى و کفرى در بر دارد، آگاه باشید که بیوفائى و تباه کارى و خیانت در آتش است .
 

در آخر باید بگم که در کشور خودمان هم اگر بنگرید فراوان نمونه میبینید 

نظر یادتون نره

تاریخ ارسال: جمعه 26 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 02:20 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 2 نظر

معمای ۲۵/۱۲

از امام صادق علیه السلام حدیث شده که رسول خدا (ص ) فرمود: زودرس ترین بدیها از نظر کیفر و عقوبت تجاوز کارى و ستمگرى است. 

 

ببینم کی میتونه معمای مثل آب خوردن امروز را حل کنه.لطفا جواب را با اسم بنویسید 

چون میخوام جوابا رو توی همین صفحه بذارم. البته به هر دو سوال جواب بدین 

 

۱-اگر در یک مسابقه دو شما از نفر دوم سبقت بگیرید نفر چندم خواهید بود؟ 

 

 

 

 

 

 

 

۲-اگر در همان مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید نفر چندم خواهید بود؟ 


 

مطالب مرتبط: 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 03:42 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 5 نظر

متن انگلیسی خبر اصلی یاهو

 عـمـرو بـن مـروان گـویـد: شـنـیـدم حـضـرت صـادق (ع ) مـى فـرمـود: رسـول خـدا (ص ) فـرمـوده : چهار خصلت از امت من برداشته شده : خطا، فراموشى ، آنچه بـزور بـآن وادار شـونـد، آنـچـه تـاب آنـرا نـدارنـد، و ایـن اسـت مـعـنـاى گـفـتـار خـداى عـزوجـل : (((پـروردگـارا مـگـیر بر ما اگر فراموش کردیم یا خطا کردیم ، پروردگارا تـکـلیـفـهـاى سـنـگـیـن را بـر مـا بـار مـکـن چنانچه بآنانکه پیش از ما بودند بار کردى ، پـروردگارا بما تحمیل مکن آنچه ما تاب آنرا نداریم ))) (سوره بقره آیه 286) و گفتار دیـگـر او (((مـگـر آنـکـه وادار شـود بناخواه در حالیکه دلش مطمئن بایمان است ))) (سوره نحل آیه 106). 

شــرح :
مجلسى (ره ) گوید: شاید مقصود از رفع (در گفتار آنحضرت که فرمود: چهار چیز از امت مـن رفـع شـده و بـرداشـتـه شـده ) رفـع مـؤ اخـذه بـاشـد و عـقـاب ، مـحـتـمـل اسـت در بـعـضـى اصـل آن بـاشـد یـا تـاءثـیـر آن یـا حـکـم تـکلیفى آن ، و شاید خـصـوصـیات امت آنحضرت در برخى منظور نباشد و مقصود اختصاص مجموع آنها باین امت است و گرچه برخى از آنها مشترک این امت و دیگر امتها است ، پس خطا مانند اینکه خواسته اسـت شکارى را با تیر صید کند بانسان خورده ، و مانند خطا کردن طبیب و فتوى دهنده ، و مقصود در اینجا رفع گناه است و این منافاتى با وجوب ضمان در دنیا ندارد گرچه ظاهر این حدیث رفع ضمان هم هست ، و همچنین رفع گناه بسبب فراموشى منافات با وجوب اعاده نـمـاز مـثـلا در آنجا که رکن فراموش شود ندارد و همچنین منافاتى با وجوب سجده سهو و تـدارک بـرخـى از واجـبـات غـیـر رکـنى ندارد و گفته شده است ، از رفع فهمیده شود که ایـنـدو (یـعـنـى خـطـا و نـسیان ) موجب گناه و عقوبت شود ولى خداى تعالى از هر دوى آنها (یعنى گناه و عقوبت ) از راه رحمت و تفضل صرفنظر کرده است ، و اکراه اعم است از اینکه در اصـول دیـن بـاشد یا در فروع آن از آنچه که تقیه در آن جایز است نه آنچه تقیه در آن نـیـست مانند قتل نفس و (((ما لم یطیقوا))) یعنى تکلیفهاى مشقت دار و دستورات سختى که از این امت برداشته شده  

 

هرکه تونست معنی کنه چون خیلی جالبه 

 

Related Content

  • New medium-range missile fires from naval ship during Velayat-90 war game on Sea of Oman near Strait of Hormuz in southern IranEnlarge Photo

    New medium-range missile fires from naval ship during Velayat-90 war game on Sea …

MOSCOW (Reuters) - Iran is capable of carrying out military strikes on U.S. interests all around the world if the Islamic Republic is attacked by the United States, Iran's ambassador to Moscow said on Wednesday.

The United States has tried to force Tehran to scrap sensitive nuclear work by imposing sanctions targeting Iran's central bank and giving U.S. banks new powers to freeze Iranian government assets.

Iran's ambassador to Moscow said that the United States would be making a serious mistake, akin to suicide, if it risked a military strike on OPEC's No. 2 oil exporter.

Washington has announced no such plans, but has said a military option is always on the table if Iran cannot be otherwise prevented from developing atomic weapons.

"The Americans know what kind of country Iran is. They are well aware of our people's unity," Iranian ambassador Seyed Mahmoud-Reza Sajjadi told a news conference in Moscow.

"And that's why Iran is fully able to deliver retaliatory strikes on the United States anywhere in the world," he said, speaking through an interpreter.

"Even if it attacks, we have a list of counter actions. (The United States) would be disappointed with their huge mistake."

Iran has increasingly issued threatening statements against the West in recent weeks as tension has increased over its uranium enrichment program, which it moved last month to a mountain bunker better protected from possible air strikes.

Iran says its nuclear program is peaceful while Western powers fear Tehran is trying to build a nuclear bomb.

"The issue of a military attack from America on the Islamic Republic of Iran has been on the agenda for several years," said Sajjadi, adding that Iran would never strike first.

Iran has warned its response to any such strike would be "painful," threatening to target Israel and U.S. bases in the Gulf, along with closing the Strait of Hormuz used by one third of the world's seaborne oil traffic.

Russia, the world's biggest energy producer, opposes further U.N. Security Council sanctions over Tehran's nuclear program and has sharply criticized U.S. and European Union sanctions.

(Writing by Steve Gutterman and Guy Faulconbridge)

تاریخ ارسال: چهارشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 11:12 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 5 نظر

مقاله جالب حسین اعلایی اولین فرمانده سپاه ایران

 مـردى از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام حدیث کند که فرمود: خدا لعنت کند قدریه را، خدا لعـنـت کند خوارج را، خدا لعنت کند مرجئه را، خدا لعنت کند مرجئه را گوید: من عرض کردم : قـدریـه و خـوارج را هـر کـدام یـک بـار لعنت کردى ، و اینان را (یعنى مرجئه ) را دوباره ؟ فـرمـود: اینها میگویند: کشندگان ما مؤ منند، پس دامنشان تا روز قیامت بخون ما آلوده است ، هـمـانـا خـداونـد در کـتـاب خـود از مـردمـى حکایت کند که (گفتند): (((هرگز ایمان بپیامبرى نـیـاوریـم تـا بـرا یـمـا قـربـانـى بـیـاورد کـه آتـش آنـرا بخورد بگو همانا آمد شما را پـیـامـبـرانـى پـیـش از مـن بـا نـشـانـه هـا و بـا هـمـانکه گفتید پس چرا کشتید آنها را اگر راستگویانید))) (سوره آل عمران آیه 183) فرمود: میانه کشندگان و گویندگان (باین حـرف ) پـانصد سال فاصله بود و خداوند کشتن را بآنان نسبت داده براى اینکه بدانچه آنها (یعنى کشندگان ) کردند راضى بودند. 


شــرح :
قـدریـه در روایـات بـر جـبـرى و تفویضى هر دو اطلاق شده و در اینجا مقصود دومى است چنانچه پیش از این نیز گذشت ، و خوارج آنهایند که بر امام (علیه السلام ) خروج کنند و مـرجـئه بـحـسـب لعـنـت از ارجـاء بـمـعـناى تاءخیر است ، و بکسانى گویند که على (علیه السـلام ) را از مـرتـبـه خـود در خـلافـت تاءخیر اندازند و خلیفه چهارم دانند، و نز بآنان گـویند که معتقدند که هیچ گناهى بایمان زیان نرساند زیرا ایمان در نظر آنها صرف عـقـیده است و عمل هیچ دخالتى در آن ندارد و روى این جهت گویند هیچ مصیبتى بایمان زیان نـرسـانـد چـنـانـچـه هیچ طاعتى با کفر سود ندهد، و این دسته دوم آنهایند که گویند هیچ مـصـیـبـتـى بـایـمـان زیـان نرساند چنانچه هیچ طاعتى با کفر سود ندهد، و این دسته دوم آنـهـایـنـد کـه گـویـند کشتن امام و مؤ منین اخیار موجب عذاب نشود زیرا صرف اعتقاد بخدا و رسـول را ایمان دانند و وجه این که آنها را مرجئه گویند اینست که اینان عذاب را از گناه پـس انـدازنـد و مـؤ خر کنند، و ظاهر این است که مقصود از مرجئه این معناى دوم است اگرچه چـنـانـچـه مـرحـوم مـجـلسـى (ره ) گـویـد: مـمـکـن اسـت بـمـعـنـاى اول هم باشد زیرا انان که على را خلیفه چهارم دانند (و انتخاب خلیفه رابراى مردم دانند) کـشـتـن هـر کـس کـه بـر خـلیـفـه زمان بشورد جایز دانند اگر چه از ائمه دین و فرزندان رسـولخـدا (ص ) بـاشـنـد، و بـایـد دانـسـت کـه آیـه نقل بمعنا شده و گرنه لفظ آیه (((لا نؤ من ))) است بجاى (((لن نؤ من ))) 

 

مقاله جالب حسین اعلایی اولین فرمانده سپاه ایران

 

روز ۱۹ دی ماه سال ۱۳۵۶ سر آغاز قیامی مردمی و فراگیر است که ظرف حدود یک سال توانست شاه را از کشور بیرون کند و به نظام سلطانی ۲۵۰۰ ساله در ایران پایان دهد. اما این ماجرا خیلی ساده شروع شد و بهانة آن را خود حکومت فراهم کرد. در روز ۱۷ دی ماه روزنامة اطلاعات که توسط یک سناتور مورد اعتماد اداره می‌شد مقاله‌ای را با عنوان ارتجاع سرخ و سیاه علیه آیت الله خمینی که توسط شاه به عراق تبعید شده بود به چاپ رساند. چاپ این مقاله مورد اعتراض طلاب حوزة علمیة قم قرار گرفت و من که خود در آنجا بودم به اتفاق تعدادی از طلاب به در منزل تعدادی از اساتید حوزه علمیه قم مراجعه کردیم تا آنها به درج یک طرفه مقاله توهین‌آمیز علیه شخصیت محبوب مردم اعتراض کنند. این رفت و آمد به در خانة علمای قم دو روز به طول انجامید و حکومت شاه به بهانه نداشتن مجوز برای راهپیمایی به طلاب و جوانان در خیابان صفائیه حمله کرد و تعداد ۶ نفر از طلاب و معترضین را کشت و عده‌ای را نیز مجروح کرد. رفتار غلط مأمورین امنیتی شاه،نارضایتی مردم از حکومت سلطنتی را به اوج رسانید و به استمرار آن کمک کرد.چنین رفتاری موجب شد تا چهلم‌ها در ایران به راه بیفتد و رژیم شاه ظرف یک سال بیش از ۲۰۰۰ نفر از مردم معترض را در خیابان‌های شهرهای مختلف بکشد.ولی هرچه بر کشته‌های خیابانی و بازداشت مردم و تعداد زندانیان سیاسی افزوده می‌شد عملا از اقتدار نظام شاهنشاهی کاسته می‌شد. ‏
تا قبل از این حوادث، مردم مستقیما شاه را خطاب مخالفت‌های خود قرار نمی‌دادند و سعی می‌کردند تا انتقادات را متوجه نبود آزادی بیان در کشور،فقدان آزادی‌های سیاسی و رفتار بد مأمورین دولتی به ویژه عناصر گارد شاهنشاهی و در نهایت دولت وقت بکنند. اما تداوم رفتارهای خشن حکومت و سرکوب شدید اعتراضات باعث شد که مردم لبة تیز مخالفت‌های خود را متوجه شخص شاه بکنند و خواستار تغییر اساسی در نظام حاکم شوند. نامه نگاری‌ها به شاه شروع شد و او به حق عامل همة نابسامانی‌های کشور اعلام شد.‏

این روند ادامه یافت تا آن که مردم، آزادی و نجات خود را در برپایی جمهوری اسلامی دیدند تا هم از حکومت یک شخص به صورت مادام العمر جلوگیری کنند و هم مردم با انتخابات آزاد بر سرنوشت خود حاکم باشند و هم حکومت برخاسته از متن فرهنگ مردم که اسلام است باشد و تعارضی بین باورهای مردم و اَعمال حاکمیت نباشد. به هر حال شاه به سرکوب‌ها و توسعه اختناق ادامه داد تا با رهبری امام خمینی همة مردم علیه وی بسیج شدند و او برای نجات جان خود و خانواده‌اش مجبور به فرار از کشوری شد که خود را صاحب آن می‌دانست. به نظر می‌رسد احتمالا سوالات زیر پس از فرار برای شاه مطرح شده باشد که می‌تواند برای سایرین تجربه‌ای مهم و عبرت آموز باشد.

۱-اگر در واکنش به حضور مردم در مجالس ترحیم فرزند امام خمینی سعه صدر به خرج می‌دادم و با مقاله توهین‌آمیز که نویسنده آن داریوش همایون وزیر اطلاعاتم با اسم مستعار بود،مردم را تحریک نمی‌کردم بهتر نبود؟

۲- اگر پس از انتشار مقاله در روزنامه حکومتی، اجازه پاسخ به آن مقاله را در همان روزنامه می‌دادم حکومتم دوام بیشتری نمی‌یافت؟

۳- اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت‌آمیز را می‌دادم و آنها را متهم به اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمی‌کردم، مسئله خاتمه نمی‌یافت؟

۴- اگر به مأمورین دستور می‌دادم که به تظاهر کنندگان تیراندازی نکنند و هوشمندانه و با تدبیر آنها را آرام کنند،نتیجه بهتری نمی‌گرفتم؟

۵- آیا اگر به جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانه‌هایشان و تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای دوردست و زندانی کردن فعالین سیاسی، باب گفت‌وگو و مراوده با آنها را باز می‌کردم، کار به فرار من از کشور می‌انجامید؟

۶- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجی‌ها عامل تحریک شما هستند به شعور جمعی آنها توهین نمی‌کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجی‌ها پناه ببرم؟

۷- آیا اگر به جای متهم کردن مخالفین خودم به اقدام علیه امنیت کشور،وجود مخالف را می‌پذیرفتم و حتی آن را قانونی تلقی می‌کردم و برای آنها حق قائل بودم نمی‌توانستم بیشتر برمسند قدرت باقی بمانم؟

طبیعی است که دیکتاتورها برای خود حق ابدی حاکم بودن بر مردم قائل هستند و در زمانی که در کاخ سلطنت با همراهان متملق و چاپلوس احاطه شده‌اند فرصت طرح این سوالات را ندارند و زمانی به فکر می‌افتند که مثل قذافی پس از موش و حشره خواندن مخالفین، مجبور شوند فرار را بر مقاومت و ایستاده مردن ترجیح دهند. فاعتبروا یا اولی الابصار

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 01:10 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 1 نظر

اقتصاد ایران

 زراره از یکى از دو امام باقر و یا صادق علیه السلام حدیث کند که فرمود: همانا خداى تـبـارک و تـعـالى بـراى آدم در فرزندانش مقرر ساخته که هر که آهنگ کار نیکى کند و آن کار را نکند براى او یک حسنه نوشته شود، و هر که آهنگ کار نیکى کند و بکند براى او ده حـسـنـه نـوشته شود، و هر که آهنگ کار بد کند و آن را نکند بر او نوشته نشود، و هر که آهنگ آن کند و انجام دهد یک گناه بر او نوشته شود.  
 
مهمانان گرامی من این مطلب را گذاشتم چون فکر کردم این هم از عجایب جهان هست
 
اقتصاد ایران
 
بانک جهانی در اولین گزارش خود در سال جاری میلادی موسوم به «چشم‌اندازهای اقتصاد جهان در سال 2012؛ تردید‌ها و آسیب‌ها» به بررسی وضعیت اقتصادی جهان در سال پیش رو پرداخته و از افزایش رشد اقتصادی ایران به‌رغم کاهش رشد اقتصادی جهان در سال جاری میلادی خبر داده است.
به نوشته «دنیای اقتصاد»، تازه‌ترین گزارش بانک جهانی همچنین به رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۲ پرداخته و در آن با تایید گزارش قبلی خود که مهر ماه منتشر شده بود پیش‌بینی کرده روند فزاینده رشد اقتصاد ایران در سال جاری میلادی ادامه پیدا کند. همچنین، بانک جهانی در این گزارش پیش‌بینی کرده است رشد اقتصادی ایران در سال جاری میلادی با حفظ روند افزایشی نسبت به سال ۲۰۱۱ که ۲/۵ درصد بود با افزایش ۰/۲ درصد در سال ۲۰۱۲ به ۲/۷ درصد برسد. اعلام افزایش رشد اقتصادی ایران در شرایطی صورت گرفته است که به زعم بانک جهانی ایران تجربه تحریم‌ها را در کارنامه اقتصادی خود دارد.

پیش از این بانک جهانی در گزارشی از اوضاع اقتصادی ایران، رشد اقتصادی در سال ۲۰۱۰ را یک درصد اعلام و پیش‌بینی کرده بود این رقم در سال ۲۰۱۱ میلادی به صفر و در سال ۲۰۱۲ به ۳ درصد برسد. این ارزیابی بانک جهانی دو ماه پس از انتشار برآورد صندوق بین‌المللی پول مبنی بر رشد صفر درصدی اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۱، صورت گرفت که بر اساس آن، بانک جهانی همچنین برآورد صندوق بین‌المللی پول از رشد یک درصدی اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۰ را تایید کرد و در عین حال برای سال ۲۰۱۲ ایران رشدی سه درصدی را پیش‌بینی کرد.
ارائه این گزارش‌ها با واکنش منفی مقامات اقتصادی کشورمان مواجه شد، شمس‌الدین حسینی، وزیر اقتصاد ایران، اما در واکنش به پیش‌بینی رشد صفر درصدی، آن را «کاری سیاسی» برشمرده بود که با اقتصاد ایران همخوانی ندارد. پس از آن نیز معاون وزیر اقتصاد کشورمان اعلام کرد که IMF در برابر این انتقادها، گروهی از کارشناسان خود را برای بررسی این گزارش و اصلاح آن به ایران فرستاده است.
کارشناسان صندوق بین‌المللی پول هم پس از دیدار از ایران، نرخ‌های اعلامی رشد اقتصادی ایران توسط این صندوق را به‎دلیل «عدم دسترسی» به اطلاعات آماری، «برآوردی» اعلام کردند که با کسب اطلاعات جدید به خصوص از بخش‌های صنعت و کشاورزی برآوردهای قبلی در این باره «اصلاح» خواهد شد.

سرانجام ارائه اطلاعات جدید به سازمان‌های بین‌المللی موجب تجدیدنظر در برآوردهای صندوق بین‌المللی پول شد و پس از آن بانک جهانی نیز با تجدید نظر در پیش‌بینی رشد اقتصادی صفر درصدی برای سال ۲۰۱۰میزان این شاخص را برای سال گذشته میلادی ۵/۲ درصد پیش‌بینی کرد و در عین حال برای سال ۲۰۱۲ ایران رشدی ۳ درصدی را پیش‌بینی کرد.

اما آن گونه که خبرگزاری فارس گزارش داده است، رشد اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۲ به ۲/۷ درصد ختم خواهد شد. بنابراین گزارش، بانک جهانی وضعیت اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۲ را نسبت به سال گذشته میلادی بهتر دانسته و افزایش رشد اقتصادی ایران در سال جاری میلادی را پیش‌بینی کرده است. ایران در سال ۲۰۱۱ رشد ۵/۲ درصد در اقتصاد خود را تجربه کرد و انتظار می‌رود این رقم در سال ۲۰۱۲ به ۷/۲ درصد افزایش یابد. رشد اقتصادی ایران برای سال ۲۰۱۳ نیز ۱/۳ درصد پیش‌بینی شده است.

رشد ایران بیشتر از متوسط خاورمیانه

بر اساس این گزارش رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۱ بیشتر از متوسط رشد خاورمیانه بوده است. منطقه خاورمیانه در این سال رشد ۷/۱ درصدی را تجربه کرد و پیش‌بینی شده است متوسط رشد این منطقه در سال ۲۰۱۲ نیز به ۳/۲ درصد برسد که کمتر از ایران خواهد بود.
بانک جهانی در ادامه با اشاره به بی‌اثر بودن تحریم‌ها بر شاخص‌های کلان اقتصاد ایران نوشت: «به‌رغم تحریم‌های بین‌المللی، افزایش قیمت نفت و برداشت خوب محصول در داخل باعث رشد ۵/۲ درصدی اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۱ شد».

هدفمندی یارانه‌ها؛ اثر کنترلی بر تورم

این گزارش در مورد هدفمندی یارانه‌ها نیز در ایران نوشت: تحلیلگران خارجی نگاه مثبتی نسبت به بازنگری ایران در نظام یارانه‌ها و پرداخت پول نقد برای ایجاد توازن در ترازهای مالی و اختصاص منابع مالی به مردم دارند، اما مشکلات شدید در بخش غیرنفتی همچنان ادامه دارد. بانک جهانی هدفمندی یارانه‌ها را دارای اثر کنترلی در درازمدت بر تورم دانسته و با تاکید بر اجرای مراحل بعدی این طرح افزود: ایران تلاش‌های مهمی را برای اصلاح نظام حمایت درآمدی خود و کنار گذاشتن پرداخت یارانه‌ها و حرکت به سمت یک نظام تامین اجتماعی هدفمند انجام داده است. این تلاش‌ها دامنه تورم را به ۱۵ تا ۲۰ درصد محدود کرده است.

این‌گونه اصلاحات باید بیش از پیش انجام شود تا تورم در این کشور تک رقمی شود.
این گزارش تراز حساب‌های جاری ایران در سال ۲۰۱۱ را نیز معادل ۹/۸ درصد تولید ناخالص داخلی ایران اعلام و پیش‌بینی کرده است این رقم در سال ۲۰۱۲ به ۶/۶ درصد و در سال ۲۰۱۳ به ۲/۴ درصد برسد.

کاهش رشد اقتصادی جهان

بانک جهانی همچنین در این گزارش به بررسی چشم‌انداز اقتصاد جهان و کشورهای مهم در این سال پرداخته و از کاهش رشد اقتصادی جهان به ۵/۲ درصد در سال جاری میلادی خبر داده است. بر اساس این گزارش در حالی که اقتصاد جهان در سال ۲۰۱۰ رشد ۳ برابری نسبت به سال ۲۰۰۹ را تجربه کرد در سال ۲۰۱۱ با کاهش رشد مواجه شد. رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۰۹ منفی ۳/۲ درصد بود، اما این رقم در سال ۲۰۱۰ به ۱/۴ درصد رسید. به‌رغم آن رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۱۱ دوباره کاهش یافت و به ۷/۲ درصد رسید. بر این اساس پیش‌بینی شده است رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۱۲ نیز کاهش یابد و به ۵/۲ درصد برسد.

تاریخ ارسال: جمعه 14 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 01:39 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

-

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 01:17 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 1 نظر

گمراهی یا گمراهان

هـاشـم صـاحـب بـریـد گـویـد: مـن بـا مـحـمـدبـن مـسـلم و ابو الخطاب گردهم بودیم پس ابوالخطاب به ما گفت : چه گوئید درباره کسى که امر امامت را نشناسد؟ من گفتم : هر که آنـرا نـشناسد کافر است ، ابوالخطاب گفت : کافر نیست تا حجت بر او اقامه شود و چون حجت بر او اقامه شد و آنرا نپذیرفت آنگاه کافر است ، محمد بن مسلم به او گفت : سبحان الله اگـر نـپـذرد و انـکـار هـم نکند کافر است ؟ اگر انکار نکند کافر نیست ، گوید (این جـریـان گـذشـت تا به حج رفتیم ) همین که حج کردم خدمت حضرت صادق (علیه السلام ) شـرفـیـاب شـدم و جـریـان را خـدمـتـش عرضه داشتم ، فرمود: تو اکنوى هستى ولى آن دو غایبند موعد شما (هر سه ) امشب نزد جمره وسطى درمنى باشد.

گوید همینکه شب شد من و محمد بن مسلم و اءبولخطاب خدمتش رفتیم ، پس حضرت بالشى برداشت و بسیهه نهاد (و بر آن تکیه زد) سپس بما فرمود: شما درباره خدمتکاران و زنان و خاندان خود چه گوئید؟

آیـا شـهـادت و گـواهـى بـیگانى خدا یگانه ندهند؟ عرض کردم : چرا، فرمود: آیا گواهى نـدهـنـد که محمد (ص ) رسول (و فرستاده ) خدا است ؟ عرض کردم : چرا، فرمود: آیا آنچه شـمـا بـر آنید (از شناسائى امام و امر امامت ) آنها مى شناسند و میفهمند؟ عرض کردم : نه ، فرمود: آنها در نظر شما چگونه هستند؟ عرض کردم : هر که امر امامت را نشناسد کافر است .

فرمود: سبحان الله ؛ آیا اینان که سر راههاى (ى مکه و غیر آن ) و کنار آبها(ى چاه و غیره مـنـزل کـرده انـد) ندیده اى ؟ عرض کردم : چرا، فرمود: آیا نیستکه اینها نماز مى خوانند و روزه مـیگیرند و حج میکنند؟ آیا نیستکه گواهى دهند که معبودى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص ) رسولخدا است ؟ عرضکردم : چرا، فرمود: آنچه شما برآنید (از اءمرا است ) میدانند؟ عـرضـکردم : نه ، فرمود: آنها در نزد شما چگونه هستند؟ عرض کردم : هر که این امر امامت را نشاسد کافر است .

فـرمـود: سـبحان الله ؛ آیا اینان که سر راهها(ى مکه و غیره آن ) و کنار آبها(ى چاه و غیره مـنـزل کـرده اند) ندیده اى ؟ عرض ‍ کردم : چرا، فرمود: آیا نیستکه اینها نماز مى خوانند و روزه میگیرند و حج میکنند؟ آیا اینستکه گواهى دهند که معبودى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص ) رسولخدا است ،

عـرض کـردم : چـرا، فـرمـود: آنچه شما بر آنید (از اءمر امامت ) میدانند؟ عرض کردم : نه ، فـرمـود: آنها در نزد شما چگونه هستند؟ عرض کردم : هر که این امر امامت را نشناسد کافر است .

فـرمـود سـبـحـان الله : آیـا تـو خـانـه کـعـبـه و طـواف کـنـنـدگـان آن اهـل یمن و آویختن آنها را بپرده کعبه ندیده اى ؟ عرض کرد: چرا، فرمود: آیا گواهى ندهند کـه معبودى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص ) رسولخدا است و (آیا) نماز نخوانند و روزه نگیرند و حج نکنند؟ عرض کرد: چرا، فرمود: آیا آنچه شما بر آیند (از امر امامت ) میدانند؟ عـرض کردم : نه ، فرمود: درباره آنها چه گوئید؟ عرض کردم : هر که نشناسد (امر امامت را) او کافر است .

فرمود: سبحان الله : این گفتار خوارج است ، سپس فرمود، اگر بخواهید آگاهتان کنم ؟ من عـرض کـردم : نـه ، پـس فـرمود: همانا براى شما بد است که چیزى را تا از ما نشنیده اى بگوئید: من فهمیدم که حضرت ما را بگفتار محمد بن مسلم وا میدارد.


شــرح :
مـجـلسـى (ره ) گـویـد: عقیده صاحب برید این بوده که هر که امر امامت را نشناسد چه حجت بر او قائم شود و چه انکار هم بکند یا نکند کافر است ، ولى عقده محمد بن مسلم این بوده کـه در صـورتـى کـافـر اسـت کـه انـکـار کند، و اگر انکار نکند کافر نیست ، و این همان واسـطـه بین ایمان و کفر است که متضعف و گمراه نامیده شود، و گویا مقصود از کافر در اینجا کسى است که احکام کفر مانند نجاست و عدم جواز مباشرت و نکاء و غیره آن بر او بار بـاشـد چـنـاچه برخى از اصحاب گفته اند و گرنه در استحقاق عقوبت و خلود برخى از آنان در آتش خلافى نیست .
و این که حضرت فرمود: (((این گفتار خوارج است ))) زیرا آنها گویند: هر که گناه کبیره کـنـدو اصرار بر صغیره کند کافر است و از اسلام بیرون رود و سزاوار کشتن است ، و از ایـن رو بـکـفـر امـیـرالمـؤ مـنـین (علیه السلام ) در قصه حکمیت حکم کنند، با اینکه خود آنها حـضـرت را بـر قـبـول حـکـمـیـت وا داشـتـنـد، و او را مـجـبـور بـر قـبـول حـکـم آن مرد احمق و جائر و دشمن امیرالمؤ منین (علیه السلام ) کردند، و با اینکه آن بزرگوار بطور مطلق بحکم آنان رضا نداد، بلکه در صورتى که بر طبق کتاب و سنت حـکـم کـنـند رضایت داد، و آن دو ملعون بر خلاف کتاب و سنت حکم کردند و آنچه آن حضرت (عـلیـه السـلام ) انـجـام داد معصیت نبود و تفصیل این مطلب را در کتاب کبیرمان گفته ایم . فـیـض (ره ) گـویـد: ایـن کـه راوى حـاضـر نـشـد کـه حـضـرت صـادق علیه السلام بحق آگاهشان کند براى این بوود که دانست که حضرت بر خلاف عقیده او بگوید، و آنگاه نزد آن دو نفر که طرف نزاعش بودند رسوا شود از این رو حاضر نشد و شاید پیش خود مطلب را قبول کرده بود و از حرف سابقش برگشته است .

تاریخ ارسال: جمعه 7 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 10:15 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

منع همنشینی با گناهکاران

  1. حـضـرت صـادق عـلیه السلام فرمود: براى مؤ من سزاوار نیست که در مجلسى بنشیند که خداوند در آن مجلس نافرمانى شود و آن مؤ من قدرت بر بهمزدن آن مجلس نداشته باشد.
  2. جـعفرى گوید: شنیدم حضرت ابوالحسن علیه السلام بمن فرمود: چرا مینگرم که تو نزد عـبـدالرحـمـن بـن یـعـقوب هستى ، (جعفرى ) عرض کرد: او دائى من است ؟ حضرت فرمود: او درباره خدا سخن ناهموارى گوید؟ خدا را (بصورت اجسام و اوصاف آن ) وصف کند؟ پس یا بـا او هـمـنشین شو و ما را واگذار یا با ما بنشین و او را ترک کن عرضکردم : او هر چه مى خواهد بگوید بمن چه زیانى دارد وقتیکه من نگویم آنچه را که او گوید؟ ابوالحسن علیه السـلام فـرمـود: آیـا نـمـى تـرسـى از ایـنـکـه بـه او عـذابـى نـازل گـردد و هـر دوى شـما را فرا گیرد؟ آیا ندانى (داستان ) آنکس را که خود از یاران مـوسـى عـلیـه السـلام بـود و پـدرش از یاران فرعون ، پس هنگامیکه لشکر فرعون (در کـنار دریا) بموسى (و یارانش ) رسید، (آن پسر) از موسى جدا شد که پدرش را پند دهد و بـمـوسـى (و یـارانش ) ملحق سازد، و پدرش براه خود (در لشکر فرعون ) میرفت و این جوان با او (درباره مذهبش ) ستیزه میکرد، تا اینکه هر دو بکنارى از دریا رسیدند و (همینکه لشـکـر فرعون غرق شدند) آندو نیز باهم غرق شدند، خبر بموسى علیه السلام رسید، فرمود: او در رحمت خدا است ولى چون عذاب نازل گردد از آنکه نزدیک گنهکار است دفاعى نشود.
  3. حضرت صادق علیه السلام فرمود: با اهل بدعت رفاقت و هم نشینى نکنید تا نزد مردم چون یکى از آنها محسوب شوید، رسولخدا (ص ) فرمود: انسان بر کیش دوست و رفیق خود است .
  4. حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام حـدیث شده است که فرمود: رسولخدا (ص ) فرموده است : هـرگـاه پـس از مـن اهـل ریـب و بـدعـت را دیدید بیزارى خود را از آنها آشکار کنید، و بسیار بـآنـهـا دشـنـام دهـیـد، و دربـاره آنـه بـد گـوئیـد، و آنـهـا را بـا بـرهـان و دلیـل خـفـه کـنـیـد که (نتوانند در دل مردم القاء شبهه کنند و) نتوانند بفساد در اسلام طمع کـنـنـد، و در نـتـیـجـه مـردم از آنـهـا دورى کـنند و بدعتهاى آنها را یاد نگیرند، و خداوند در بـرابـر ایـن کـار بـراى شما حسنات بنویسد و درجات بنویسد و درجات شما را در آخرت بالا برد.

    شــرح :
    مـجـلسـى (ره ) گوید: گویا مقصود از اهل ریب آنهائى هستند که در دین شک کنند. و مردم را با القاء شبهات بشبه اندازند، و گفته شده : که مقصود کسانى هستند که پایه دین آنها بـر گـمـان و اوهـام فـاسـده بـنـا نـهـاده شـده مـانـنـد عـلمـاى اهل خلاف ؛ سپس کلام مصباح اللغة را در معناى بدعت ذکر کرده ، و پس از آن فرماید: بدعت در عـرف شـرع بـآن چـیـزى گـویـند که پس از رسولخدا (ص ) پدیدار گشته و درباره خـصـوص آن نصى نرسده و داخل در تحت دستورات عمومى هم نباشد یا بطور خصوص یا عـمـوم از آن نـهـى شـده ، پـس آنـچـه در عـمـومـات (واجـبـه یـا مـسـتـحـبـه ) داخـل اسـت بـدعـت شـامـل آن نـگـردد مـانـنـد سـاخـتـن مـدارس و امـثـالش کـه داخـل در عـمـومـات (مـسـتـحـبـه ) سـکـنا دادن بمؤ من و کمک کردن بآنه است ، و مانند تاءلیف کـتـابهاى علمى که داخل در کمک بعلوم شرعیه است ، و مانند (پوشیدن یا دوختن ) جامه ها و یـا خـوردن غـذاهـائى کـه در زمـان رسـول خـدا (ص ) نـبـوده کـه داخـل در عـمـومـات حـلیـت (زیـنـت و اءکـل ) اسـت و نـهـیـى دربـاره آن نـرسـیـده ، و آنـچـه داخـل در ایـن گـونـه عـمـومـات است تا بدان خصوصیتى ندهند بدعت نیست ، و گرنه اگر بصورت خاصى انجام دهند که دلیل و نصى نداشته باشد بدعت گردد، مانند اینکه نماز بـهـتـریـن مـوضـوعـسـت و در هر وقت و زمان انجام آن مستحب است اما اگر همین نماز را در وقت مـخـصـوص و مـکـان مـخـصـوص و رکـعـات مـخـصـوصـى بـدون دلیـل و نـصـى بـجـا آورد بدعت گردد (مانند دستوریکه عمر براى جماعت خواندن نمازهاى نافله شبهاى ماه رمضان داد، و خود او هم گفت : خوب بدعتى است ) و هم چنین سایر کارها، و اینکه اهل سنت بدعت را مانند احکام پنجگانه (واجب ، مستحب ، حرام ، مکروه ، مباح ،) پنج قسمت کـرده انـد بـراى تصحیح همان گفتار عمر است (چنانچه رسولخدا (ص ) فرموده است : که هـر بـدعـتـى گمراهى است ، و هر گمراهى راهش بدوزخ است ، و آنچه عمر کر از بدعتهاى مـحرمه است زیرا پیغمبر (ص ) از جماعت در نافله نهى فرموده بود، پس این تقسیم ، آنان را نـفـع نـبـخـشـد، سـپـس مـرحـوم مـجـلسـى (ره ) کـلام شـهـیـد (ره ) را در ایـن بـاره نقل فرموده که آنهم نظیر کلامى است که گذشت .
  5. حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام فـرماید: براى مسلمان سزاوار نیست که با فاجر (هرزه ، تباهکار، نافرمان ) و نه با احمق و نه با دروغگو رفاقت کند.


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 09:43 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 1 نظر

داستان جالب از آیه ای امید بخش

داستان جالب از آیه ای امید بخش

در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه "ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء"(خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد) سوره نساء آیه 48
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه "و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110
امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست .
بعضى دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم" (اى بندگان من که دراثر گناه، بر خویشتن زیاده روی کرده اید، ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است) سوره زمرآیه53
امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله" (پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد)
سوره آل عمران آیه135
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود:
امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین"
سوره هود آیه 114

و فرمود: اى على! آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش کنار نمى‏رود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمى‏ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش می‏کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد
بعد فرمود: یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.
تاریخ ارسال: چهارشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 10:56 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

شرح یک حدیث خیلی جالب

حـضـرت بـاقـر عـلیـه السـلام فـرمود: رسولخدا (ص ) فرموده : پنج چیز است که اگر بـآنها برخورد کردید از آنها بخدا پناه برید: هرگز در مردمى زنا پیدا نشود که آن را آشـکـارا کـنـنـد جـز ایـنـکه در ایشان طاعون و دردهائیکه در گذشتگان آنها سابقه نداشته پـدیـدار گـردد، و از پـیـمـانـه و تـرازو کـم نـگذارند جز اینکه بقحطى و سختى مخارج زنـدگـى و سـتـم سـلطـان گرفتار شوند، و از دادن زکوة منع نکنند جز اینکه آمدن باران آسـمـان بر آنها ممنوع گردد و اگر بخاطر چهار پایان نبود هیچ باران بر آنها نبارد، و پـیـمـان خـدا و رسـولش را نـشـکـنـند جز اینکه خداوند دشمنانشان را بر ایشان چیره کند و بـرخـى امـوالشـان را بـگـیـرد، و بـغـیـر آنـچـه خـداى عزوجل نازل کرده حکم نکنند جز اینکه خداوند کشمکش و ستیزه میان آنها قرار دهد.
شــرح :
مجلسى (ره ) گوید: بعضى گفته اند که بر هر گناهى عقوبتى مناسب با آن مترتب شده زیـرا در اولى ضـایـع کـردن نـسـل اسـت و بـا طـاعـون کـه مـوجـب قـطـع نـسـل اسـت مـنـاسـب اسـت ، و در دومـى چـون مـقـصـود در کـم فـروشـى ازدیـاد مـال اسـت بـا قحطى و سختى و جور سلطان مناسب است ، و در سومى چون از دادن آنچه که خـدا بـوسـیـله آب بـآنـهـا داده جـلوگـیـرى کـرده انـد یـا جـلوگـیـرى نـزول باران مناسب است ، و در چهارمى ترک عدل مناسب با تسلط دشمن است ، ترک نمودن شـریـعـت و پـشـت پـا زدن قـوانـین حقه مناسب با وقوع ظلم میان ایشان و غلبه بعضى بر بعضى است .

2-و نـیـز حـضرت باقر علیه السلام فرمود: که در کتاب رسولخدا یافتیم (نوشته بود): هـر گـاه پـس از من زنا پدیدار شود مرگ ناگهانى فراوان گردد، و هرگاه از پیمانه و تـرازو کـم شـود، خـداونـد آنـان را بـقـحـطـى و کـمـى (خـوار و بـار و سـایـر وسـائل زنـدگـى ) مـاءخـوذ دارد، و هـرگاه از دادن زکاة دریغ کنند، زمین برکات خود را از زراعـت و مـیـوه هـا و مـعـادن هـمه آنها (از آنان ) دریغ کند، و هرگاه در احکام بنا حق حکم کنند همکارى در ستم و عدوان کنند (و بستم همدیگر دچار شوند) و چون پیمان شکنى کنند خداوند دشـمـنـشـان را بـر آنـان مـسـلط کـنـد، و چـون قـطـع رحـم کـنـنـد خـداونـد امـوال (و ثـروتـها) را در دست اشرار قرار دهد، و چون امر بمعروف و نهى از منکر نکنند و پـیـروى از نـیـکـان اهـل بین من ننمایند خداوند اشرار آنان را بر ایشان مسلط گرداند، پس نیکان آنها دعا کنند و مستجاب نشود.
توضیح :
مـجـلسـى (ره ) گـویـد: ایـنـکـه قـطـع رحـم سـبـب افـتـادن امـوال در دسـت اشـرار اسـت بتجره رسده و براى آن اسبابى نهانى و ظاهرى است ، و عمده اسباب نهانى آن قطع لطف خداوند از ایشان است و از جمله اسباب ظاهرى آن اینستکه آنها در جـلوگـیـرى از سـتـم هـمـکـارى نـکـنـنـد پـس اشـرار بـر آنـهـا چـیـره گـردنـد و اموال آنها را بگیرند.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:15 ق.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 3 نظر

تشکیل تیم وانت تلفنی رفاه

حـضـرت صـادق علیه السلام فرمود: رسولخدا (ص ) فرموده است : هر که بمؤ منى نگاه کند نگاهى که او را بآن بترساند، خداى عزوجل در روزیکه سایه (رحمت و پناهگاهى ) جز سایه (رحمت ) او نیست او را بترساند.


تشکیل تیم وانت تلفنی رفاه


با سلام-این قسمت با قسمت های دیگه تفاوت زیادی داره چون این مورد فقط در رابطه با خودم هست.

ما تیمی تشکیل دادیم به نام جایی که در آن کار میکنم به نام تیم وانت تلفنی رفاه.این تیم برای شرکت در جام کارگران استان یزد(جام 22 بهمن)تشکیل شده و ده بازیکن و یک سرپرست و یک سر مربی دارد


سرپرست:سید علی آقا زارع

مربی:سید محمد باقری فهرجی

بازیکنان :

  1. مهدی شجاعی
  2. داود رجبی
  3. حسن طالبی
  4. سید علی حسینی
  5. مجتبی کوچه باغی
  6. حسین آخوندی
  7. محمد ندافیان
  8. ر ندافیان
  9. ر کوچه باغی
  10. م زارع

البته باید این موضوع را متذکر شوم که این تیم دارای 5 عضو دیگر میباشد که در تمرین فردا سه شنبه اعضای اصلی تیم معرفی و ثبت نام میشوند

و در آخر تصویر پیراهن این تیم را قرار دادم


تاریخ ارسال: دوشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 08:14 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 1 نظر

عاشق زشت ترین دختر شدم

حـضـرت بـاقـر عـلیـه السـلام فـرمـود: کـسـیـکـه در کـمـک کـردن بـه بـرادر مـسـلمـانـش بـخـل ورزد و از اقـدام در انـجـام حـاجـتـش دریـغ کـنـد گـرفـتـار بکمل کسى شود که در آن کمک گناهکار (خدا) شود و مزدى هم نبرد.

عاشق زشت ترین دختر شدم

دختر دانش آموز صورتی زشت داشت. دندان‌هایی نامتناسب با گونه‌هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره‌ای تیره...
روز اولی که به مدرسه ما آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند. نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت... او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید: میدونی زشت‌ترین دختر این کلاسی؟!! یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
بعضی‌ها هم اغراق آمیزتر می‌خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله‌ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه‌ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
اما کاترینای عزیزم،بر عکس من تو بسیار زیبا و جذاب هستی...
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان‌ترین فردی است که می‌توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می‌خواستند با او هم گروه باشند...
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود:
به یکی می‌گفت چشم عسلی و به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق‌ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب‌ترین یاور دانش آموزان را داده بود.
ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید‌هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف‌هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه‌های مثبت فرد اشاره می‌کرد.
مثلاً به من می‌گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می‌گفت بهترین آشپز دنیا! و حق هم داشت...
آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود؟!
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری‌اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم...!
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری‌اش رفتم،دلیل علاقه‌ام را جذابیت سحر آمیزش می‌دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی‌اش گفت: برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند. روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟!
همسرم جواب داد: من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم...!
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید...

تاریخ ارسال: یکشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 03:55 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

روایتی جالب در مورد خلف وعده

هـشـام بـن سـالم گـویـد: از امـام صـادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود: وعده مؤ من به بـرادر (دیـن ) خـود نذرى است که کفاره ندارد، پس هر که بآ وفا نکند بمخالفت وعده با خدا برخاسته و خود را در غضب او انداخته ، این است گفتار خدایتعالى که (فرماید:): (((اى کـسـانـیـکـه ایمان آورده اید چرا گوئید آنچه را نکنید چه دشمنى گرانى است نزد خدا که بگوئید آنچه را نکنید))) (سوره صف آیه 2 3).


شــرح :
مـقـصـود از گـفـتـار حـضرت که فرمود:(((نذرى است که کفاره ندارد))) بحسب ظاهر براى تـغـلیـظ و اهـمـیـت آن بـر سـایـر نذرها است ، و حمل بر تخفیف و سبکتر بودنش از نذرهاى دیگر، خلاف ظاهر و سیاق عبارت است ، مجلسى (ره ) گوید: اینکه فرمود: (((فبخلف الله بـداء))) بـراى ایـنـسـت کـه خـداونـد از بـنـدگـان پـیـمـان گـرفـتـه کـه بـدسـتـوراتـش عـمـل کنند و نواهى او را ترک نمایند، و چون دستور بوفاء بعهد داده و از خلف و عده نهى فـرمـوده ، پـس آنـکـس کـه خـلف وعـده کـند با عهد خدا مخالف کرده ، سپس در تفسیر آیه و شـاءن نـزولش گـفـتار مفسرین و مختار خود را نقل فرموده که جمعى گفته اند آیه درباره مـنـافـقین و مخالفین نازل شده و ذکر آن بطول انجامید و از وضع ترجمه و شرح ما خارج است .


منبع:اصول کافی

تاریخ ارسال: شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 04:23 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

پاداش نیکو کاری

امـام صـادق عـلیـه السـلام فـرمـود: هـمینکه مؤ من برادر (دینى ) خود را تهمت زند ایمان از دلش زدوده شود، چون نمک در آب .



پاداش نیکو کاری


چند روزی به آمدن عید مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد ما بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن.

استاد خشک و مقرراتی ما خود مزیدی شده بر دشواری درسها...
بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخر سالی دیگه بسه!
استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را می گذاشت روی میز، خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.
استاد 50 ساله ‌مان با آن کت قهوه‌ای سوخته‌ای که به تن داشت، گفت: حالا که تونستید من رو از درس دادن بندازید بذارید خاطره ای رو براتون تعریف کنم.
من حدودا 21 یا 22 سالم بود، مشهد زندگی می کردیم، پدر و مادرم کشاورز بودند با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته، دست هایی که هر وقت اون ها رو می دیدم دلم می خواست ببوسمشان، بویشان کنم، کاری که هیچ وقت اجازه آن را به خود ندادم با پدرم بکنم اما دستان مادرم را همیشه خیلی آرام مثل "ماش پلو" که شب عید به شب عید می خوردیم بو می کردم و در آخر بر لبانم می گذاشتم.
استادمان حالا قدری هم با بغض کلماتش را جمله می کند: نمی دونم بچه ها شما هم به این پی بردید که هر پدر و مادری بوی خاص خودشان را دارند یا نه؟ ولی من بوی مادرم را همیشه زمانی که نبود و دلتنگش می شدم از چادر کهنه سفیدی که گل های قرمز ریز روی آن ها نقش بسته بود حس می کردم، چادر را جلوی دهان و بینی‌ام می گرفتم و چند دقیقه با آن نفس می کشیدم...
اما نسبت به پدرم؛ مثل تمام پدرها؛ هیچ وقت اجازه ابراز احساسات پیدا نکردم جز یک بار، آن هم نه به صورت مستقیم.
نزدیکی های عید بود، من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم، صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیارم.
از پله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق، هق مردانه ای را شنیدم، از هر پله ای که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم...استاد حالا خودش هم گریه می کند...
پدرم بود، مادر هم آرامش می کرد، می گفت آقا! خدا بزرگ است، خدا نمیذاره ما پیش بچه ها کوچیک بشیم، فوقش به بچه ها عیدی نمی دیم، قرآن خدا که غلط نمی شه اما بابام گفت: خانم نوه هامون تو تهران بزرگ شدند و از ما انتظار دارند، نباید فکر کنند که ما ...
حالا دیگه ماجرا روشن تر از این بود که بخواهم دلیل گریه های بابام رو از مادرم بپرسم، دست کردم توی جیبم، 100 تومان بود، کل پولی که از مدرسه گرفته بودم، گذاشتم روی گیوه های پدرم و خم شدم و گیوه های پر از خاک و خلی که هر روز در زمین زراعی، همراه بابا بود بوسیدم.
آن سال همه خواهر و برادرام ازتهران آمدند مشهد، با بچه های قد و نیم قد که هر کدام به راحتی "عمو" و "دایی" نثارم می کردند.
بابا به هرکدام از بچه ها و نوه ها 10 تومان عیدی داد، 10 تومان ماند که آن را هم به عنوان عیدی داد به مامان.
اولین روز بعد از تعطیلات بود، چهاردهم، که رفتم سر کلاس.
بعد از کلاس آقای مدیر با کروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم دارد و باید بروم اتاقش، رفتم، بسته ای از کشوی میز خاکستری رنگ زوار درفته گوشه اتاقش درآورد و داد به من.
گفتم: این چیه؟
"باز کن می فهمی"
باز کردم، 900 تومان پول نقد بود!
این برای چیه؟
از مرکز اومده؛ در این چند ماه که اینجا بودی بچه ها رشد خوبی داشتند برای همین من از مرکز خواستم تشویقت کنند...
راستش نمی دونستم که این چه معنی می تونه داشته باشه، فقط در اون موقع ناخودآگاه به آقای مدیر گفتم این باید 1000 تومان باشه نه 900 تومان!
مدیر گفت از کجا می دونی؟ کسی بهت گفته؟ گفتم: نه، فقط حدس می زنم، همین !!!
راستش مدیر نمی دونست بخنده یا از این پررویی من عصبانی بشه اما در هر صورت گفت از مرکز استعلام می‌گیرد و خبرش را به من می دهد.
روز بعد تا رفتم اتاق معلمان تا آماده بشم برای کلاس، آقای مدیر خودش را به من رساند و گفت: من دیروز به محض رفتنت استعلام کردم، درست گفتی، هزار تومان بوده نه نهصد تومان، اون کسی که بسته رو آورده صد تومانش را کِش رفته بود که خودم رفتم ازش گرفتم اما برای دادنش یه شرط دارم...
چه شرطی؟
بگو ببینم از کجا می دونستی؟ نگو حدس زدم که خنده دار است.
***
استاد کمی به برق چشمان بچه ها که مشتاقانه می خواستند جواب این سوال آقای مدیر را بشنوند، نگاه کرد و دسته طلایی عینکش را گرفت و آن را پشت گوشش جا داد و گفت:
به آقای مدیر گفتم هیچ شنیدی که خدا 10 برابر عمل نیکوکاران به آن ها پاداش می دهد؟!!

خاطره ایی از استاد ما دکتر شفیعی کد کنی





Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

پاداش نیکو کاری

امـام صـادق عـلیـه السـلام فـرمـود: هـمینکه مؤ من برادر (دینى ) خود را تهمت زند ایمان از دلش زدوده شود، چون نمک در آب .



پاداش نیکو کاری


چند روزی به آمدن عید مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد ما بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن.

استاد خشک و مقرراتی ما خود مزیدی شده بر دشواری درسها...
بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخر سالی دیگه بسه!
استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را می گذاشت روی میز، خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.
استاد 50 ساله ‌مان با آن کت قهوه‌ای سوخته‌ای که به تن داشت، گفت: حالا که تونستید من رو از درس دادن بندازید بذارید خاطره ای رو براتون تعریف کنم.
من حدودا 21 یا 22 سالم بود، مشهد زندگی می کردیم، پدر و مادرم کشاورز بودند با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته، دست هایی که هر وقت اون ها رو می دیدم دلم می خواست ببوسمشان، بویشان کنم، کاری که هیچ وقت اجازه آن را به خود ندادم با پدرم بکنم اما دستان مادرم را همیشه خیلی آرام مثل "ماش پلو" که شب عید به شب عید می خوردیم بو می کردم و در آخر بر لبانم می گذاشتم.
استادمان حالا قدری هم با بغض کلماتش را جمله می کند: نمی دونم بچه ها شما هم به این پی بردید که هر پدر و مادری بوی خاص خودشان را دارند یا نه؟ ولی من بوی مادرم را همیشه زمانی که نبود و دلتنگش می شدم از چادر کهنه سفیدی که گل های قرمز ریز روی آن ها نقش بسته بود حس می کردم، چادر را جلوی دهان و بینی‌ام می گرفتم و چند دقیقه با آن نفس می کشیدم...
اما نسبت به پدرم؛ مثل تمام پدرها؛ هیچ وقت اجازه ابراز احساسات پیدا نکردم جز یک بار، آن هم نه به صورت مستقیم.
نزدیکی های عید بود، من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم، صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیارم.
از پله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق، هق مردانه ای را شنیدم، از هر پله ای که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم...استاد حالا خودش هم گریه می کند...
پدرم بود، مادر هم آرامش می کرد، می گفت آقا! خدا بزرگ است، خدا نمیذاره ما پیش بچه ها کوچیک بشیم، فوقش به بچه ها عیدی نمی دیم، قرآن خدا که غلط نمی شه اما بابام گفت: خانم نوه هامون تو تهران بزرگ شدند و از ما انتظار دارند، نباید فکر کنند که ما ...
حالا دیگه ماجرا روشن تر از این بود که بخواهم دلیل گریه های بابام رو از مادرم بپرسم، دست کردم توی جیبم، 100 تومان بود، کل پولی که از مدرسه گرفته بودم، گذاشتم روی گیوه های پدرم و خم شدم و گیوه های پر از خاک و خلی که هر روز در زمین زراعی، همراه بابا بود بوسیدم.
آن سال همه خواهر و برادرام ازتهران آمدند مشهد، با بچه های قد و نیم قد که هر کدام به راحتی "عمو" و "دایی" نثارم می کردند.
بابا به هرکدام از بچه ها و نوه ها 10 تومان عیدی داد، 10 تومان ماند که آن را هم به عنوان عیدی داد به مامان.
اولین روز بعد از تعطیلات بود، چهاردهم، که رفتم سر کلاس.
بعد از کلاس آقای مدیر با کروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم دارد و باید بروم اتاقش، رفتم، بسته ای از کشوی میز خاکستری رنگ زوار درفته گوشه اتاقش درآورد و داد به من.
گفتم: این چیه؟
"باز کن می فهمی"
باز کردم، 900 تومان پول نقد بود!
این برای چیه؟
از مرکز اومده؛ در این چند ماه که اینجا بودی بچه ها رشد خوبی داشتند برای همین من از مرکز خواستم تشویقت کنند...
راستش نمی دونستم که این چه معنی می تونه داشته باشه، فقط در اون موقع ناخودآگاه به آقای مدیر گفتم این باید 1000 تومان باشه نه 900 تومان!
مدیر گفت از کجا می دونی؟ کسی بهت گفته؟ گفتم: نه، فقط حدس می زنم، همین !!!
راستش مدیر نمی دونست بخنده یا از این پررویی من عصبانی بشه اما در هر صورت گفت از مرکز استعلام می‌گیرد و خبرش را به من می دهد.
روز بعد تا رفتم اتاق معلمان تا آماده بشم برای کلاس، آقای مدیر خودش را به من رساند و گفت: من دیروز به محض رفتنت استعلام کردم، درست گفتی، هزار تومان بوده نه نهصد تومان، اون کسی که بسته رو آورده صد تومانش را کِش رفته بود که خودم رفتم ازش گرفتم اما برای دادنش یه شرط دارم...
چه شرطی؟
بگو ببینم از کجا می دونستی؟ نگو حدس زدم که خنده دار است.
***
استاد کمی به برق چشمان بچه ها که مشتاقانه می خواستند جواب این سوال آقای مدیر را بشنوند، نگاه کرد و دسته طلایی عینکش را گرفت و آن را پشت گوشش جا داد و گفت:
به آقای مدیر گفتم هیچ شنیدی که خدا 10 برابر عمل نیکوکاران به آن ها پاداش می دهد؟!!
خاطره ایی از استاد ما دکتر شفیعی کد کنی

تاریخ ارسال: جمعه 30 دی ماه سال 1390 ساعت 9:17 PM | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

داستان دو گرگ

از یحیى ازرق حدیث شده که گفت : حضرت ابوالحسن (موسى بن جعفر) علیه السلام بمن فرمود: هر که پشت سر مردى چیزى را گوید که در اوست و مردم میدانند که آنچیز در اوست غـیبت کرده او را نکرده ، و هر که پشت سر کسى چیزیرا گوید که در اوست ولى مردم نمى دانـنـد غـیـبـتش کرده ، و هر که پشت سر کسى چیزى گوید که در او نیست به او بهتان زده است


داستان دو گرگ


دو تا گرگ بودند که از کوچکی با هم دوست بودند و هر شکاری که به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یک غار با هم زندگی می کردند.

یک سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست که این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته مانده لاشه های شکارهای پیش مانده بود خوردند که برف بند بیاید و پی شکار بروند اما برف بند نیامد و آنها ناچار به دشت زدند اما هر چه رفتند دهن گیره ای گیر نیاوردند، برف هم دست بردار نبود و کم کم داشت شب می شد و آنها از زور سرما و گرسنگی نه راه پیش داشتند نه راه پس...
یکی از آنها که دیگر نمی توانست راه برود به دوستش گفت: چاره نداریم مگه اینکه بزنیم به ده.
ـ بزنیم به ده که بریزن سرمون نفله مون کنن؟!
ـ بریم به اون آغل بزرگه که دامنه کوهه یه گوسفندی ورداریم در ریم...
ـ معلوم میشه مخت عیب کرده. کی آغل رو تو این شب برفی تنها میذاره. رفتن همون و زیر چوب و چماق له شدن همون. چنون دخلمونو میارن که جدمون پیش چشممون بیاد !!!
ـ تو اصلاً ترسویی. شکم گشنه که نباید از این چیزا بترسه...!
ـ یادت رفته بابات چه جوری مرد؟ مثه دزد ناشی زد به کاهدون و تکه گنده اش شد گوشش !
ـ بازم اسم بابام رو آوردی؟ تو اصلاً به مرده چکار داری؟ مگه من اسم بابای تو رو میارم که از بس که خر بود یه آدمیزاد مفنگی دست آموزش کرده بود برده بودش تو ده که مرغ و خروساشو بپاد و اینقده گشنگی بهش داد تا آخرش مرد و کاه کردن تو پوستش و آبرو هر چی گرگ بود برد؟!!
ـ بابای من خر نبود از همه داناتر بود. اگر آدمیزاد امروز روزم به من اعتماد می کرد، می رفتم باش زندگی می کردم. بده یه همچین حامی مثه آدمیزاد را داشته باشیم؟ حالا تو میخوای بزنی به ده، برو تا سر تو بیخ تا بیخ بِبرن، بِبرندش تو ده کله گرگی بگیرن...!
ـ من دیگه دارم از حال میرم. دیگه نمی تونم پا از پا وردارم...
ـ "اه" مث اینکه راس راسکی داری نفله میشی. پس با همین زور و قدرتت میخواسی بزنی به ده؟!
ـ آره، ‌نمی خواستم به نامردی بمیرم. می خواستم تا زنده ام مرد و مردونه زندگی کنم و طعمه خودمو از چنگ آدمیزاد بیرون بیارم...
گرگ ناتوان این را گفت و حالش بهم خورد و به زمین افتاد و دیگر نتوانست از جایش تکان بخورد. دوستش از افتادن او خوشحال شد و دور ورش چرخید و پوزه اش را لای موهای پهلوش فرو برد و چند جای تنش را گاز گرفت. رفیق زمین گیر از کار دوستش سخت تعجب کرد و جویده جویده از او پرسید:
ـ داری چکار می کنی؟ منو چرا گاز می گیری؟!!
ـ واقعاً که عجب بی چشم و رویی هستی. پس دوستی برای کی خوبه؟ تو اگه نخوای یه فداکاری کوچکی در راه دوست عزیز خودت بکنی پس برای چی خوبی؟!!
ـ چه فداکاری ای؟!
ـ تو که داری میمیری. پس اقلاً بذار من بخورمت که زنده بمونم !!!
ـ منو بخوری؟!!
ـ آره مگه تو چته؟!
ـ آخه ما سالهای سال با هم دوست جون جونی بودیم...
ـ برای همینه که میگم باید فداکاری کنی دیگه !!!
ـ آخه من و تو هر دومون گرگیم. مگه گرگ، گرگ رو می خوره؟!!
ـ چرا نخوره؟ اگرم تا حالا نمی خورده، من شروع می کنم تا بعدها بچه هامونم یاد بگیرن !
ـ آخه گوشت من بو میده !
ـ خدا باباتو بیامرزه؛ من دارم از نا می رم تو میگی گوشتم بو میده؟!!
ـ حالا راس راسی میخوای منو بخوری؟!!
ـ معلومه چرا نخورم؟
ـ پس یه خواهشی ازت دارم...
ـ چه خواهشی؟!
ـ بذار بمیرم وقتی مردم هر کاری میخوای بکن...
ـ واقعاً که هر چی خوبی در حقت بکنن انگار هیچی! من دارم فداکاری می کنم و می خوام زنده زنده بخورمت تا دوستیمو بهت نشون بدم. مگه نمی دونی اگه نخورممت لاشت میمونه رو زمین اونوخت لاشخورا می خورنت؟ گذشته از این وقتی که مردی دیگه بو میگیری و ناخوشم می کنه !!!
گرگ نابکار این را گفت و زنده زنده شکم دوست خود را درید و دل و جگر او را داغ داغ بلعید ...
نتیجه :
1. گرگها (بخوانید گرگ صفتها !) همدیگر را می درند و در هیچ زمانی به یکدیگر ترحم نمی کنند...
2. به کمتر دوستی می توان اعتماد کرد، چون شناسایی رفیق و نارفیق خیلی سخت است...

3. جوانمردی پیر و جوان ندارد، حتی زن و مرد هم ندارد. بیاییم همیشه جوانمرد باشیم !


منبع:اکبر وکیلی تجره
http://story-short.blogfa.com/




تاریخ ارسال: جمعه 30 دی‌ماه سال 1390 ساعت 09:17 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

داستان دو گرگ

از یحیى ازرق حدیث شده که گفت : حضرت ابوالحسن (موسى بن جعفر) علیه السلام بمن فرمود: هر که پشت سر مردى چیزى را گوید که در اوست و مردم میدانند که آنچیز در اوست غـیبت کرده او را نکرده ، و هر که پشت سر کسى چیزیرا گوید که در اوست ولى مردم نمى دانـنـد غـیـبـتش کرده ، و هر که پشت سر کسى چیزى گوید که در او نیست به او بهتان زده است


داستان دو گرگ


دو تا گرگ بودند که از کوچکی با هم دوست بودند و هر شکاری که به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یک غار با هم زندگی می کردند.

یک سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست که این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته مانده لاشه های شکارهای پیش مانده بود خوردند که برف بند بیاید و پی شکار بروند اما برف بند نیامد و آنها ناچار به دشت زدند اما هر چه رفتند دهن گیره ای گیر نیاوردند، برف هم دست بردار نبود و کم کم داشت شب می شد و آنها از زور سرما و گرسنگی نه راه پیش داشتند نه راه پس...
یکی از آنها که دیگر نمی توانست راه برود به دوستش گفت: چاره نداریم مگه اینکه بزنیم به ده.
ـ بزنیم به ده که بریزن سرمون نفله مون کنن؟!
ـ بریم به اون آغل بزرگه که دامنه کوهه یه گوسفندی ورداریم در ریم...
ـ معلوم میشه مخت عیب کرده. کی آغل رو تو این شب برفی تنها میذاره. رفتن همون و زیر چوب و چماق له شدن همون. چنون دخلمونو میارن که جدمون پیش چشممون بیاد !!!
ـ تو اصلاً ترسویی. شکم گشنه که نباید از این چیزا بترسه...!
ـ یادت رفته بابات چه جوری مرد؟ مثه دزد ناشی زد به کاهدون و تکه گنده اش شد گوشش !
ـ بازم اسم بابام رو آوردی؟ تو اصلاً به مرده چکار داری؟ مگه من اسم بابای تو رو میارم که از بس که خر بود یه آدمیزاد مفنگی دست آموزش کرده بود برده بودش تو ده که مرغ و خروساشو بپاد و اینقده گشنگی بهش داد تا آخرش مرد و کاه کردن تو پوستش و آبرو هر چی گرگ بود برد؟!!
ـ بابای من خر نبود از همه داناتر بود. اگر آدمیزاد امروز روزم به من اعتماد می کرد، می رفتم باش زندگی می کردم. بده یه همچین حامی مثه آدمیزاد را داشته باشیم؟ حالا تو میخوای بزنی به ده، برو تا سر تو بیخ تا بیخ بِبرن، بِبرندش تو ده کله گرگی بگیرن...!
ـ من دیگه دارم از حال میرم. دیگه نمی تونم پا از پا وردارم...
ـ "اه" مث اینکه راس راسکی داری نفله میشی. پس با همین زور و قدرتت میخواسی بزنی به ده؟!
ـ آره، ‌نمی خواستم به نامردی بمیرم. می خواستم تا زنده ام مرد و مردونه زندگی کنم و طعمه خودمو از چنگ آدمیزاد بیرون بیارم...
گرگ ناتوان این را گفت و حالش بهم خورد و به زمین افتاد و دیگر نتوانست از جایش تکان بخورد. دوستش از افتادن او خوشحال شد و دور ورش چرخید و پوزه اش را لای موهای پهلوش فرو برد و چند جای تنش را گاز گرفت. رفیق زمین گیر از کار دوستش سخت تعجب کرد و جویده جویده از او پرسید:
ـ داری چکار می کنی؟ منو چرا گاز می گیری؟!!
ـ واقعاً که عجب بی چشم و رویی هستی. پس دوستی برای کی خوبه؟ تو اگه نخوای یه فداکاری کوچکی در راه دوست عزیز خودت بکنی پس برای چی خوبی؟!!
ـ چه فداکاری ای؟!
ـ تو که داری میمیری. پس اقلاً بذار من بخورمت که زنده بمونم !!!
ـ منو بخوری؟!!
ـ آره مگه تو چته؟!
ـ آخه ما سالهای سال با هم دوست جون جونی بودیم...
ـ برای همینه که میگم باید فداکاری کنی دیگه !!!
ـ آخه من و تو هر دومون گرگیم. مگه گرگ، گرگ رو می خوره؟!!
ـ چرا نخوره؟ اگرم تا حالا نمی خورده، من شروع می کنم تا بعدها بچه هامونم یاد بگیرن !
ـ آخه گوشت من بو میده !
ـ خدا باباتو بیامرزه؛ من دارم از نا می رم تو میگی گوشتم بو میده؟!!
ـ حالا راس راسی میخوای منو بخوری؟!!
ـ معلومه چرا نخورم؟
ـ پس یه خواهشی ازت دارم...
ـ چه خواهشی؟!
ـ بذار بمیرم وقتی مردم هر کاری میخوای بکن...
ـ واقعاً که هر چی خوبی در حقت بکنن انگار هیچی! من دارم فداکاری می کنم و می خوام زنده زنده بخورمت تا دوستیمو بهت نشون بدم. مگه نمی دونی اگه نخورممت لاشت میمونه رو زمین اونوخت لاشخورا می خورنت؟ گذشته از این وقتی که مردی دیگه بو میگیری و ناخوشم می کنه !!!
گرگ نابکار این را گفت و زنده زنده شکم دوست خود را درید و دل و جگر او را داغ داغ بلعید ...
نتیجه :
1. گرگها (بخوانید گرگ صفتها !) همدیگر را می درند و در هیچ زمانی به یکدیگر ترحم نمی کنند...
2. به کمتر دوستی می توان اعتماد کرد، چون شناسایی رفیق و نارفیق خیلی سخت است...

3. جوانمردی پیر و جوان ندارد، حتی زن و مرد هم ندارد. بیاییم همیشه جوانمرد باشیم !


منبع:اکبر وکیلی تجره
http://story-short.blogfa.com/



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:35 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 0 نظر

سه داستان بسیار جالب

حـضـرت بـاقـر و حـضرت صادق علیهما السلام فرمودند: نزدیکتر چیزى که بنده بکفر دارد این است که با مردى عقد برادرى در دین بسته باشد و لغزش ها و خطاهاى او را شمار کند که روزى او را بآنها سرزنش کند.


ماجرای بودا و زن هرزه


بودا به دهی سفر کرد . زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد. بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد . کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت: این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید.

بودا به کدخدا گفت: یکی از دستانت را به من بده،  کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت . آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن

 کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت:  هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند

بودا لبخندی زد و پاسخ داد: هیچ زنی نیز نمیتواند به تنهایی هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند. بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌ است!


روزی لقمان به پسرش گفت: امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی.
و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی.

پسر لقمان گفت: ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست.


صحرا نوردی شرلوک هولمز


شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟

واتسون گفت: میلیونها ستاره می بینم.
هولمز گفت: چه نتیجه میگیری؟
واتسون گفت: از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.
از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد.
از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخ در محاذات قطب است، پس ساعت باید حدود سه نیمه شب باشد.

شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت: واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که چادر ما را دزدیده اند!

بله، در زندگی همه ما بعضی وقتها بهترین و ساده ترین جواب و راه حل کنار دستمونه، ولی این قدر به دور دستها نگاه میکنیم که آن را نمی بینیم


عشق واقعی

از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند.

زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.

از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم.

یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است.

در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم...»

چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت.

بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود.

صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند.

همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.»

نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: «خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.»

در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد.


منبع:http://dastanha.blogsky.com/


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 01:16 ب.ظ | نویسنده: Saman | چاپ مطلب 2 نظر
<<   1      ...      8     9      10      11     12      ...      14   >> صفحات وبلاگ
برای چت با مدیر وبلاگ داود رجبی به این آدرس یاهو 

parsitel68@yahoo.com: از مسنجر خودتون پیام بزنید