داستان های زیبا-عجایب جهان

باورنکردنیهای جهان آفرینش-داستان-اس ام اس-جملات کوتاه-مطالب زیبا-علوم-حدیث-احادیث زیبا-آیا میدانید-اعجاز و خواص سوره های قرآن


تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

نشانه های عاشق شدن

ـمـران بـن اعـیـن گـویـد: از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام پـرسـیـدم از گـفـتـار خـداى عـزوجـل (کـه در سـوره دهـر آیـه 3 فـرمـاید:) (((همانا براه رهبریش کردیم یا سپاسگذار بـاشـد و یـا نـاسـپـاس ))) در پـاسـخ فـرمـود: یـا بـگـیـرد (و عـمـل کـنـد) پـس او (سـپـاسـگـزار و) شـاکـراسـت و یـا وانـهـد (و عمل نکند) پس او (ناسپاس ) و کافر است . 

نشانه های عاشق شدن 

 

عشق زیباترین حادثه ای است که در زندگی رخ می دهد. عشق لذتی اغلب مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه ای لطیف و یا جاذبه ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می تواند در حوزه هایی غیر قابل تصور ظهور کند. وقتی کسی را دوست دارید علائمی در شما ظاهر می شود که وجود این عشق را تایید میکند. در این مقاله با ۱۲ نشانه اصلی که ثابت می کند عشق در قلب شما جوانه زده است و همچنین انواع عشق و تقسیم بندی آن ها آشنا خواهید شد. اگر این علائم را در خود دیدید دیگر به عشق خود نسبت به طرف مقابل شک نکنید و قدم های خود را استوارتر بردارید. 

 

۱- متن ها و اس ام اس های او را دوباره و دوباره می خوانید.

۲- وقتی با او هستید بسیار آهسته قدم می زنید.

۳- هر زمان که پیش او هستید، تظاهر به خجالتی بودن می کنید.

۴- وقتی به او فکر کنید، قلباتان تند تر و تند تر می تپد.

۵- زمانی که به صدایش گوش می دهید، بدون دلیل لبخند می زنید.

۶- وقتی او را تماشا می کنید، دیگر قادر به دیدن اطرافیانتان نیستید و فقط او را می بینید.

۷- شروع به گوش دادن به آهنگهای آرام می کنید.

۸- او همه فکر شما می شود.

۹- بوی او شما را به وجد می آورد.

۱۰- متوجه می شوید که زمان فکر کردن به او، همیشه به خود لبخند می زنید.

۱۱- حاضرید هر کاری برایش انجام دهید.

۱۲- هنگام خواندن این متن همواره فقط یک نفر در ذهن شما بود. اگر عاشقید دکمه لایک را کلیک کنید!

 

انواع عشق:

- عشق حیرانی – اصطلاح حیرانی (Agape) توسط مسیحیان اولیه (و به خصوص یونانیان، ریشه این کلمه یونانی است) برای اشاره به پذیرش بی قید و شرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شده است. این نوع از عشق بر اساس تصمیم و نه احساسات شکل می گیرد.

- عشق با وقار – نوعی رفتار مودبانه وموقرانه که در اواخر قرون وسطی در مورد خانم ها و عاشقان آنها به کار می رفت.

- عشق دروغین – نوعی عشق نادرست با هدف کسب مادیات(می توان مفهوم عشق را برای این نوع، قائل نشد.)

- عشق جنسی (eros) – میل جنسی نسبت به یک فرد

- عشق به خانواده – عشق به افراد خانواده و مهربانی به آنها

- عشق آزاد – رابطه جنسی بر اساس انتخاب فرد که محدود به ازدواج نمی شود

- شیفتگی – در عهد جدید به معنای عشق احساسی مشروط به کار می رود یعنی «دوستت دارم چون…»

- عشق افلاطونی – یک رابطه نزدیک که در آن رابطه جنسی وجود ندارد یا سرکوب یا محدود شده است.

- عشق ظاهری – رابطه عاشقانه ای که در آن پختگی لازم وجود ندارد و «راستین» نیست. این کلمه دارای بار معنایی منفی است و تاکید دارد که عشق در دوران جوانی معمولاً کمتر راستین و واقعی است.

- عشق به مذهب – تعهد و دوست داشتن خدا یا مذهب

- عشق رومانتیک – علاقه ای که ترکیبی از صمیمیت و میل جنسی است

- عشق راستین – عشق بدون قید و شرط یا انگیزه خاص. دوست داشتن فرد فقط به خاطر خود و نه رفتارها یا عقایدش. همچنین به عشق بی قید و شرط اشاره دارد.

- عشق یک طرفه – مهر عاطفه ای که یک طرفه است

- شهوت – عاطفه بر اساس شهوت و تمایل به ارضای نفس.

- عشق لحظه ای – عشقی که در لحظه ای که فرد برای اولین بار با فردی تماس می گیرد به وجود می آید. از این عشق به مراتب در داستان ها و ادبیات یاد شده است و به “ love at first sight ” معروف است.

- عشق مستلزم فداکاری – فداکاری و گذشتن از جان یا چیز با ارزش دیگری بر مبنای عشق.

 

تقسیم بندی انواع عشق:

۱- اروس(eros): عشق شهوانی – عشق به زیبایی – فاقد منطق – عشق فیزیکی که بواسطه جذابیت و کشش های جسمانی و یا ابراز آن بطور فیزیکی نمایان می گردد -همان عشق در نگاه اول – با شدت آغاز شده و به سرعت فروکش می کند.

۲- لودوس(ludus): عشق تفننی – این عشق بیشتر متعلق به دوران نوجوانی می باشد – عشق های رمانتیک زودگذر – لودوس ابراز ظاهری عشق می باشد – کثرت گرا نسبت به شریک عشقی – به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمی گرداند -رابطه دراز مدت بعید بنظر می رسد.

۳- فیلو(philo): عشق برادرانه – عشقی که مبتنی بر پیوند مشترک می باشد -عشقی که بر پایه وحدت و همکاری بوده و هدف آن دست یابی به منافع مشترک می باشد.

۴- استورگ(storge): عشق دوستانه – وابسته به احترام و نگرانی نسبت به منافع متقابل – در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان می باشد – صمیمانه و متعهد- رابطه دراز مدت است – پایدار و بادوام – فقدان شهوت.

۵- پراگما(pragma): عشق منطقی – این مختص افرادی است که نگران این موضوع می باشند که آیا فرد مقابلشان در آینده پدر یا مادر خوبی برای فرزندانشان خواهند شد؟ عشقی که مبتنی بر منافع و دورنمای مشترک می باشد – پایبند به اصول منطق و خردگرا می باشد – همبستگی برای اهداف و منافع مشترک.

۶-مانیا(mania): عشق افراطی – انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگیز – شیفتگی شدید به معشوق – اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضایت از رابطه – مانند وسوسه می ماند و میتواند به احساسات مبالغه آمیز و افراطی منجر گردد – عشق دردسر ساز – عشق وسواس گونه.

۷-اگیپ(agape): عشق الهی – عشق فداکارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمایل انجام دادن کاری برای دیگران بدون چشمداشت) – عشق گرانقدر

 

قرآن:
قرآن در سوره روم آیه ۲۱ چنین آورده است:
و از نشانه‏ های خداوند اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد، آری در این [نعمت] برای مردمی که می ‏اندیشند قطعا نشانه‏ هایی است.
بر اساس دیدگاه مراجع شیعه، بیان عشق میان دختر و پسر (بدون منظور ازدواج) گناه است، چرا که ترس افتادن به گناه در میان است، اگرچه خواستگاری، بدون بیان عشق، برای ازدواج مانعی ندارد. تا وقتی که نگرانی از بروز گناه و فساد جنسی، در میان نباشد، داشتنِ صرفِ محبت و عشقِ قلبی (بدون اظهار آن) اشکالی ندارد.
از احادیث پیامبر اسلام است که: «اگر مرد به زن خود بگوید «تو را دوست دارم» هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند»

تاریخ ارسال: پنجشنبه 24 فروردین ماه سال 1391 ساعت 12:46 PM | نویسنده: Saman | موضوع: علمی | چاپ مطلب 0 نظر

معجزه ایی در درمان سرطان : سایبرنایف

از امـام صادق علیه السلام روایت شده که امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: اى مردم همانا سـتـمـگـرى و بـغـى یـاران خـود را بـه آتـش (یـا دوزخ ) کـشـد، و اولین کسى که بر خدا سـرکـشـى کـرد عـناق دختر آدم بود، و اولین کشته که خدا او را کشت (همان ) عناق بود، که نـشـیـمنگاهش یک جریب در یک جریب بود و بیست انگشت داشت که در هر انگشتى دو ناخن بود چـون دو داس ، پـس خـدا شـیرى مانند فیل ، و گرگى ببزرگى شتر، و کرکسى باندازه استر و بر او مسلط کرد، و آنها او را کشتند، خداوند زور گویان و سرکشان را در بهترین حال و آسوده ترین وضعى که داشته اند کشته است .


شــرح :
مـقصود اینست که ستمگران گول آسودگى وضع و مهیا بودن اسباب قدرت و شکوت خود را نـخـورنـد، زیـرا چـه بـسـا زور گـویـانـى کـه در کمال خوشى و آسودگى خاطر بوده اند و ناگهان خداوند بواسطه تعدى و ستمکاریشان آنها را نابود کرده است


معجزه ایی در درمان سرطان : سایبرنایف


سایبرنایف در حال حاضر پیشرفته ترین ، پرقدرت ترین و دقیق ترین تکنولوژی جراحی رادیویی در جهان میباشد که قابلیت شگفت انگیزی در نابودی تومورهای مغزی ، ریه ، پروستات ، ساقه مغز ، مخچه و ... دارد .سایبرنایف قابلیت آن را دارد که تومورهایی را نابود کند که هیچگاه جراحان تصور درمان آن را نداشتند و یا در منطقه ایی قرار دارد که دست جراح به آن نمیرسد


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 21 فروردین ماه سال 1391 ساعت 9:52 PM | نویسنده: Saman | موضوع: علمی | چاپ مطلب 0 نظر

مفهوم بیمار  و مار در ایران

سـلیـمـان بـن عـمـرو گـویـد: شـنـیـدم حـضـرت صـادق (ع ) مـى فـرمـود: خـداى عـزوجـل اجـابـت نـکـنـد دعـائى کـه از روى دل غـافـل بـاشـد، پـس هـرگـاه دعـا کـردى بـه دل توجه کن و یقین داشته باش که اجابت شود. 

 

 مفهوم بیمار  و مار در ایران 

 

بیمار

 

 یادداشتی از دکتر شاهین سپنتا ( دامپزشک ) به نقل از وبلاگ ایشان در پاسخ به پیشنهادی برای جایگزینی سیمرغ بجای مار در نماد دارو و درمان و برای روشن شدن بن مایه‌های ایرانی نماد جهانی دارو و درمان جهت اطلاع و استفاده عموم بینندگان محترم با اندکی تلخیص بازخوانی می‌گردد : 

 مار» در نشان جهانی دارو و درمان که جامعه پزشکان، داروسازان و دامپزشکان با اندک تفاوت هایی آن را به کار می گیرند، یکی از نماد های آیین مهر است و با باورهایی که مار را از شمار « خرفستران » یا جانوران زیانکار اهریمنی می داند، ارتباطی ندارد.  

مار در آیین مهر یک نماد بنیادی است و زیانکار و نامقدس و اهریمنی نیست. برای شناخت بهتر مفاهیم این نماد آیینی باید به جایگاه این نماد در آثار بازمانده از پیروان آیین میترا توجهی ویژه داشت.

در همه نگاره ها و پیکره های های « میترای گاو اوژن » که نمونه های فراوانی از آن در نیایشگاه های میترایی به دست آمده است، داستان « رستاخیز طبیعت به هنگام بهار » در صحنه ای که میترا به عنوان نماد خورشید به کنایه از بهار و به نشانه فناپذیر بودن زمستان، گاوی را از پای در می آورد، تکرار می شود. در این صحنه « مار » به عنوان نماد خاک یا زمین حضور دارد که به نشانه تجدید پذیر بودن زندگی از خون گاو می نوشد تا بارور شود و زمین برکت یابد 

 

 میترای گاو اوژن و ماری که از خون گاو زندگی می یابد 

در آیین مهر، مرحله نخست از هفت مرحله روحانی نیز مقام « کلاغ » یا  « پیک » است که مقام تازه واردان به آیین مهر بوده که به خدمت در مهرابه ها می پرداختند. نشان این مقام چوبدست یا عصایی بود که یک یا دو مار بر گرداگرد آن پیچیده بود. 

 

 نمادهای مار و چوبدست و جام مهری 

                در کنار کمان ستاره و نان مقدس ( درَاُنه ) در یک قطعه جواهر میترایی

همچنین در نگاره ها و پیکره های  مربوط به « ایزد شیرسر » زروانی که به آیین میترا راه یافته است، ماری را می بینیم که بر گرداگرد اندامش حلقه زده است، در حالی که چوبدست یا عصایی را به نشانه « شهریاری بر زمین » به دست دارد. در این پیکره ها به وضوح نشانه هایی از عناصر چهارگانه طبیعت را می توان دید. شیر نماد آتش است و آتش هم نماد خورشید، جام یا پیاله یا سنگاب به نشانه قرابه ( hydria   ) هایی که در مهرابه ها استفاده می شده به عنوان نماد آب ، و مار نماد زمین است و زمین مادر بارآور و زندگی بخش و پرورنده است که هرسال با بارش آسمان ها بارور می شود. بال های پیکره نیز نماد گذر زمان و گردش چهار فصل یا حرکت زندگی است. بر این پایه از این پیکره با صفاتی مثبت چون بارآور و زاینده یاد می شود 

 

  پیکره ایزد شیر سر، یافت شده در مهرابه « اُستیا » 

                                       به همراه خروس و چوبدست مهری

همین ویژگی ها به ایزد درمان بخش میان رودان « نین گیزیدا » نیز منتقل شده است و جنبه درمان بخشی او را در دو مار به هم پیچیده روی یک ظرف مذهبی « گودئا » می توان یافت.

نفوذ باورهای مهری در یونان باستان در حدی بود که در آمیختن استوره های یونانی و باورهای مهری موجب شد تا آسکِلِپیوس (Aesculapius ) ایزد پزشکی و درمان در استوره های یونان باستان برای این که فرمانروایی خود را در گستره دارو درمان بر زمین همواره حفظ کند، چوبدست مهری را که ماری بر آن تابیده است، در دست گرفت پس مورد بیشترین پرستش در میان ایزدان قرار ‌گرفت، چنان که او را برابر با خورشید ‌دانستند. همچنین دخترش « هیگیه‌یا » که واژه « Hygiene » یا بهداشت از نام او سرچشمه گرفته‌است ، و دو دختر دیگرش « مدیترینه » و «پاناسئا » که به ترتیب نمایانگر نیروهای بهداشت، پزشکی و درمان دردها هستند، به همراه مار تصویر می شوند.  

 

 « هیگیه‌یا » دختر آسکِلِپیوس

تاثیر باورهای مهری در طراحی و تکوین نماد دارو و درمان را در یکی از سنگ نگاره های برجای مانده نیایشگاهی در ویرانه های شهر باستانی اِفِسُس (Ephesus ) در آناتولی ( آسیای صغیر ) باستان که امروز به عنوان مرکز گردشگری و باستان‌شناسی در سه کیلومتری جنوب شهر « سلجوق » در استان « ازمیر » کشور ترکیه قرار دارد، می توان دید.  

 

نماد دارو و درمان در شهر افِسُس

 به این ترتیب، نشان جهانی دارو و درمان که ترکیبی از چند نماد مهری همچون مار ( به نشانه زمین بارور و زندگی زا )، جام ( به نشانه خون یا شراب مقدس یا آب سرچشمه زندگی ) بال ( به نشانه حرکت زندگی ) و چوبدست مهری ( به نشانه فرمانروایی زندگی بر زمین که در طرح جایگزین پیکر انسانی و جام نیز شده  ) است، بن مایه ای ایرانی دارد که با گسترش آیین میترا و رسوخ آن در مسیحیت از سوی دیگر ملت ها نیز پذیرفته شده است و امروز سهم ایرانیان در حفظ و گسترش آن نباید از دیگر ملت ها کمتر باشد.

  

 


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه شنبه 8 فروردین ماه سال 1391 ساعت 6:19 PM | نویسنده: Saman | موضوع: علمی | چاپ مطلب 2 نظر

باورشما در مورد ثروتمند شدن چیست؟

  رسـول خـدا (ص ) فـرمـود: (بـا پدر و مادر) نیکو رفتار باش و در بهشت جایگزین شو و اگر عاق و جفا کارى با آتش ‍ (دوزخ ) بساز.  

 

 باورشما در مورد ثروتمند شدن چیست؟

یک سوال ساده که شما باید بدون معطلی پاسخ بدهید؛ در زندگی چه چیزی برای شما مهم تر است؟ اگر این سوال را از دوستان خود نیز بپرسید آن ها هم همین جواب شما را می دهند؛ درست است، پول. با درست و غلطش هم کاری نداریم اما این آرزوی همه ماست که پولدار شویم تا به تمام آرزوهای مان برسیم. بعضی می خواهند از نظر مالی راحت باشند، هرگز نگرانی مسائل مالی را نداشته باشند، آن قدرپول می خواهند که نیازمند کار اضافه نباشند و بعضی می خواهند خانواده شان امنیت اقتصادی داشته باشد یا قرض های شان را پس بدهند، گروهی دیگر می خواهند با آن اتومبیل بخرند یا خانه رویایی شان را بسازند، آن ها می خواهند توانایی رفتن به مسافرت های هیجان انگیز را داشته باشند یا این که می خواهند با این پول در بهترین دانشگاه ها تحصیل کنند. به هرحال فرقی نمی کند که آن ها چه می خواهند، مهم تر این است که همه ما می خواهیم ثروتمند شویم اما چرا این اتفاق نمی افتد و پول درآوردن برای بسیاری از افراد کار سختی است اما بعضی ها بسیار راحت پول درمی آورند؟ روان شناسان اعتقاد دارند یکی از مهم ترین دلایل به موفقیت نرسیدن بیشتر افراد در رسیدن به آرزوی ثروتمند شدن خود، این است که آن ها باورهای غلطی در مورد ثروتمند شدن دارند. باورهای غلط و انرژی منفی ای که در ناخودآگاه نهادینه می شود و آن ها تا آخر عمر در حسرت ثروتمند شدن می مانند.

تست پارو

حتما شما هم مثل ما در حال کنکاش باورهای خود هستید و گیج شده اید که کدام غلط است و کدام درست؟ شاید هم می خواهید بدانید مرز میان غلط و درست در باورهای پولی چیست؟ روان شناسان کار را برای شما کمی ساده تر کرده  و یک آزمون تهیه کرده اند. بهتر است ابتدا به این آزمون که به نام پارو معروف است پاسخ دهید تا بگوییم در مرحله بعد باید چه کار کنید. ابتدا 12 جمله  زیر را که در مورد پول و ثروت نوشته شده است، تکمیل کنید تا اجزای کلیدی برنامه ریزی ناهشیارانه  شما، آشکار شود:

1. مردم با پول..... هستند.

2. پول باعث می شود مردم.....

3. من پول بیشتری داشتم اگر.....

4. والدین من همواره فکر می کنند پول می تواند.....

5. پول باعث می شود تا.....

6. می ترسم اگر پول بیشتری داشتم.....

7. پول..... است.

8. من فکر می کنم پول.....

9. برای آن که پول بیشتری داشته باشم، نیاز دارم تا.....

10. اگر من به راستی ثروتمند بودم، شاید.....

11. بزرگ ترین ترس من درباره  پول..... است.

12. پول..... است.

* دور تمام اعتقادات ناهشیار خود درباره  پول که ممکن است شما را عقب نگه دارد، خط بکشید؛ حتی اگر بدون هیچ شبهه ای برای شما صحیح باشد.

* این تمرین را به صورت روزانه حداقل به مدت یک هفته انجام دهید. ممکن است برنامه های عمیق تری را پیدا کنید که زمان بیشتری برای آشکار شدن، نیاز داشته باشد.

  • پارو بزنید

اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که این باورهای غلط که البته ناهشیارانه هم هستند، تمام وجودتان را گرفته است بهتر است برای اصلاح خود از یک پارو کمک بگیرید. نه اشتباه نکنید، نیاز نیست پارویی بخرید و پارو بزنید  بلکه فقط باور کنید که شما یک پارو دارید، یک پارویی بی مصرف که مدام در دست شماست و مزاحم موفقیت شما. پس فهرستی از بیشترین اعتقادات منفی درباره پول را که در تمرین قبلی کشف کردید، تهیه کنید سپس به جای کلمه  پول، کلمه پارو را در هر یک از جملات، در فهرست خود قرار دهید. توجه کنید آیا جمله ها هنوز برای شما، احساسی ایجاد می کنند و اهمیت دارند؟! کار سختی نیست، به این چند مثال توجه کنید:

* عشق ورزیدن به پارو ریشه  همه  شیطنت هاست.

* پاروها روی درختان رشد نمی کنند.

* من احساس گناه می کنم، زیرا پارو های بیشتری از آن چیزی که پدرم داشت، دارم.

به یاد داشته باشید طرحی که در اینجا بیان شده، بار احساسات ناشی از عقایدی که نسبت به پول دارید را به آسانی محو می کند. مهم نیست که به راستی آن ها را باور داشته یا نداشته باشید، مهم این است که آن جمله ها برای شما چه معنی می دهند و چه احساسی ایجاد می کنند. خب، شما چه چیزی را کشف کرده اید؟ آیا اعتقادات و تداعی های شما در مورد پول، مانند کسانی است که برای فقیر ماندن برنامه ریزی شده اند یا برای ثروتمند بودن؟!

گاهی ذهن ما پر است از عقاید و باورهای اشتباه و غلط؛ عقایدی که نه تنها مانع پیشرفت و موفقیت ما در رسیدن به رویاهای مان می شوند بلکه درون ما را پر از نفرت، حسرت، کینه و استرس می کنند. روان شناسان رفتاری اعتقاد دارند اگر می خواهید به رویاهای تان برسید و موفق شوید ابتدا باید به آن  چیزی که می خواهید ایمان داشته باشید و برای رسیدن به آن تلاش کنید اما بدون هیچ شک، تردید و انرژی منفی ای؛ پس برای پولدار شدن باید ابتدا باورهای غلط در این مورد را پیدا کنید، در وجودتان ریشه کن کنید، از صمیم قلب آن را بخواهید و برای رسیدن به پول تلاش کنید. حتما می پرسید که این آگاهی چه سودی برای شما دارد؟ با بالا بردن آگاهی خود از عقایدمان درباره  پول، می توانیم احساس، هیجانات و رفتارها را هنگام سر و کار داشتن با پول درک کنیم و با تغییر دادن آن ها تاثیر احساسی  که پول بر زندگی ما دارد را تغییر بدهیم. حالا برخی از باورهای متداول مردم که باعث می شود پول زیادی در زندگی به دست نیاورند را برای تان مثال می زنیم.

مفسده ای به نام پول

پول چرک کف دست است، پول خوب نیست، پول زیادی فساد می آورد، پول آدم را به گناه می کشاند، پول زیادی دوری می آورد، طمع و حرص پول از پا درآوردش و... اگر بخواهیم از این مثال هایی که بین ایرانی ها رایج است بیاوریم، طوماری می شود. بیشتر ایرانی ها از همان ابتدا با این تفکرات بزرگ می شوند و چه بخواهند و چه نه، روی تلاش آن ها برای کسب پول و همچنین میزان انگیزه شان تاثیر می گذارد. باور داشته باشید پول ذاتا چیز بدی نیست و تلاش شما برای کسب پول گناه نیست بلکه این نحوه استفاده و همچنین نحوه کسب پول است که می تواند خطرناک و گناه باشد.

... و یک لیست بلند بالای دیگر

این ها که گفتیم تنها شرح چند باور غلط بود اما این ها تنها باورهای غلط شما در مورد پول نیست. برای این کار ماه ها فرصت لازم است تا باورهای خود را شناسایی کنید و در پی چاره برای رهایی از این احساسات باشید. در مورد اغلب ما، آن دسته از روش های ذهنی که از جایی (چه کسی می داند از کجا) انتخاب می کنیم، با گذشت زمان تنها باعث وارد کردن زیان و نه کسب پول برای مان بوده اند؛ تغییر روش ذهنی، همیشه آسان نیست؛ تنها کافی است از یک شخص سیگاری بپرسید اما تغییر این روش ها امکان پذیر است و نخستین گام، شناسایی این باورهای ذهنی غلط است و قدم بعدی شناسایی روش هایی است که باید اتخاذ شود.

دو دوتا پنج تا هم نمی شود

تصور کنید که یک قلک دارید و هر روز مقداری پول در آن می ریزید و خوشحال هم هستید که کلی پول پس انداز کرده اید اما این یک احساس غلط و شادی کاذب است. شما یک بازی را شروع نکرده، باخته اید. علت آن هم این است که توپ را محکم در دستان   تان گرفته و فرصت گل زدن را نه تنها از خود که از تیم تان هم گرفته اید. برای ثروتمند شدن تنها پس انداز کردن کافی نیست بلکه پس انداز وسیله پول سازی شماست. شما باید بتوانید دودو تای خود را به 5 و شاید هم به 10 برسانید. بهتر است به جای اینکه از پول تان به عنوان وسیله ای برای فخرفروشی استفاده کنید آن را در راهی خرج کنید که یا خودتان لذت ببرید یا برای تان پول ساز باشد. هر چه بیشتر پول تان را خرج کنید و لذت بیشتری ببرید به احساس پولدار بودن نزدیک می شوید و با این احساس ثروتمندتر می شوید و دیگران را هم ثروتمندتر خواهید کرد.

می ترسم پولم از دستم برود

گروهی از افراد که البته به صفت خسیس بودن مشهور هستند، پول خود را خرج نمی کنند چون اعتقاد دارند پول دیگر باز نمی گردد و از بین می رود. باید این باور غلط را از خود دور کنید و اعتقاد داشته باشید پول، پول می آورد پس تا می توانید پول خرج کنید البته با برنامه ریزی و بجا و سعی کنید ترس از دست دادن آن را از خود دور کنید. به منظور این که سوالی درباره  محدودیت های اعتقادی خودتان پیرامون پول داشته باشید، این تمرین ساده را که از کتاب پاتریسیا رمیلی تحت عنوان «پول رهایی بخش» است انجام دهید. این کتاب براساس این طرح است که زمانی که شما تمام اعتقادات فرهنگی درباره  چه کاری کردن و چه کاری نکردن را دور ریختید، پول به سادگی یک ابزار است که ما می توانیم از آن استفاده کنیم، تا زندگی راحت تر شود و به هدف های مان سریع تر برسیم. بنابراین چیزی که درباره پول حقیقت دارد، درباره باقی ابزار هم حقیقت دارد. 

 

منبع:www.irangrand.com

تاریخ ارسال: سه شنبه 8 فروردین ماه سال 1391 ساعت 11:36 AM | نویسنده: Saman | موضوع: علمی | چاپ مطلب 0 نظر

مرکز جهان کجاست؟

امـام صـادق عـلیـه السلام فرمود: روزى پیغمبر (ص ) نزد عایشه بود ناگاه مردى اجازه شـرفـیـابى خواست ، رسولخدا (ص ) فرمود: چه مرد بدى است از این تیره و قبیله ، پس عـایشه برخواست و بدرون اطاق رفت و رسول خدا (ص ) اجازه ورود به آن مرد داد، همینکه وارد شـد حـضـرت بـا روى بـاز از او پذیرائى کرد و با او بگفتگو پرداخت تا هنگامیکه بـپـایـان رسـانـیـد و آنـمـرد از نزدش بیرون رفت ، عایشه (برگشته ) و عرض کرد: اى رسـول خـدا در حـالیـکـه شـما این مرد را به بدى یاد کردى با روى باز از او پذیرائى کـردى ؟ در ایـن هـنـگـام حـضـرت فـرمـود: از بدترین بندگان خدا کسى استکه که براى دشنامگوئیش هم نشینى با او را بد دارند.



مرکز جهان کجاست؟


همواره "مرکز جهان" موضوع مورد توجه بشر بوده است. طی سال‌ها، انسان، مانند کودکی که خود را کانون توجه همه می‌داند، معتقد بود که زمین مرکز کیهان است. برخی از منجم‌های یونان باستان، جهان را متشکل از دو کره می‌پنداشتند؛ یکی زمین و دیگری آسمان، با ستارهای پولک دوزی شده.
فکر می‌کنید، بتوانیم به سمت خاصی از فضا اشاره کنیم و ادعا کنیم که این جا مرکز جهان است؛ همان جایی که انفجار بزرگ اتفاق افتاد؟ همواره "مرکز جهان" موضوع مورد توجه بشر بوده است. طی سال‌ها، انسان، مانند کودکی که خود را کانون توجه همه می‌داند، معتقد بود که زمین مرکز کیهان است. برخی از منجم‌های یونان باستان، جهان را متشکل از دو کره می‌پنداشتند؛ یکی زمین و دیگری آسمان، با ستارهای پولک دوزی شده. در قرن ۱۵ میلادی یعنی حدود ۶۰۰ سال پیش نیکلاس کوپرنیک، منجم لهستانی، نظریه‌ی جدیدی را در مورد شکل قرارگرفتن اجرام آسمانی ارائه کرد که با وجود آن‌که هنوز با واقعیت فاصله داشت، ذهنیت بشر را تا حدودی نسبت به جهان اصلاح کرد. در نظریه‌ی کوپرنیک خورشید در مرکز جهان قرار گرفته است و زمین و دیگر سیارات به دور آن می‌چرخند. اما وی همچنان تصور می‌کرد که صفحه‌ای کروی که ستارگان این منظومه خورشیدی را در بر گرفته، همان منظره‌ی آسمان شب است. امروزه پس از تأیید و رد نظریه‌های فراوان، می‌دانیم که نه تنها ما در مرکز کیهان قرار نگرفته‌ایم، بلکه اصولا جهان ما فاقد مرکز است. از نظر دانشمندان "بیگ بنگ" نام پدیده‌ای است که به آغاز جهان انجامید و اغلب به نوعی انفجار بزرگ تعبیر می‌شود. مشکل این تصور آن است که انفجار، اغلب یک نقطه‌ی مرکزی دارد ؛مثل یک شمع، جرقه و یا یک بمب و در جهت خاصی منتشر می‌شود، ولی در مورد "انفجار بزرگ" این امر،صادق نیست. در واقع ما برای توضیح این رویداد چاره‌ی دیگری نداریم و از شبیه‌ترین موارد قابل لمس برای کمک به فهم آن استفاده می‌کنیم.
"
انفجار بزرگ" نمی‌توانسته در نقطه‌ی خاصی از جهان رخ داده باشد، چرا که اصلا قبل از آن جهانی وجود نداشته. طبق تخمین دانشمندان از عمر جهان، این انفجار حدود ۱۴ میلیارد سال پیش به طور یکسان آغاز و منتشر شده است و "فضا" و "زمان" را با مفهومی که ما امروزه می‌شناسیم ایجاد کرده. فضا از همان لحظه شروع شده و در حال گسترش و انبساط است. این روند هنوز هم ادامه دارد. حالا فرض کنیم که تلسکوپی بسیار قوی داریم و با آن بتوانیم تا هر جا که دوست داشته باشیم رصد کنیم. در آن صورت آیا قسمتی از جهان که در طرف راست ما قرار گرفته از ناحیه‌ای که در سمت چپ ماست، بزرگ‌تر است؟ خیر، کیهان در تمامی جهات ما یکسان است. پس، آیا به نظر شما این به معنی آن نیست که ما در مرکز جهان قرار گرفته‌ایم؟خیر برای درک بهتر، یک بادکنک باد شده را در نظر بگیرید که با خودکار، تعداد زیادی نقطه روی آن علامت گذاری شده. تصور کنید که این بادکنک دنیای شماست و شما یکی از آن نقطه‌ها هستید. توجه کنید که شما فقط مجاز به حرکت روی سطح بادکنک هستید - نه در درون یا بیرون آن. حال از محلی که قرار گرفته‌اید به دنیای بادکنکی خود نگاهی بیندازید. متوجه می‌شوید که تمامی جهات، یکسان به نظر می‌رسد، ولی این به آن معنی نیست که شما در مرکز آن قرار گرفته‌اید. در واقع دنیای دو بعدی شما، اصلا مرکزی ندارد. حال تصور کنید که بادکنک را هرچه بیشتر باد می‌کنیم. می‌بینید که تمامی نقاط در حال فاصله گرفتن از شما هستند و به نظر می‌رسد که همه چیز در حال دور شدن است، اما همچنان می‌دانید که شما مرکز این انبساط نیستید. اندکی مشکل به نظر می‌رسد، ولی وضعیت جهان سه بعدی ما نیز بسیار مشابه همین است. فضا خمیده است و این موجب می‌شود که رفتار آن شبیه پوسته‌ی بادکنک باشد.
انبساط بدون مرکز! این‌که جهان عظیم ما چگونه به وجود آمده و چه خواهد شد، اصولا مفهوم پیچیده‌ای است که گاهی خارج از حد تصور و درک بشر است. دنیا با یک انفجار آغاز شده و در حال گسترش است. این گسترش تا کی ادامه خواهد داشت؟ آیا امکان دارد که زمانی متوقف شود و یا مثلا دوباره جمع شده به نقطه‌ی اولیه باز گردد؟ انفجار بزرگ چگونه رخ داد و علت آن چه بود و قبل از آن چه؟چه‌گونه می‌توان از زمانی سخن گفت که اصلا در آن زمانی وجود نداشته؟

تاریخ ارسال: جمعه 23 دی ماه سال 1390 ساعت 5:06 PM | نویسنده: Saman | موضوع: علمی | چاپ مطلب 0 نظر

چرا آسمان صاف در هنگام روز اغلب آبی ، ولی در نزدیکی افق سفید است

 از امـام بـاقـر (ع ) روایت کنند که فرمود: چه بد بنده ایست آن بنده که در او طمعى باشد کـه او را بـکـشـانـد، و چـه بـد بـنـده ایـسـت آن بـنـده کـه در او میل و رغبتى باشد که او را خوار کند. 


چرا آسمان صاف در هنگام روز اغلب آبی ، ولی در نزدیکی افق سفید است؟  


چرا خورشید در حال غروب سرخ و آسمان درست در بالای آن همچون پرده‌ای رنگارنگ است؟
چرا در شامگاه سایه‌ای منحنی با حاشیه‌ای سرخ در آسمان شرق پدیدار می‌شود؟ چرا گاهی اندکی پس از غروب خورشید لکه‌ای ارغوانی در آسمان مغرب نمآیان و سپس ناپدید می‌شود؟ این پرسشها مارا به بررسی چه چیزی فرا می‌خوانند. بسیاری از طرحواره‌های مشهور در آسمان صاف بیشتر شامل انتشار نور خورشید از مواد موجود در هواست. از قبیل غبار ، افشانه‌ها ، بلورهای یخ و قطرکها و طرحواره‌های دیگر مبتنی بر جذب انتهای سرخ طیف مرئی بوسیله آب و اوزون در جو. هرگاه یک مه دود مصنوعی بوسیله یک باریکه نور سفید روشن شود و از زاویه معین مورد ملاحظه قرار گیرد، مانند رنگ آسمان بسیار صاف دیده می‌شود. آیا گاز خالص مانند هوا که عاری از همه درات باشد نمی‌تواند نور را منتشر کند و آن را به رنگهای مختلف تجزیه خواهد کرد؟
پدیده انتشار انتشار نور و تفکیک رنگها مربوط به خود مولکولهای هواست، حتی در غیاب ذرات خارجی هم آسمانی آبی خواهیم داشت. طول موج نور از آبی به سبز ، زرد و سرخ افزایش می‌یابد و طول موج مربوط به نور قرمز حدود ۱.۶۸ برابر طول موج نور آبی است. هر یک از اجزای نور خورشید در همه جهتها از مولکول منتشر می‌شود، ولی شدت آن همسان نیست. درخشانترین انتشار در جهت روبرو (مانند اینکه نور یک راست از مولکول می‌گذرد) و رو به پشت (بسوی خورشید) است. به نظر نیوتن رنگهای ظاهری اجسام طبیعی بستگی به این دارد که از آنها چه رنگی شدیدتر منعکس یا بسوی بیننده پراکنده می‌شود . بطور کلی ، شیوه ساده‌ای وجود ندارد که بر اساس ساختار سطح ترکیب شیمیایی و مانند آنها پیش بینی کنیم که آن ماده چه رنگهایی را منعکس یا پراکنده می‌کند. با این همه ، علت آبی بودن رنگ آسمان را با استدلال ساده‌ای می‌توان توضیح داد. همانطور که تامس یانگ با آزمایش نشان داد، طول موجهای گوناگون نور رنگهای متفاوت دارند، طول موج نور را با واحد نانومتر یا با واحد آنگستروم می‌سنجند. دامنه طیف قابل رؤیت برای آدمی nm ۴۰۰ برای نور بنفش تا حدود nm ۷۰۰ برای نور قرمز است. مانعهای کوچک می‌توانند انرژی یک موج فرودی را در همه جهتها پراکنده کنند و مقدار پراکندگی بستگی به طول موج دارد. به عنوان یک قاعده کلی ، هر چه طول موج در مقایسه با اندازه مانع بزرگتر باشد، موج بوسیله مانع کمتر پراکنده می‌شود. برای ذراتی کوچکتر از یک طول موج ، مقدار پراکندگی نور با عکس توان چهارم طول موج تغیـــیــر می‌کند. مثلاً ، طول‌ موج نور قرمز در حدود دو برابر طول موج نور آبی است. بنابراین پراکندگی نور قرمز در حدود یک شانزدهم پراکندگی نور آبی است. نوری که نسبت به مسیر اولیه خورشید در زاویه قائم منتشر شود، تنها نیمی از درخشندگی را خواهد داشت. همه رنگها به این شیوه منتشر می‌شوند. ولی شدت انتشار هر یک از این رنگها در هر جهتی متفاوت است. شدت با عکس توان چهارم طول موج متناسب است. از اینرو نور موج کوتاه (مانند آبی) خیلی شدیدتر از نور سرخ منتشر می شود که طول موج بلندتری دارد. از آنجا که نسبت طول موج آنها ۱.۶۸ است، نسبت انتشار نور آبی ۸ برابر درخشانتر از نور سرخ است.
آسمان آبی اکنون می‌توانید بفهمید که چرا رنگ آسمان آبی است. نور خورشید بوسیله مولکولها و ذرات گرد و غبار موجود در آسمان ، که معمولاً در مقایسه با طول موجهای نور مرئی بسیار کوچکند، پراکنده می‌شود. به این ترتیب ، نور طول موجهای کوتاه (نور آبی) بسیار شدیدتر از نور طول موجهای بلندتر بوسیله این ذرات پراکنده می‌شوند. وقتی که به آسمان صاف نگاه می‌کنیم ، بیشتر این نور پراکنده شده است که به چشم ما می‌رسد. دامنه طول موجهای کوتاه پراکنده شده (و حساسیت چشم آدمی به رنگ) منجر به احساس رنگ آبی می‌شود. کوتاهترین طول موجهای طیف مرئی بیشتر مطابق بنفش است تا آبی ، پس چرا آسمان بجای آنکه بنفش باشد آبی است؟ نور خورشید اولیه در رنگ بنفش تا حدی ضعیفتر از آبی آست و بنفش کمتر از آبی به ما می‌رسد. دلیل مهمتر اینکه چشم انسان نسبت به بنفش کمتر از آبی حساس است. اینکه مردم آبی بودن آسمان را بوجود بخار آب در جو نسبت بدهند، شاید به این دلیل باشد که اغلب توده‌های آب آبی رنگ است. از دلایل آبی بودن دریا این است که وقتی نور سفید چند متر از میان آب می‌گذرد، مولکولهای آب بخشی از انتهای سرخ طیف را جذب می‌کند و نوری که سرانجام به چشم بیننده منعکس می‌شود بیشتر آبی شده است. و در آسمان آب کافی برای چنین جذبی وجود ندارد. لایه اوزون نیز نور سرخ را تضعیف می‌کند، ولی نقش ناچیزی در آبی شدن آسمان دارد. از سوی دیگر ، فرض می‌کنیم که در یک روز مه آلود به آسمان نگاه می‌کنیم. در این صورت ، نور آبی باریکه‌ای که به چشم ما می‌رسد بطور کامل پراکنده شده است، در حالی که طول موجهای بلندتر پراکنده نشده‌اند. بنابراین، احساس می‌کنیم که رنگ خورشید متمایل به قرمز شده است. اگر آسمان جوی نداشت، آسمان سیاه به نظر می‌رسید و ستارگان در روز دیده می‌شدند. در واقع از ارتفاع Km ۱۶ به بالا ، که در آنجا جو زمین بسیار رقیق می‌شود، همان طوری که فضانوردان دریافته‌اند، آسمان سیاه به نظر می‌رسد و ستارگان در روز دیده می‌شوند.
تأثیر شرایط جوی گاهی هوا دارای ذرات گرد و غبار یا قطره‌های آبی به بزرگی طول موج نور مرئی است. اگر چنین باشد، رنگهایی جز رنگ آبی ممکن است به شدت پراکنده شوند. مثلاً ، کیفیت رنگ آسمان با بخار آب موجود در جو زمین تغییر می‌کند. روزهایی که هوا صاف و خشک است، آسمان آبی‌تر از روزهایی است که رطوبت هوا زیاد است. آسمان نیلگون ایتالیا و یونان ، که قرنها الهام ‌بخش شاعران و نقاشان بوده است، به سبب خشکی استثنایی هوای این سرزمینهاست. مه آبی ـ خاکستری رنگی که گاهی شهرهای بزرگ را می‌پوشاند بیشتر به سبب ذراتی است که از موتورهای درون‌ سوز (اتومبیلها ، کامیونها) و کارخانه های صنعتی منتشر شده‌اند. موتور اتومبیل ، حتی وقتی که در حالت خلاص کار می‌کند، در هر ثانیه بیشتر از ۱۰۰ میلیارد ذره منتشر می‌کند. بیشتر این ذرات نامرئی هستند و اندازه آنها در حدود m ۰/۰۰۰۰۰۱ است. چنین ذره‌هایی کالبدی برای تجمع گازها ، مایعات و ذرات جامد دیـگــــــر می‌شوند. این ذره‌های بزرگتر سبب پراکندگی نور و تیرگی هوا می‌شوند. گرانش بر این ذره‌ها تا وقتی که بر اثر تجمع مواد بیشتر در اطراف آنها خیلی بزرگ نشده‌اند چندان تأثیری ندارد. این ذرات اگر بر اثر باران و برف مکرر شسته نشوند ممکن است ماهها در جو زمین بمانند. تأثیر چنین ابرهای غبارآلودی بر آب و هوا و بر سلامتی آدمی بسیار مهم است.
رنگ غروب وقتی به آسمان روز نگاه می‌کنید نوری را می‌بینید که از لایه اوزون اندکی گذشته و جذب بوسیله آن ناچیز بوده است. در هنگام غروب وقتی شعاعهای نور از میان لایه اوزون مسیری مورب (و از اینرو طولانیتر) دارند تا یه ما برسند، جذب بوسیله اوزون اهمیت پیدا می‌کند، ولی در آن موقع نیز دلیل آبی بودن آسمان ساز و کارهای مربوط به پراکندگی (انتشار ریلی) می‌باشد، که قبلا بیان شده. همین تأثیرها رنگ کوههای تیره را در یک روز آفتابی توضیح می‌دهد. اگر کوهها زیاد دور نباشند، تصویرشان آبی رنگ است. چون نور مسلط آبی بوسیله مولکولهای میان شما و کوهها منتشر می‌شود، کوههای تا حدی دور هم باز آبی است. ولی کوههایی که در فاصله دوری قرار دارند سفید هستند، درست همانگونه که افق سفید دیده می‌شود. نور خور شید در حال غروب در واقع نارنجی رنگ است (بین سرخ و زرد)، در حالی که اگر در مسیرشان بسوی ما تنها از میان مولکولهای هوان می‌گذشت، رنگش سرخ بود. دلیل اینکه رنگ آن سرخ یک دست نیست، این است که نور نه تنها از میان مولکولها ، بلکه از میان ذرات ریز و افشانکهای جو هم منتشر می‌شود. در هر موقع از روز وقتی در جهت خورشید نگاه کنید، بخشی از نور درخشان آن را دریافت می‌کنید که از میان همان ذرات ریز و افشانکها منتشر می‌شود و از اینرو آن بخش از آسمان روشنتر از آن است که در غیاب ذرات می‌توانست باشد. وقتی خورشید در بالای آسمان روشنتر از آن است که در غیاب ذرت می‌توانست باشد. وقتی خورشید در بالای آسمان است، اطرافش سفید روشن است. ولی وقتی پایینتر قرار دارد، هر چه غلظت ذرات بیشتر باشد، اطراف خورشید در حال غروب درخشانتر و محیط آن مشخصتر است. در جریان غروب آفتاب در هوای صاف ، سمت الرأس (آسمان درست در بالای سر) آبی‌تر از هنگام روز می‌شود. با توجه به این که افق نزدیک خوشید ممکن است سرخ باشد، این افزایش رنگ آبی عجیب به نظر می‌رسد. برای این ‌آبی بودن چندین توضیح داده شده که محتملترین آنها مربوط به لایه اوزون است. وقتی هنگام غروب نور خورشید مسیر اریب تری را از میان لایه طی می‌کند، جذب انتهای سرخ طیف بوسبله اوزون ،‌موجب تسلط انتهای آبی بر بامه نور می‌شود. برخلاف انتشار ریلی که بامه در طی مسیر با آن روبرو می شود.
آسمان پس از غروب درست پس از غروب خورشید ، سایه زمین از افق خاور بالا می شاید. مرز سایه ، سرخ یا ارغوانی است. رنگ آن بستگی به نوری دارد که بر اثر انتشار ریلی در مسیر طولانی اش از لایه های پایین جو سرخ شده است. در نزدیکی جایی که لبه بالایی سایه را می بینید بخشی از نور در معرض انتشار ریلی قرار دارد و بسوی ما می آید. وقتی نور را دریافت میکنید، رنگ سرخ را در لبه بالا مشاهده می کنید. بخش بالایی سایه زیر لبه ممکن است آبی کم رنگ باشد. به احتمالی بامه آبی ناشی ار نور خورشید است که از میان بخش بالایی و کم چگالتر جو می‌گذرد، از آنجایی که جزء آبی بامه ، به اندازه‌ای تضعیف نمی‌شود که در عبور از بخشهای پایین جو امکان آن وجود دارد، زیرا با مولکولهای هوای بیشتری درگیر بوده است. نزدیک به ۱۰ دقیقه پس از آنکه خورشید غرو ب می‌کند، گه گاه لکه‌ای ارغوانی بر فراز آن در جایی میان ۳۰ و ۷۵ درجه از سمت الرأس پدید می‌آید. این لکه که اغلب نور ارغوانی نامیده می‌شود، به ظاهر ناشی از وجود لایه‌ای از ذرات در ارتفاع ۱۶ تا ۲۰ کیلومتری و در بخش زیرین لایه اوزون است. این ذرات ممکن است غبار بیابان یا ذرات خاکستر یک فوران آتشفشان یا آتش سوزی بزرگی در جنگل باشد. لکه ارغوانی حاصل نور بسیار سرخ و بسیار آبی است که از ناحیه‌های مختلف آسمان منتشر می‌شود. اجزای سرخ از نور خوشید در حاشیه زمین است و از جو زمین می‌گذرد که انتشار ریلی نور را سرخ می‌کند. بخشی از این نور از لایه ذرات عبور کرده و به همین خاطر نور خیلی سرخ دریافت می‌شود. اجزای آبی از نور خورشیدی می‌رسد که از بخشهای فوقانی جو می‌تابد و از اینرو به آن اندازه سرخ نشده است. بخشی از نور در معرض انتشار ریلی قرار می‌گیرد و نور آبی بسوی شما فرستاده می‌شود. وقتی به مسیر نگاه می‌کنید، هر دو اجزای نور سرخ و آبی در مسیر خط دید شما حرکت می‌کنند و ترکیبشان احساس نور ارغوانی را پدید می‌آورد. دلیل اینکه بخشهای دیگر آسمان ارغوانی نیست، این است که بجای رنگ سرخ و آبی تنها ترکیبهای متفاوتی از ته رنگها را دریافت می‌کنیم. وقتی بسوی آنها نگاه می‌کنیم، ممکن است بسته به زاویه دیدمان اقسام ته رنگها را داشته باشند. نور ارغوانی دیگر ولی نادر که در حوالی همان بخش نور اولی در آسمان ظاهر می‌شود، اما یک و نیم تا دو ساعت پس از غروب آفتاب اتفاق می‌افتد. احتمال می‌رود این نور نیز بوسیله همان لایه ذراتی بوجود می‌آید که نور ارغوانی اولی پدید آمد. اگر لایه گسترده باشد، بخشی از نور که از لایه زیر افق منتشر می‌شود ، ممکن است دوباره از لایه مرئی منتشر شود. نور تولید شده بخوبی درخشان است و در آن صورت یک لکه ارغوانی کمرنگ دیده می‌شود.
تاریخ ارسال: یکشنبه 18 دی ماه سال 1390 ساعت 00:42 AM | نویسنده: Saman | موضوع: علمی | چاپ مطلب 0 نظر

تعریفی از عقد مضاربه

 مردى نزد پیغمبر (ص ) آمده عرض کرد: اى رسـول خـدا مـن از وسـوسـه خـاطـر سـخـتـى کـشـیـده ام ، و مـردى عـیـال وار و بـدهـکار و نیازمند هستم ، پیغمبر (ص ) باو فرمود: این کلمات را بسیار بگو: (((تـوکـلت على الحى الذى لا یموت و الحمد لله الذى لم یتخذ صاحبة و لا ولدا و لم یکن له شـریـک فى الملک و لم یکن له ولى من الذل و کبره تکبیرا))) پس زمانى نگذشت که آن مـرد نـزد آن حـضـرت آمـد عـرض کـرد: خـداونـد وسوسه خاطرم را برطرف کرد و بدهى و قرضم را ادا فرمود و روزیم را فراوان ساخت . 

 

عقد مضاربه 

       بند اول:تعریف 

ماده ۵۴۶ قانون مدنی در باب تعریف مضاربه میگوید:مضاربه عقدی است که به موجب آن احد متعاملین سرمایه میدهد و با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشد.صاحب سرمایه مالک و طرف سرمایه گیر مضارب نامیده میشود 

کلبه مضارب در لغت به معنی سیر کردن در زمین میباشد.در عمل مالک سرمایه خود را در اختیار مضارب قرار میدهد تا مضارب در نقاط مختلف سیر کند و سودی را به دست آورد و در نهایت برابر سهمی که از قبل مقرر داشته اند تقسیم نمایند.مضاربه عقدی جایز است یعنی هریک از طرفین میتوانند از عقد صرفنظر کنند به شرط آنکه طرف صرفنظر کرده عدم همکاری خود را به طرف دیگر اعلام نماید 

 

     بند دوم:ارکان 

          اول:سرمایه 

سرمایه مالی است که برای امور تجاری در اختیار مضارب قرار داره میشود.اولین رکن مضاربه سرمایه است.بدون سرمایه مضاربه قابل تحقق نیست.برابر ماده ۵۴۷ قانون مدنی: 

۱-سرمایه باید وجه نقد و البته پول رایج کشور باشد نه دلار و لیره و ... و نه وسایل فقط وجه نقد 

۲-سرمایه باشد دقیقا مشخص و معلوم باشد 

 

         دوم:عمل تجاری 

اقدامات مضارب یا سرمایه گیر حتما باید تجاری باشد.مثلا مضارب نمیتواند با سرمایه مالک به زراعت یا معامل اموال غیر منقول بپردازد چون این اعمال تجارتی نیستند.همچنین در عقد مضاربه عامل باید مشخص کند که چه نوع عمل تجاری انجام میدهد.عمل تجاری داخلی یا خارجی و همچنین باید مشخص کند که اصولا کالای مورد تجارت وی چه چیزی هست مثل خرید و فروش اتومبیل یا فرلش و در نهایت عمل تجاری فقط خرید به قصد فروش نیست چه بسا اعمالی مثل دلالی و حمل و نقل هم تجاری محسوب میشوند 

 

        سوم:سود هرکدام به نحو سهام 

در عقد مضاربه باید جزءمشاع هرکدام باید مشخص باشد مثل نصف و ثلث و ... 

در این مورد ماده ۵۴۸ قانون مدنی میگوید:حصه هر یک از مالک و مضارب در منافع باید جزء مشاع از کل از قبیل ثلث و ربع و غیره باشد 

ممکن است در عقد حصه هرکدام از معاملین معین نباشد ولی در عرف معلوم باشد که سهم مضارب چقدر است و فقط در این صورت است که سکوت در عقد منصرف به آن میگردد 

در عقد مضاربه نمیتوان سود را به مالک اختصاص داد و گفته شود که منافع کاملا متعلق به مالک باشد که در چنین صورتی مضاربه باطل خواهد بود و در صورد ابطال عقد عامل مستحق اجرت المثل عمل خود است مگر اینکه عمل خود را تبرعا(مجانی)انجام داده باشد 

سود عقد مضاربه بعد از اتمام یا انحلال عقد تقسیم میشود.در این قسمت حتما لازم نیست که سود باید وجه نقد باشد تا تقسیم شود بلکه اگر کالایی بود نسبت به سهم هرکدام تقسیم میشود و اگر این کالا تا قبل از تقسیم افزایش یا کاهش یافته یا تلف شود از مال هردو میباشد و هردو ضرر یا منفعت میکنند 

 

     بند سوم:تکالیف و وظایف مالک و مضارب 

          اول:تکالیف مالک 

وظیفه مالک در عقد مضاربه گذاشتن سرمایه در اختیار مضارب است که این سرمایه میتواند در اختیار مضارب قرار داده شود یا نزد خود مالک بماند و مضارب هر مقدار که لازم بود از مالک بگیرد یا مضارب حواله پرداخت به مالک بدهد 

 

          دوم:وظایف مضارب 

۱-فعالیت در مدت مضاربه:البته بعد از انقضای مدت با تنفیذ مالک صحیح است 

۲-فعالیت در مطلق بودن مضاربه:مطلق بودن یعنی تجارت خاصی را معمول نکردن که در این صورت باید حد عرفی را رعایت کند 

۳-تعیین نوع فعالیت و روش آن:یعنی مضارب باید برعکس بالا به همان تجارتی که معین شده بپردازد 

۴-نیاز به موافقت مالک برای توسعه فعالیت:یعنی مضارب نمیتواند قسمتی از سرمایه را وارد مضاربه جدید با دیگری کند مگر با رضایت مالک 

 

این مطلب ادامه دارد

تاریخ ارسال: جمعه 2 دی ماه سال 1390 ساعت 9:40 PM | نویسنده: Saman | موضوع: علمی | چاپ مطلب 0 نظر

زمین و جو آن

مقدمه زمین ، سومین سیاره نزدیک به خورشید و بزرگترین سیاره در میان سیارات درونی است. ساختار درونی زمین مثل سایر سیارات درونی از یک هسته داخلی و یک هسته خارجی به همراه لایه‌های مذاب و نیمه مذاب و سنگی جامد تشکیل یافته است. هسته داخلی فلزی و جامد بوده و توسط هسته خارجی که فلزی و مذاب است، احاطه شده است  

 

زمین در آغاز شکل گیری

در اوایل پیدایش منظومه شمسی ، ذرات ریز غبار موجود در قرص خورشید که عمدتا از گاز و غبار تشکیل شده بود، پس از برخورد به هم چسبیده و اجسام بزرگ و بزرگتری را بوجود آوردند. بدین ترتیب چهار سیاره درونی از این ذرات شکل گرفتند.

1

4.5 میلیارد پیش ، زمین دارای سطحی داغ ، قرمز و نیمه مذاب بود. پس از گذشت میلیونها سال ، سطح زمین شروع به سرد شدن نمود و پوسته جامدی ، به دور زمین بوجود آمد. گازهای داغ و مواد مذاب از لایه‌های زیرین و از طریق دهانه‌های آتشفشانی بیرون زده و جو ضخیم زمین را بوجود آوردند. در همین مدت شهاب سنگهای زیادی به سطح زمین خوردند و هزاران گودال شهاب سنگی را در سطح زمین بوجود آورد. و مقدار زیادی غبار به جو زمین اضافه کردند.

 

2

پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن  اقیانوس شدند. کره زمین به تدریج به شکل کنونی درآمده است

 

نحوه پیدایش و تکامل زمین زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد بسیار داغ و نیمه مذاب بوده که به تدریج عناصر سنگین‌تر ته‌نشین شده و هسته فلزی را به وجود آوردند ، و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت میلیاردها سال زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت، جو زمین شکل گرفت، و اقیانوسها بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز ادامه دارد. پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده و دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.

مشخصات زمین
مین سیاره‌ای است منحصر بفرد ، دارای آب مایع و جوی که قسمت اعظم آن از
نیتروژن و اکسیژن تشکیل شده که تداوم حیات را ممکن می‌سازند. در منظومه شمسی ، زمین پنجمین سیاره از لحاظ بزرگی و سومین سیاره نزدیک به خورشید است. چگالی زمین از تمامی سیارات بیشتر است.
زمین در منظومه شمسی دو نوع حرکت ،
وضعی و انتقالی دارد. در حرکت وضعی زمین در یک شبانه روز به دور خودش می‌چرخد و در حرکت انتقالی در یک سال مداری بیضی شکل حول خورشید را طی می‌کند (مدار زمین).

 

کره مغناطیسی

با چرخش زمین به دور خودش ، چرخه‌هایی در هسته خارجی آن که از آهن مذاب تشکیل شده بوجود آمده ، جریانهای الکتریکی تولید می‌کنند. این جریانها باعث ایجاد یک میدان مغناطیسی در فضای اطراف زمین شده و پوششی محافظ در اطراف آن ایجاد می‌کنند (کمربند تشعشعی زمین). این میدان که کره مغناطیسی نامیده می‌شود، زمین را در برابر جریانهای سریع ذرات باردار بادهای خورشیدی محافظت می‌کند

 

1

 

 

بعضی از این ذرات در دو نقطه میدان مغناطیسی به نام کمربندهای «وان آلن» به دام می‌افتد. کره مغناطیسی بیشتر بادهای خورشیدی را از زمین دور می‌کند، اما جریانهای ذرات باد خورشیدی آنقدر قوی هستند که قسمت جلویی کره مغناطیسی را مسطح نموده و باعث کشیدگی عقب آن می‌شوند.

 

 

2


آینده زمین
از آنجا که حیات در زمین) وابسته به خورشید است، آینده کره زمین نیز به آینده خورشید وابسته خواهد بود. حدود 5 میلیارد سال دیگر
ذخایر انرژی خورشید تمام شده و خورشید به یک غول سرخ تبدیل می‌شود و افزایش حجم می‌دهد. گرمای شدید حاصل از افزایش حجم باعث آب شدن یخ مناطق قطبی و بالا آمدن آب اقیانوس می‌شود. سپس جو زمین شروع به تبخیر می‌کند و گیاهان خشک آتش می‌گیرند. در چنین شرایطی امکان حیات در زمین کلا از بین می‌رود.

 

انتظار نجومیشاید انسان در آینده بتواند قبل از وقوع فاجعه‌های فوق زمین را به جایی دورتر از خورشید منتقل کند.
شاید امکانات آینده ، انسانهای آن زمان به سیاره قابل سکونت دیگری کوچ کنند.
شاید بشر بتواند مانع از وقوع فاجعه‌های فوق در خورشید و زمین شود.
کره زمین
دید کلی
مین کره‌ای است که روی آن زندگی می‌کنیم. بنا به باورهای دینی از خاک آن آفریده شده‌ایم و روزی دوباره به
خاک آن باز می‌گردیم. این کره خاکی یکی از نه سیاره منظومه شمسی است که مانند سایر سیارات در مداری به دور خورشید می‌گردد. زمین سیاره‌ای منحصر بفرد در منظومه شمسی است که در آن آب و اکسیژن و نیتروژن که برای حیات ضروری‌اند، وجود دارد.  

تاریخچه زمین 


 

چهره متغیر زمین 



  حیات در زمیناولین موجودات زنده حدود 3.8 میلیارد سال پیش و اولین دایناسورها حدود 150 میلیون سال پیش در زمین ظاهر شدند. حدود 65 میلیون سال پیش نسل داینوسورها از بین رفت(انقراض دایناسورها). یکی از عوامل انقراض داینوسورها برخورد یک شهاب سنگ به زمین و پر شدن جو زمین از غبار بود. در چنین شرایطی نور و گرما به زمین نرسیده و یک دوره کوتاه یخبندان باعث مرگ داینوسورها بر اثر سرما و گرسنگی شده است. اگر همه تاریخچه زمین را در 24 ساعت خلاصه کنیم، نخستین انسانها در 2 ثانیه مانده به نیمه شب ظهور خواهند کرد.زمین و عقاید  


ونانیها که پیشروان علم بودند، در قرن ششم قبل از میلاد ، زمین را کروی و ثابت فرض می‌کردند و اکثر تمدنها معتقد بودند که جهان ،
زمین مرکز است. ولی بطلیموس ستاره شناس یونانی بیشتر از سایرین بر این اندیشه معروف معتقد بوده است. در جهان زمین مرکز ، زمین در مرکز عالم قرار داشته و خورشید و سیارات و ستارگان حول آن می‌گردند. سالها بعد معدودی از متفکران یونانی مخصوصا آریستار خوس اندیشه زمین مرکزی بودن دنیا را زیر سوال بردند. ولی کتاب بطلمیوس المجسی بر علم آن زمان سیطره داشت و مانع از قبول نظر آریستارخوس شد. تا اینکه در سال 1543 نیکلا کپرنیک ستاره شناس لهستانی ، مرکزیت را از زمین گرفته و به خورشید داد.

 

 

جو زمین
مقدمه 


تاریخچه زمین تنها مطالب بسیار اندکی قبل از یک بیلیون سال پیش می‌داند، ولی پیرو یک رشته حوادث محتمل ارائه می‌شود. این نظریه از یک منطقه فعال پژوهشی به جا مانده است. اتمسفر امروزی گاهی به عنوان سومین اتمسفر شناخته می‌شود. چنانکه ترکیب شیمیایی از دو ترکیب قابل ملاحظه شیمیایی تشخیص داده شده است. اتمسفر اصلی مقدمتا از هلیوم و هیدروژن تشکیل شده بود و گرما آنرا از هم پاشاند.

حدود 3.5 بیلیون سال پیش سطح زمین به اندازه‌ای سرد شد که پوسته آن شکل گرفت، به شدت بوسیله آتشفشانهایی که بخار ، دی اکسید کربن و
بخار آمونیاک آزاد می‌کردند محصور شد. این باعث بوجود آمدن اتمسفر دومی شد که مقدمتا شامل دی اکسید کربن و بخار آب و همراه مقداری نیتروژن و بدون اکسیژن می‌شد. دومین اتمسفر به عنوان اتمسفر رایج 100 برابر اولین اتمسفر گاز داشت. بطور کلی این باور وجود دارد که پدیده گلخانه‌ای با بالا رفتن مقدار دی اکسید کربن باعث نگهداری زمین از یخ زدگی می‌شود.

در طول چند بیلیون سال بعد بخار آب از طریق متراکم شدن باعث بوجود آمدن باران و اقیانوسها شد که شروع به حل کردن دی اکسید کربن کرد. حدود 50% از دی اکسید کربن جذب اقیانوسها می‌شدند. فوتوسنتز گیاهان باعث باز شدن و تبدیل شدن دی اکسید کربن به اکسیژن می‌شد. بیشتر اوقات کربن زیادی در سوختهای فسیلی ، سنگهای رسوبی و پوست حیوانات محبوس است. چنانکه اکسیژن آزاد شده برای تشکیل نیتروژن با آمونیاک واکنش می‌دهد؛ افزون بر این باکتری می‌تواند آمونیاک را به نیتروژن تبدیل کند.

به نظر می‌رسد بیشتر گیاهان مهمترین عامل افزایش میزان اکسیژن هستند. در ابتدا با عنصرهای مهمی از جمله
آهن ترکیب شده ، ولی سرانجام باعث انباشته شدن اکسیژن در جو و همچنین پیشرفت این نظریه شد. همراه با ظهور لایه اوزون موجودات مختلف از اشعه فرابنفش بهتر محافظت می‌شدند. این اتمسفر نیتروژن _اکسیژن سومین اتمسفر به حساب می‌آید.دید کلیجو زمین لایه‌ای از گازها است که که زمین را احاطه کرده‌اند که این گازها بوسیله جاذبه زمین نگهداشته شده‌اند. جو زمین شامل نیتروژن (78.1%) و اکسیژن (20.9%) همراه مقدار کمی از آرگون (0.9%) ، دی اکسید کربن (متغیر، ولی حدود 0.035%) ، بخار آب و دیگر گازها می‌شود. جو زمین موجودات روی زمین را از طریق جذب اشعه فرابنفش خورشید و کم کردن دمای بالای بین روز و شب محافظت می‌کند.

مرز دقیقی بین لایه‌های مختلف جو وجود ندارد، ولی جو به سرعت با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود و هیچ مرز مشخصی بین جو و فضای خارج از جو وجود ندارد. 75% از جو زمین تا ارتفاع 11 کیلومتر از سطح سیاره وجود دارد. در ایالات متحده کسانی که به بالای 50 مایل (80 کیلومتر) سفر کنند فضانورد شناخته می‌شوند. ارتفاع 400000 پا (75 مایل یا 120 کیلومتر) جایی است که تأثیر قابل توجهی هنگام ورود به آن می‌گذارد. همچنین ارتفاع 100 کیلومتری یا 62 مایلی به عنوان مرز بین اتمسفر و فضا بطور مکرر استفاده می‌شود.
 

دما و لایه‌های جوی 


دمای جو زمین همراه با ارتفاع تغییر می‌کند؛ رابطه ریاضی بین دما و ارتفاع مابین لایه‌های مختلف جو متغیر است:

تراپوسفر ، 0- 7.17 کیلومتر ، دما با افزایش ارتفاع کم می‌شود.استراتوسفر ، 7.17 - 50 کیلومتر ، دما با افزایش ارتفاع زیاد می‌شود.مزوسفر ، 50 – 80.85 کیلومتر ، دما با افزایش ارتفاع کم می‌شود.ترموسفر ، 80.85 - + 640 کیلومتر دما با افزایش ارتفاع زیاد می‌شود.

 


مرزهای بین این مناطق تروپوپوز ، استراتوپوز و مزوپوز نامگذاری شده‌اند. میانگین دمای جو در سطح زمین 14 درجه سانتیگراد است.

فشار  


فشار جو نتیجه مستقیمی از وزن هواست. این به این معنی است که به همراه مکان و زمان تغییر می‌کند چون مقدار (و وزن) هوای بالای زمین به همراه مکان و زمان تغییر می‌کند. فشار جوی در اتفاع حدود 5 کیلومتری تقریبا به اندازه 50% سقوط می‌کند. میانگین فشار جو در سطح دریا حدود 101.3 کیلو پاسکال است. (حدود 14.7 پوند بر اینچ مربع)

 

جرم و جرم حجمی
 

جرم حجمی هوا در سطح دریا حدود 1.2 کیلو گرم بر متر مکعب است. این جرم حجمی با افزایش ارتفاع کم و به همین صورت فشار آن کاهش می‌یابد. مجموع جرم جو زمین در حدود 5.1 × 1018 کیلوگرم است که بخش بسیار ناچیزی از کل جرم زمین را تشکیل می‌دهد. جرم حجمی فشار جو زمین با افزایش ارتفاع تغییر می‌کنند. این تغییر تقریبا می‌تواند نمونه کاربردی Barometric formula باشد. 



مناطق جوی به چند طریق نامگذاری می‌شوند:

یونوسفر: منطقه‌ای که شامل یونها می‌شود: تقریبا مزوسفر و ترموسفر تا حدود 550 کیلومتر.
اگزوسفر: بالای یونوسفر ، جایی که جو به طرف فضا رقیق می‌شود.
لایه اوزون: یا اوزونوسفر ، حدود 10 - 50 کیلومتری جایی که اوزون استراتوسفری یافت می‌شود. باید توجه داشت در داخل این منطقه اوزون از نظر حجم یک عنصر فرعی است.
مگنتوسفر: این منطقه جایی است که
میدان مغناطیسی زمین با بادهای خورشیدی مقابله می‌کند. این لایه برای دهها هزار کیلومتر در فاصله زیادی از خورشید ادامه دارد.
کمربندهای تشعشعی وان آلن: مناطقی هستند که ذرات از طرف خورشید متراکم می‌شوند.

 

 

زمین لرزهتعریف زلزله
رای شناخت هر پدیده ای درجهان واقع لازم است ابتداازآن تعریف مناسب ونسبتاً جامعی داشته باشیم ، چرا که بدون دانستن تعریفی مناسب ازآن نمی توان به کنه پدیده پی برد وآن رابه خوبی درک نمود.
مردم عامی درکلامی ساده زلزله راحرکت ناگهانی زمین ناشی ازخشم نیروهای ماوراء الطبیعه وخدایان می دانند که بر بندگان عاصی وعصیــــــانگر خودکه نافرمانی خداخود را نموده ومرتکب گناهان زیادی شده اند می داننــد .

اگر چه امروزه با گسترش دانش تجربی این تعریف در زمره اباطیل وخرافات قرارگرفته ،ولی هنوز در جوامع ومردم کم دانش وجاهل مورد قبول است.

درفرهنگ تک جلدی عمید زلزله را با فتح حروف‌‌ ‍‍‍‍‎‏« زَ» و « لَ » یعنی زَلزلَه برخلاف آنچه در زبان عامه مردم رایج است ، آورده ومی نویسید :

« زمین لرزه ، لرزش وجنبش شدید ویا خفیف قشر کره زمین که به نقصان درجه حرارت مواد مرکزی واحداث چین خوردگی وفشار یادر اثر انفجارهــای آتشفشانی بوقوع می رسد .»

در فرهنگ جغرافیا تالیف پریدخت فشارکی وهمچنین در فـــــرهــــنـگ جغرافیائی تالیف مهدی مومنی تعریفی مشابه هم به گونه زیر ارائه شده است:

«جنبش یا تکان پوسته زمین که به صورت طبیعی ناشی از زیر پوسته زمین است بعضی وقتها زلزله باعث تغییراتی در سطح زمین می شود ، اما اغلب زیان بوجود آمده ناشی ازتکان ها فقط محسوس است وممکن است زلزله بوسیلــــه یک انفجار آتشفشانی بوجود آید. زلزله در حقیقت در بیشتر نواحی آتشفشانی امری عادی است واغلب قبل ویا همزمان با انفجار اتفاق می افتد . اصل زلزلـــه تکتونیکی است واحتمالاً وجود یک شکست لازمه آن است . موجهای زلزلـــه دست کم در سه جهت اتفاق می افتد ودر یک مسافت قابل ملاحظه از مکــــان اصلی بطور جداگانه حس می شوند . وقتی امواج زلزله ازمکانی می گـــــــذرد زمین وساختمانها می لرزند وبه جلووعقب می روند .بالاترین زیان ناشی اززلزله همیشه در مرکز زلزله یعنی جائی که حرکت بالاوپائین است نیست امـــــــــا در مکانــــهائی که موجهای زلزله بصورت مایل به سطح می رسد ونزدیک مرکــز زلزلــــه باشند دارای بالاترین زیان می باشند .یک زلزله شدید معمولاً بوســـیله یکسری دیــــگر ازتکانها همراه می شود .زلزله ای که که در نزدیک یازیردریا اتفاق مـــــی افتد سبب حرکات شدیدآبها شده وبعضی وقتها امواج بــــــزرگی ازآن ناشی مـــی شود ودر مسافت زیاد این امواج ادامه پیــــدا می کنند وگاهگاهی باعث تلفات جــبران ناپذیر ومرگ ومیرمی شوند .طغیان نواحی ساحلی بیشتراز خود زلزلـــه بــــاعث خسارت می شوند ، در نواحی آتشفشانی زلزله عملاً هر روز اتفاق می افتـــد. به عنوان مثال در هاوائی هرساله صدهاتکانهای کوچک ثبت می شوند .»

درفرهنگ گیتا شناسی تالیف عباس جعفری آمده است:

«جنبش سریع ومحسوسی که درنتیجه جابجائی ویا جایگیری تخته سنگهای زیر پوسته زمین پدید می آید،در نتیجه این جنبش یـــــــک سری لرزش های موجی شکل پدید می آیدوگاه تغییرات ارتفاعی پوسته زمین راباعث می گرددواغلب ضایعات وزیان های جانی وفراوانی ازخود برجا میگذارد.زمین لرزه بیشتر مخصوص نواحی آتشفشانی بوده وگاه باخروش وفوران کوههای آتشفشانی همراه می گرددودرحالات شدیدشکستهاوبریدگیهای مهم ومشخص درروی پوسته زمین از خــودبجـــــای میگذارد.غالب زمین لرزه ها حداقل با سه نوع موج لرزاننده همراه است .در مرکز وقوع زمین لرزه سه موج مزبور بطور همزمان اثرگذارده و ساختمانهاوتأسیسات واقع دراین منطقه را با نوسان های شدید به عقب و جـــــلوومی برد و حد اکثر خسارت و زیان در محلی که امواج مزبور بطور مورب به سطح زمین می رسندوارد می سازد.....»

محمود صداقت درکتاب“ زمین شناسی برای جغرافیا ” تعریفی بدینگونه ارائة می دهد:
«زمین لرزه عبارت است ازحرکات ولرزش های ناگهانی و گذرا در زمین که از ناحیه محدودی منشأ می گیرد و ازآنجا درتمام جهات منتشر می شوند.»

در کتاب فیزیکال جئوگرافی
1 آمده است:
«زلزله یکسری ازتکانها ولرزشهای ناگهانی که از آزاد شدن فشار در طول گسل های فعال ودر مناطق آتشفشانی فعال ناشی می شود.تکانها ولرزشهای سطح زمین که در ارتباط با حرکات پوسته زمین در زیر زمین می باشد.»

در فرهنگ آکسفورد آمده است:
«حرکات ناگهانی وشدید سطح زمین.»

از تعاریف ذکر شده در فوق ومنابع دیگر می توان برداشت زیر را نمود:
«زلزله عبارت از حرکات و ارتعاشات نا گهانی سطخ زمین ناشی از شکسته شدن سنگهای پوسته زمین و رها شدن انرژی ذخیره شده در آنها است که در صورت شدت زیاد در مراکز انسانی موجب خسارتهاوزیانهای فراوان می شود.»

زلزله از یکطرف موجب شکسته شدن و جابجائی بین توده های سنگی پوسته زمین می شود و ازطرف دیگر همین جابجائی و شکسته شدن منجر به ایجاد امواج و انتشار در درون زمین می شود ، مانند انداختن قطعه سنگی در حوض یا دریاچه که منجر به ایجاد امواجی می شود.

زلزله مانند شکسته شدن قطعه چوب خشک شده ای می ماند که از یکطرف موجب گسیخته شدن چوب و از طرف دیگر موجب انتشار امواج در اطراف خود می شود. 

منظومه شمسی

مقدمه
شکل گیری منظومه شمسی حدود 5 میلیارد سال پیش ، از ابری متشکل از
گاز و غبار بین ستاره‌ای ، آغاز گردید. جاذبه باعث انقباض ابر شده و کره متراکمی از گاز در مرکز ابر بوجود آورد. جاذبه همچنین باعث دوران هر چه سریعتر ابر شد. هنگام دوران، مواد موجود در ابر، پهن شده و حلقه ای به وجود آمد که نواحی متراکم مرکزی را در بر می گرفت. سرانجام در این ناحیه متراکم ، گرمای لازم برای وقوع واکنشهای هسته‌ای فراهم گشت و بدین ترتیب ، ستاره خورشید بوجود آمد. اعضای کوچکتر منظومه شمسی از مواد موجود در این حلقه بوجود آمدند. این اعضاء عبارتند از سیارات ، سیارکها و ستاره دنباله دار.

 

خانواده منظومه شمسی

میلیونها سال طول کشید تا منظومه
شمسی از ابری متشکل ازگاز و غبار ، پدید آمد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمام اجرام آسمانی که در یک منظومه مداری قرار دارند، تحت تأثیر جاذبه‌ای دو جانبه به دور یک جرم مشترک مرکزی می‌چرخند. در منظومه زمین _ ماه مرکز جرم مشترک در فاصله 4748 کیلومتری (2950مایلی) هسته زمین قرار داشته و از سطح زمین خارج نشده است. در مورد منظومه شمسی ، مرکز جرم مشترک همواره با تغییر موقعیت نسبی سیاره‌ها ، در حال تغییر است. این مرکز در فاصله‌ای حدود 300000 کیلومتر (186000 مایل) خارج از سطح خورشید قرار دارد.

 

  • سیارات منظومه شمسی

     
    سیاره ماه
    1
    سیاره عطارد
    2
    سیاره زهره
    3
    سیاره زمین
    4
    سیاره مریخ
    5

    سیاره مشتری

    6

سیاره

قطر
استوا

جرم

شعاع
مدار

سال

روز

عطارد

0.382

0.06

0.38

0.241

58.6

زهره

0.949

0.82

0.72

0.615

-243

زمین

1.00

1.00

1.00

1.00

1.00

مریخ

0.53

0.11

1.52

1.88

1.03

مشتری

11.2

318

5.20

11.86

0.414

زحل

9.41

95

9.54

29.46

0.426

اورانوس

3.98

14.6

19.22

84.01

0.718

نپتون

3.81

17.2

30.06

164.79

0.671

پلوتون *

0.24

0.0017

39.5

248.5

6.5

سدنا *

-

-

-

-

-

 

 

اندازه سیارات نسبت به خورشید و همینطور
محل قرار گرفتن قمرهای سیارات منظومه شمسی

 
مناطق مختلف جوی 

250 میلیون سال پیش ، سه تکه بزرگ خشکی بهم نزدیک شدند و یک خشکی بزرگ بنام پانجیا را بوجود آوردند. بعد از مدتی دریای تتیس این خشکی عظیم را به دو قسمت لوراسیا و گندوانلند تقسیم کرد. 120 میلیون سال پیش اوراسیا از هم شکافت و آمریکای شمالی از اروپا جدا شد. گنوانلند نیز شکافته شد و در نتیجه هندوستان به سمت جنوب آسیا حرکت کرد. قاره‌ها همچنان به حرکت خود ادامه داده و به این شکل کنونی که می‌بینیم در آمدند. ظرف چند میلیون سال آینده قاره آمریکا به حرکت خود در سمت غرب ادامه داده و قاره آفریقا به اروپا و آسیا ملحق خواهد شد
 
زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد داغ و نیمه مذاب بود. بتدریج عناصر سنگینتر ته‌نشین شده و
هسته فلزی را بوجود آوردند و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت چند میلیارد سال ، زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت ، جو زمین شکل گرفت و اقیانوس بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز هم ادامه دارد: پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده ، دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.

حرکت زمین به شکل یک پوسته سنگی متشکل از 12 صفحه مجزاست. هر یک از قاره‌ها روی یک یا چند صفحه قرار گرفته‌اند. این صفحات با سرعتی شبیه به سرعت رشد ناخنهای انسان در حال حرکت هستند. صفحه‌های جامد ، روی سنگهای نیمه مذاب به حالت شناور هستند که خود این سنگهای نیمه مذاب توسط جریانهای داغی که از هسته فلزی زمین فوران می‌کنند، تکان خورده و باعث حرکت صفحه‌ها در سطح زمین می‌شوند. 
3

منبع:دبیرخانه کشوری راهبری درس جغرافیا
تاریخ ارسال: جمعه 31 تیر ماه سال 1390 ساعت 02:13 AM | نویسنده: Saman | موضوع: علمی | چاپ مطلب 0 نظر
   1      2   >> صفحات وبلاگ
این وبلاگ برای هر نوع تبادل لینک آماده است 

دوستی خود را در قسمت نظر دهی یا تماس با من اطلاع دهید

لطفا نظر یادتون نره
باز هم به این وبلاگ سر بزنید