داستان های زیبا-عجایب جهان

باورنکردنیهای جهان آفرینش-داستان-اس ام اس-جملات کوتاه-مطالب زیبا-علوم-حدیث-احادیث زیبا-آیا میدانید-اعجاز و خواص سوره های قرآن


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

دو مطلب از عجایب جهان

حـضـرت صـادق عـلیه السلام فرمود: قرآن عهد خداوند و فرمان او است بر خلقش پس سـزاوار اسـت بـراى شـخص ‍ مسلمان که در این عهد و فرمان خدا نظر افکند و روزى پنجاه آیه از آن بخواند.  

 

مردی با حس ششم عجیب

 


میروسلاو ماگولا اهل مونیخ آلمان، توانایی عجیبی در جذب و حرکت دادن اجسام دارد و این کار را تنها با تمرکز کردن روی آنها انجام می‌دهد.

جالب اینجاست که برخی افراد با داشتن نیروی مغناطیس در بدن‌شان فقط می‌توانند اجسام فلزی را جذب کنند اما میروسلاو هر شیئی را می‌تواند با بدن خود جذب کند. میروسلاو از کودکی متوجه شد که می‌تواند با تمرکز کردن بر یک شیء آن را حرکت دهد و این کار آن‌قدر برایش جالب بود که تصمیم گرفت توانایی خود را افزایش دهد. او پس از مدتی متوجه شد که می‌تواند اجسام را از زمین بلند کرده یا به بدن خود بچسباند.

 او با شرکت در چند سری از برنامه‌های بیرتیش گات تلنت و انجام کارهای عجیب داوران و تماشاگران را حیرت‌زده کرده و برنده سال 2004 این برنامه شد.
 
 
                                رکورد کشتن موش 
 
موشیک کشاورز فقیر اهل بنگلادش با کشتن بیش از 39 هزار موش، توانست رکورد‌دار مسابقه موش‌کشی این کشور شود.

به گزارش ایرانتو «بینوی کومار کاماکار»، 40 ساله، کشاورزی فقیر اهل بنگلادش است که با استفاده از تله موش، سم و فشار آب طی سال گذشته موفق شد 39 هزار و 650 موش را بکشد
.

این در حالیست که وی با گره‌ زدن دم این موش‌ها، آن‌ها را برای مسابقه آماده کرد و توانست جایزه بزرگ مسابقه موش‌کشی بنگلادش را که توسط دولت این کشور برگزار شده بود، ببرد. جایزه این مسابقه، یک تلویزیون 14 اینچ رنگی سونی است.

«عبدالحلیم» ـ سخنگوی دپارتمان کشاورزی بنگلادش ـ طی مصاحبه‌ای با رسانه‌های دولتی این کشور یادآور شد: طی سال گذشته میلادی کشاورزان موفق شدند، 25 میلیون موش بکشند و این مرد با کشتن بیش از 39 هزار موش توانسته رکورد‌دار این مسابقه شود.
تاریخ ارسال: چهارشنبه 30 آذر ماه سال 1390 ساعت 2:26 PM | نویسنده: Saman | موضوع: عجایب جهان | چاپ مطلب 0 نظر

صومعه بتل یکی از سه کلیسای ترسناک

حـضـرت بـاقـر عـلیـه السـلام فـرمـود: هـر کـه قـرآن در حـال ایـسـتـاده در نمازش بخواند خداوند بهر حرفى از آن صد حسنه براى او بنویسد، و هـرکـس آنـرا در نمازش نشسته بخواند خداوند بهر حرفى پنجاه حسنه برایش بنویسد و هر که قرآن را در غیر از نمازش بخواند خداوند بهر حرفى ده حسنه برایش بنویسد. 

 

صومعه بتل یکی از سه کلیسای ترسناک 

 

صومعه بتل در سال ۱۰۶۶ میلادی از سوی ویلیام فاتح برروی زمینی که محل پیروزی او در نبرد هستینگز بود بنا شد.بنا به گفته افسانه ها یک چشمه ارواح هرازگاهی بر محراب این صومعه پدیدار میشود.محرابی که به یاد کشتار خونین دشمنان فاتح بنا شده بود.شاهدانی ادعا کرده اند که در هنگام باران از زمین این ناحیه جوی خونی به بیرون نشت پیدا میکند. 

هنری هشتم پادشاه انگلستان در سال ۱۵۳۸ یعنی تقریبا پانصد سال بعد از بنای صومعه بتل آن را به سر آنتونی براون بخشید و یک راهب در مراسم جشنی که به همین مناسبت برپا شده بود سر سر آنتونی را نفرین کردچرا که به اعتقاد او تصاحب اموال کلیسا یک عمل کفر آمیز به شمار میرفت.حدود دویست سال بعد از این ماجرا املاک موروثی آنتونی برائن موسوم به ماندری هال آتش گرفت و یک هفته بعد نیز آخرین وارث او در دریا غرق شد.شک شبه متداوما در محراب صومعه بتل دیده شده که میگوید شبه همان راهبی است که سر آنتونی براون را نفرین کرده است.خاک اطراف بتل دارای مقدار زیادی آهن است و این امر میتواند دلیل علم موجهی برای توهم خونریزی زمین هنگام بارش باران باشد.در واقع این آب باران است که با آهن قاطی شده و به رنگ قرمز در می آید.پدیدار شدن چشمه ها نیز میتواند دلیل علمی داشته باشد.کارشناسان معتقدند که وقوع انبوهی از مرگ های خشن در این صومعه طی قرن های گذشته میتواند ریشه اصلی پدیده های عجیب این صومعه باشد 

 

اگر نترسیدید نظر بدید 

تاریخ ارسال: سه شنبه 29 آذر ماه سال 1390 ساعت 1:02 PM | نویسنده: Saman | موضوع: ترسناک | چاپ مطلب 0 نظر

داستان چوپان و مهندس

عـبـداللّه بـن سـلیـمـان گـویـد: از حـضـرت صـادق (ع ) پـرسـیـدم از گـفـتـار خـداى عزوجل (که فرماید:) (((و رتل القرآن ترتیلا))) فرمود: امیرالمؤ منین صلوات اللّه علیه فـرمـوده : یـعنى او را خوب بیان کن و همانند شعر آنرا بشتاب مخوان ، و مانند ریک (هنگام خـواندن ) آنرا پراکنده مساز، ولى دلهاى سخت خود را بوسیله آن به بیم و هراس افکنید، و هـمـت شـمـا ایـن نـبـاشـد کـه سـوره را بـآخـر رسـانـد (یـعـنـى هـمـت خـود را در تـدبـر و تـاءمـل در آیـات و بـکـار بـسـتـن و عـمـل کـردن آنـهـا قـرار دهید نه باینکه سوره را بآخر رسانید). 

 

داستان چوپان و مهندس 

 

چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یک دور افتاده بود.ناگهان سر و کله یک اتومبیل جدید کروکی از میان گرد و غبار جاده های خاکی پیدا شد. 

راننده اتومبیل که یک مرد جوان با لباس شیک.کفش های مارک دار.عینک و کروات گران قیمت بود سرش را از پنجره اتومبیلش بیرون آورد و پرسید:اگر من به تو بگویم که دقیقا چند راس گوسفند داری یکی از آنها را به من خواهی داد؟ 

چوپان نگاهی به جوان تازه به دوران رسیده و نگاهی به گوسفندهایش که به آرامی در حال چریدن بودند انداخت و با وقار خواصی جواب مثبت داد. 

جوان ماشین خود را در گوشه ای پارک کرد و لپ تاپ خود را به سرعت از ماشین بیرون آورد و آن را به یک تلفن راه دور وصل کرد و وارد صفحه ناسا روی اینترنت جایی که میتوانست سیستم جست و جوی ماهواره ای GPS را فعال کند شد. 

منطقه چراگاه را مشخص کرد.یک بانک اطلاعاتی با شصت صفحه کاربرگEXCELبه وجود آورد و فرمول پیچیده عملیاتی را وارد کامپیوتر کرد. 

بالاخره 150 صفحه اطلاعات خروجی سیستم را توسط یک چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ کرد و در حالی که آنها را به چوپان نشان میداد گفت:شما در اینجا دقیقا 1586 راس گوسفند داری. 

چوپان گفت:درست است.حالا همینطور که قبلا توافق کردیم میتوانی یکی از گوسفندان را ببری. 

آنگاه به نظاره آن جوان که مشغول انتخاب کردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود پرداخت. 

وقتی کار انتخاب آن مرد تمام شد.چوپان رو به او کرد و گفت:اگر من به تو بگویم که دقیقا چه کاره هستی آن را به من پس خواهی داد؟ 

مرد جوان پاسخ داد:آره چراکه نه؟ 

چوپان گفت تو یک مشاور هستی! 

مرد جوان گفت:بله.اما به من بگو این را از کجا حدس زدی؟ 

چوپان پاسخ داد کار ساده ای است .بدون اینکه کسی از تو خواسته باشد به اینجا آمدی.برای پاسخ دادن به سوالی که خود من از قبل جواب آن را میدانستم مزد خواستی.مضافا این که هیچ چیز راجع به کسب و کار من نمیدانی چون به جایث گوسفند سگ مرا برداشتی. 

 

ممنون میشم اگه نظر بدید


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: یکشنبه 27 آذر ماه سال 1390 ساعت 9:25 PM | نویسنده: Saman | موضوع: داستان | چاپ مطلب 0 نظر

فضیلت عجیب بعضی از سوره ها و نتایج جالب آنها

مـحـمـد بـن عـبـداللّه گـویـد: بـه حـضـرت صـادق (ع ) عرضکردم : قرآن را در یک شب بخوانم ؟ فرمود: خوش ندارم که در کمتر از یک ماه بخوانى .  

 فضیلت عجیب بعضی از سوره ها و نتایج جالب آنها 

 

ـ مـحـمـد بـن مـروان از حـضـرت بـاقـر (ع ) روایـت کـنـد کـه فـرمـود: هـرکـس قـل هـو اللّه احد را یک بار بخواند بر او مبارک باشد (و برکت باو داده شود) و هرکس دو بار بخواند خودش و خاندانش برکت یابند، و هرکس سه بار بخواند خودش و خاندانش و همسایگانش برکت یابند، و هرکس دوازده بار بخواند خداوند برایش دوازده قصر در بهشت بـنـا کـنـد و نـگهبانان بهشت گویند: برویم قصرهاى فلان برادرمان را تماشا کنیم ، و هرکس صدبار بخواند گناهان بیست و پنج سال او بجز خونها و مالها (که بناحق ریخته و یـا خـورده اسـت ) آمرزیده شود، هرکس چهار صد بار بخواند مزد چهارصد شهید دارد که همه آنها اسبش را در راه خداى پى کرده و خونش ریخته شده است ، و هرکس در یکشبانه روز هزار بار آنرا بخواند نمیرد تا جایگاه خویش در بهشت ببیند یا باو نشان داده شود  

 

حضرت صادق (ع ) فرمود: چون خداى عزوجل بـایـن آیـات (کـه در آخـر حـدیـث بـیـایـد) فرمان داد که بزمین فرود آیند، آنها بعرش در آویـخـتـنـد و گـفـتند: پروردگارا بکجا ما را فرو مى فرستى ؟ بسوى خطا کاران و گنه کـاران ؟ پـس خـداى عـزوجـل بـآنـهـا فـرمـود: فـرود شـویـد کـه بـعـزت و جلال خودم سوگند که هیچ کس از آل محمد (علیهم السلام ) و شیعیان آنها شما را در هر روز دنـبال نماز واجبش نخواند جز اینکه بنظر مخصوصى در هر روز هفتاد بار باو نظر کنم و در هـر نـظـر هـفتاد حاجت او را بر آورم ، و او را بآنچه گناه دارد بپذیرم و آن آیات عبارت اسـت از ام الکتاب (یعنى سوره مبارکه حمد) و آیه : (((شهد اللّه نه لا اله الا هو و الملائکة و اولوالعـلم ))) (سـوره عـمـران آیـه 18) و آیـة الکـرسـى ، و آیـه مـلک (قل اللهم ما لک الملک .... آیه 26 از سوره آل عمران ).

جـابـر گـوید: شنیدم حضرت باقر (ع ) مى فرمود: هرکس همه سوره ها مسبحات (یعنى سـوره هـایـى کـه اول آن سبح یا یسبح است ) پیش از آنکه بخوابد آنها را بخواند، آنکس نـمـیـرد تـا حـضرت قائم علیه السلام را درک کند و اگر بمیرد در جوار نبى اکرم (ص ) خواهد بود.
 

رسـول خـدا (ص ) فـرمـود: هـرکـس هـنـگـامـى کـه بـیـشـتـر خـواب رود صـد بـار سوره قـل هـو اللّه احـد را بـخـوانـد خـداونـد گـنـاه پـنـجـاه سال او را بیامرزد.
 

رسـول خـدا (ص ) فـرمـود: هـرکـس چـهـار آیـه از اول سـوره بـقـره و آیة الکرسى و دو آیه بعد از آن (یعنى آیه هاى (((لا اکراه فى الدین ....))) و آیه : (((اللّه ولى الذین آمنوا....)))) و سه آیه آخر سوره بقره را بخواند در جان و مالش بدى نبیند و هیچ شیطانى باو نزدیک نشود، و قرآن را فراموش نکند. 

 

حـضـرت بـاقـر (ع ) فـرمود: هرکس سوره انا انزلنا فى لیلة القدر))) را بخواند و آوازش را (هـنـگـام خـوانـدن آن ) بـلنـد کـند مانند کسى است که شمشیر در راه خدا کشیده ، و هرکس آنرا بخواند باندازه هزار گناه از گناهانش آمرزیده شود.
 

حـضـرت صـادق (ع ) مـى فـرمـود: کـه پـدرم صـلوات عـلیـه مـى فـرمـود: (((قل هو اللّه حد))) یک سوم قرآنست و (((قل یا ایها الکافرون ))) یکچهارم آن است .

ابراهیم بن مهزم از مردى حدیث کند که شنید از حضرت ابى الحسن علیه السلام که مى فـرمـود: هرکس آیة الکرسى را در وقت خواب بخواند از درد فلج نترسد ان شاء الله ، و هـر کـه پـشـت سر هر نماز واجب آنرا بخواند هیچ حیوانى که نیش زهرآگین دارد او را زیان نرساند و فرمود: هرکس قل هو اللّه احد را بین خود و بین جبار (ستمگرى که آهنگ آواز او را دارد) پـیـش دارد (و در بـرابـر او ایـن سـوره را بـخـوانـد) خـداى عزوجل او را از ستمکار منع کند، (باین ترتیب که ) بخواند آنرا از پیش رو و از پشت سر و از راسـت و چـپـش ، و چـون ایـنـکـار را کـرد خـداى عزوجل خیر آن ستمکار را باو بهره کند و از شرش او را باز دارد. و فرمود: هرگاه از پیش آمـدى تـرسیدى صد آیه از قرآن از هر کجاى آن که خواهى بخوان ، سپس ‍ سه بار بگو: (((اللهم اکشف عنى البلاء))) 

 

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر که صد آیه (از قرآن ) در شب در نمازى بخواند (یعنى در یـکـى ) از نـمـازهـایـى کـه شـب مـى خـوانـد و ظـاهـرا مـقصود نمازهاى نافله ایست که از اول شـب تـا صـبـح مـى خـوانند یا جداگانه دو رکعت نماز بخواند و این صد آیه را در آن بـخواند) خداى عزوجل براى او عبادت یکشب را ثبت کند، و هرکس دویست آیه در غیر از نماز بـخـوانـد قـرآن در روز قـیـامـت بـاو خـصـومـت نـورزد (و دربـاره ضـایع گذاردنش و روى بـرتافتن از آن شکایت از او نکند) و هر که در شبانه روز در نماز روز و شب پانصد آیه بـخـوانـد خـداى عـزوجـل بـراى او در لوح مـحفوظ یک قنطار حسنه بنویسد و قنطار هزار و دویست اوقیه است و اوقیه بزرگتر از کوه احد است .
 

حضرت صادق (ع ) فرمود:هرکس یک روز تمام بر او بگذرد و نمازهاى پنج گانه را بـخـوانـد و در آن نـمـازهـا قـل هـو اللّه احـد نـخواند باو گفته شود: اى بنده خدا تو از نمازگزاران نیستى . 

 

حضرت صادق (ع ) فرمود:هـر کـه ایـمـان بـخـدا و روز جـزا دارد خـوانـدن قـل هـو اللّه احـد را دنـبـال هر نماز واجب از دست ندهد، زیرا هرکس آنرا بخواند خداوند خیر دنیا و آخرت را براى او فراهم کند و او را و پدرش و مادرش را و هر که از آندو متولد شده بیامرزد. 

 

حضرت صادق (ع ) فرمود: هـمـانـا سـوره انـعـام یـکـجـا نـازل گـردیـد و هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه کردند تا بمحمد صلى اللّه علیه و آله نـازل شـد، پـس آنـرا بـزرگ شـمـاریـد و گـرامـى داریـد، زیرا در هفتاد جاى آن نام خداى عـزوجـل مى باشد، و اگر مردم مى دانستند چه ثوابها و فضیلتهایى در خواندن آن سوره است آنرا وا نمى گذاردند و ترک نمى کردند. 

 

حضرت صادق (ع ) فرمود: پیغمبر صلى اللّه علیه و آله بر جنازه سعد معاذ نماز خـوانـد و پـس از آن فـرمـود: هـفـتـاد هـزار فـرشـتـه کـه در آنـهـا جـبـرئیـل نـیـز بـود آمـدنـد و بـر جـنـازه سـعـد نـمـاز خـوانـدنـد، مـن بـجـبـریـیـل گـفـتـم : اى جـبـریـیـل بـچـه عـمـل سـزاوار نـمـاز شـمـاهـا شـد؟ جـبـریـیـل گـفـت : بـراى خـوانـدنـش قـل هـو اللّه احـد را (در هـمـه احوال ) ایستاده و نشسته و سواره و پیاده در هنگام رفتن و آمدنش . 

 

رسول خدا (ص ) فرموده : هر که سوره الهیکم التکاثر را هنگام خوابیدن بخواند از فتنه قبر محفوظ بماند.
 

 عـبداللّه بن فضل نوفلى در حدیث مرفوعى (که سند را بمعصوم رسانده ) حدیث کند که فرموده : سوره حمد بر هیچ دردى هفتاد بار خوانده نشود جز آنکه آن درد آرام گیرد.

حضرت صادق (ع ) فرمود:اگر سوره حمد هفتاد بار بر مرده اى خوانده شود و روح به تن او باز گردد شگفت نیست . 

 

در ادامه مطلب فقط برچسب ها میباشد


  



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: یکشنبه 27 آذر ماه سال 1390 ساعت 5:01 PM | نویسنده: Saman | موضوع: مذهبی | چاپ مطلب 0 نظر

کلیسای تسخیر شده توسط ارواح(صومعه وبرن)

حـضرت صادق (ع ) فرمود: بر شما باد بنماز در مسجدها، و به نیکى بـه هـمـسـایگان ، و اداى شهادت ، و حاضر شدن در تشییع جنازه ها، زیرا شما ناچارید از زیـسـتـن بـا مردم ، و براستى کسى نیست که تا زنده است از مردم بى نیاز باشد و ناچار مردم باید با همدیگر سازش داشته باشند.
 

صومعه وبرن 

 

صومعه وبرن در <<بدفورد شایر>> انگلستان در میانه قرن هجدهم میلادی بازسازی شد.این محل تقریبا دویست سال خانه دوک های بدفورد بوده و ادعا شده که از سوی چند روح مختلف به تسخیر درآمده است.بنا به گفته کتاب(( خانه های جن زده در جهان))آخرین تسخیر شدگی که در این صومعه واقع شده مربوط به روح مرد جوانی است که ابتدا خفه و سپس در رودخانه غرق شد.این روح نمیتواند دیده شود اما درهای صومعه برای او باز و بسته میشومند و این در حالی است که او در داخل اتاق ها شروع به قدم زدن میکند.شاهدان ادعا میکنند که دستگیره های در برای این روح به پایین حرکت میکنند و سپس درها باز میشوند.گویی یک فرد نامرئی وارد اتاق شده است.گفته میشود که روح یک راهب نیز صومعه وبرن را تسخیر کرده است.این روح غالبا در سرداب صومعه دیده شده.جایی که راهبان را در آنجا دفن کرده اند.شاید این روح متعلق به رئیس راهبان صومعه باشد که در پی مخالفتش با ازدواج هنری هشتم و آن بولین به دار آویخته شد.ادعاهایی نیز مطرح شده که خانه ی ویلایی جنب صومعه وبرن از سوی مادربزرگ دوک فعلی ساکن در این خانه تسخیر شده است.مادربزرگ دوک چندی قبل در یم صانحه هوایی کشته شد و بعضی از شاهدان ادعا کرده اند که به هنگام حضور در این خانه احساس غم و اندوه شدیدی میکنند

تاریخ ارسال: شنبه 26 آذر ماه سال 1390 ساعت 10:53 PM | نویسنده: Saman | موضوع: ترسناک | چاپ مطلب 0 نظر

فلسفه بعثت پیامبر خاتم و امامت

رسول خدا (ص ) فرمود: بنگرید: که با چه کسى هـم صـحـبـت هـسـتـیـد؟ زیـرا هیچکس ‍ نیست که مرگش فرا رسد جز آنکه یارانش در پیش خدا بـرابرش مجسم شوند، اگر از نیکان باشد نیکانند (و بدانها شاد شود) و اگر از بدان بـاشـد بد هستند (و بداند که بسرنوشت آنان دچار شود) و هیچکس نیست که بمیرد و هنگام مرگش ‍ برابر او مجسم نشود. 

 

فلسفه بعثت حضرت محمد(ص) 

 

خداس سبحان برای وفای به وعده خود و کامل گردانیدن دوران نبوت حضرت محمد را مبعوث کرد.پیامبری که از همه پیامبران پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود.نشانه های او شهرت داشت و تولدش بر همه مبارک بود.در روزگاری که بر روی زمین مردم دارای مذاهب پراکنده.خواسته های گوناگون و روشهای متفاوت بودند.عده ای خدا را به پدیده هایی تشبیه کرده و گروهی نامهای ارزشمند خدا را انکار و به بت ها نسبت میدادند و برخی به غیر خدا اشاره میکردند.پس خدای سبحان مردم را به وسیله محمد (ص)از گمراهی نجات داد و هدایت کرد و از جهالت رهایی بخشید.سپس دیدار خود را برای پیامبر برگزید و آنچه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با کوچ دادن از دنیا گرامی داشت و از گرفتاری ها و مشکلات رهایی بخشید و کریمانه قبض روح کرد. 

 

ضرورت امامت پس از پیامبران الهی 

 

رسول گرامی اسلام در میان شما مردم جانشینانی برگزید که تمام پیامبران گذشته برای امت های خود برگزیدند.زیرا آنان هرگز انسانها را سرگردان رها نکردند و بدون معرفی راهی روشن و نشانه ای استوار از میان مردم نرفتند. 

 

در ادامه مطلب فقط برچسب ها میباشد


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 26 آذر ماه سال 1390 ساعت 3:29 PM | نویسنده: Saman | موضوع: مذهبی | چاپ مطلب 0 نظر

روایتی در مورد اختلاف حدیث و عظمت حضرت علی (ع)

رسول خدا (ص ) فرمود: سه چیز است هک دوستى انسانیرا با برادر مسلمانش صفا دهد: (1) همیشه با خوشروئى با او برخورد کند، (2) هرگاه در مجلسى بر او بـنـشـیـنـد برایش جا باز کند (3) بآن نامى که بیشتر آنرا دوست دارد او را بخواند (و صدا کند). 

 

با سلام این سری زدیم تو کار حدیث.شاید برای بعضی ها این احادیث جالب باشند.برای خودم که جالب بود.آخه واقعا احادیث جزء عجایب عالم و از بزرگانند.ممنون که با ما هستید. 

در ضمن مطلب بعدی ما دو داستان جال هست

 روایتی در مورد اختلاف حدیث و عظمت حضرت علی (ع)

 

سلیم بن قیس گوید: به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کردم. من از سلمان و مقداد و ابى‏ذر چیزى از تفسیر قرآن هم احادیثى از پیغمبر (ص) شنیده‏ام که با آنچه در نزد مردم است مخالفست و باز از شما مى‏شنوم چیزى که آنچه را شنیده‏ام تصدیق مى‏کند، و در دست مردم مطالبى از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر مى‏بینم که شما با آنها مخالفید و همه را باطل مى‏دانید، آیا عقیده دارید مردم عمدا بر رسول خدا دروغ مى‏بندند و قرآن را به رأى خود تفسیر مى‏کنند؟ سلیم گوید: حضرت به من توجه کرد و فرمود، سؤالى کردى اکنون پاسخش را بفهم.
همانا نزد مردم حق و باطل و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه و خاطره درست و نادرست همه و در زمان پیغمبر(ص) مردم بر حضرتش دروغ بستند تا آنکه میان مردم بسخرانى ایستاد و فرمود: (اى مردم همانا دروغ بندان بر من زیاد شده‏اند هر که عمدا بمن دروغ بندد باید جاى نشستن خود را دوزخ داند.) سپس بعد از او هم بر او دروغ بستند همانا حدیث از چهار طریقى که پنجمى ندارد بشما میرسد.
اول شخص منافقى که تظاهر بایمان مى‏کند و اسلام ساختگى دارد عمدا دروغ بستن به پیغمبر پروا ندارد و آن را گناه نمى‏شمارد، اگر مردم بدانند که او منافق و دروغگوست از او نمى‏پذیرند و تصدیقش نمى‏کنند لیکن مردم میگویند این شخص همدم پیغمبر بوده و او را دیده و از او شنیده است مردم از او اخذ کنند و از حالش آگهى ندارند در صورتى که خداوند پیغمبرش را از حال منافقین خبر داده و ایشان را توصیف نموده و فرموده است (3 سوره 63) (چون ایشان را بینى از ظاهرشان خوشت آید و اگر سخن گویند بگفتارشان گوش دهى ) منافقین پس از پیغمبر زنده ماندند و به رهبران گمراهى و کسانیکه با باطل و دروغ و تهمت مردم را بدوزخ خوانند پیوستند و آنها پستهاى حساسشان دادند و بر گردن مردمشان سوار کردند و بوسیله آنها دنیا را بدست آوردند زیرا مردم همراه زمامداران و دنبال مى‏روند مگر آنرا که خدا نگهدارد این بود یکى از چهار نفر.
دوم کسى که چیزى از پیغمبر (ص) شنیده و آن را درست نفهمیده و بغلط رفته ولى قصد دروغ نداشته آن حدیث در دست او است. به آن معتقد است و عمل مى‏کند و بدیگران مى‏رساند و مى‏گوید من این را از رسول خدا (ص) شنیدم. اگر مسلمین بدانند که او بغلط رفته نمى‏پذیرندش و اگر هم خودش بداند اشتباه کرده و آن را رها مى‏کند.
سوم شخصى که چیزى از پیغمبر (ص) شنیده که به آن امر مى‏فرمود سپس پیغمبر از آن نهى فرموده و او آگاه نگشته یا نهى چیزى را از پیغمبر شنیده و سپس آنحضرت به آن امر فرموده و او اطلاع نیافته پس او منسوخ را حفظ کرده و ناسخ را حفظ نکرده اگر او بداند منسوخست ترکش کند و اگر مسلمین هنگامیکه از او مى‏شنوند بدانند منسوخ است ترکش کنند.
چهارم شخصى که بر پیغمبر دروغ نبسته و دروغ را از ترس خدا و احترام پیغمبر مبفوض دارد و حدیث را هم فراموش نکرده بلکه آنچه شنیده چنانکه بوده حفظ کرده و همچنانکه شنیده نقل کرده، به آن نیفزوده و از آن کم نکرده و ناسخ را از منسوخ شناخته، بناسخ عمل کرده و منسوخ را رها کرده، زیرا امر پیغمبر (ص) هم مانند قرآن ناسخ و منسوخ (و خاص و عام) و محکم و متشابه دارد، گاهى رسول خدا (ص) به دو طریق سخن مى‏فرمود: سخنى عام و سخنى خاص مثل قرآن. و خداى عزوجل در کتابش فرموده (7 سوره 59) آنچه را پیغمبر برایتان آورده اخذ کنید و از آنچه نهیتان کرده باز ایستید، کسى که مقصود خدا و رسولش را نفهمد و درک نکند و بر او مشتبه شود، اصحاب پیغمبر (ص) که چیزى از او مى‏پرسیدند همگى که نمى‏فهمیدند، بعضى از آنها از پیغمبر مى‏پرسیدند ولى (بعلت شرم یا احترام یا بى‏قیدى) فهم جوئى نمى‏کردند و دوست داشتند که بیابانى و رهگذرى بیاید و از پیغمبر بپرسد تا آنها بشنوند.
اما من هر روز یک نوبت و هر شب یک نوبت بر پیغمبر (ص) وارد مى‏شدم با من خلوت مى‏کرد و در هر موضوعى با او بودم (محرم رازش بودم و چیزى از من پوشیده نداشت) اصحاب پیغمبر (ص) مى‏دانند که جز من با هیچکس چنین رفتار نمى‏کرد، بسا بود که در خانه خودم بودم و پیغمبر (ص) نزدم مى‏آمد، و این همنشینى در خانه من بیشتر واقع مى‏شد از خانه پیغمبر و چون در بعضى از منازل بر آنحضرت وارد مى‏شدم، زنان خود را بیرون مى‏کرد و تنها با من بود و چون براى خلوت به منزل من مى‏آمد فاطمه و هیچیک از پسرانم را بیرون نمى‏کرد، چون از او مى‏پرسیدم جواب مى‏داد و چون پرسشم تمام مى‏شد و خاموش مى‏شدم او شروع مى‏فرمود، هیچ آیه‏ئى از قرآن بر رسول خدا (ص) نازل نشد جز اینکه براى من خواند و املا فرمود و من بخط خود نوشتم و تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من آموخت و از خدا خواست که فهم و حفظ آن را بمن عطا فرماید، و از زمانى که آن دعا را در باره من کرد هیچ آیه‏ئى از قرآن و هیچ علمى را که املا فرمود و من نوشتم فراموش نکردم و آنچه را که خدا تعلیمش فرمود از حلال و حرام و امر و نهى گذشته و آینده و نوشته‏اى که بر هر پیغمبر پیش از او نازل شده بود از طاعت و معصیت به من تعلیم فرمود و من حفظش کردم و حتى یک حرف آن را فراموش نکردم، سپس دستش را بر سنیه‏ام گذاشت و از خدا خواست دلم را از علم و فهم و حکم و نور پر کند، عرض کردم اى پیغمبر خدا پدر و مادرم قربانت از زمانى که آن دعا را در باره من کردى چیزى را فراموش نکردم و آنچه را هم ننوشتم از یادم نرفت، آبا بیم فراموشى بر من دارى؟ فرمود! نه بر تو بیم فراموش و نادانى ندارم.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 23 آذر ماه سال 1390 ساعت 5:23 PM | نویسنده: Saman | موضوع: مذهبی | چاپ مطلب 0 نظر

ده نکته از اعجوبه های تاریخ

 ده نکته در مورد جامعیت علومی قرآن کریم

 

1- امام صادق علیه السلام فرمود: خداى تبارک و تعالى در قرآن بیان هر چیز را فرو فرستاده تا آنجا که بخدا سوگند چیزى را از احتیاجات بندگان فروگذار نفرموده: و تا آنجا که هیچ بنده‏ئى نتواند بگوید ایکاش این در قرآن آمده بود جز آنکه خدا آن را در قرآن فرو فرستاده است. 

 

2- امام باقر علیه السلام مى‏فرمود: خداى تبارک و تعالى چیزى از احتیاجات امت را وانگذاشت جز آنکه آنرا در قرآنش فرو فرستاد و براى رسولش از آن مرز تجاوز کند کیفرى قرار داد.   

3- امام صادق علیه السلام فرمود: خدا حلال و حرامى نیافریده جز آنکه براى آن مرزى مانند مرز خانه هست آنچه از جاده است جزء جاده محسوب شود و آنچه از خانه است بخانه تعلق دارد تا آنجا که جریمه خراش و غیر خراش و یک تازیانه و نصف تازیانه (در حلال و حرام خدا) معین شده است.  

 

3- امام صادق علیه السلام فرمود: چیزى نیست جز آنکه در باره‏اش آیه قرآن یا حدیثى هست.  

 

5- ابوجارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: چون بشما از چیزى خبر دهم از من بپرسید کجاى قرآنست آنگاه حضرت ضمن گفتارش فرمود: پیغمبر (ص) از قیل و قال و تباه ساختن مال و زیادى سؤال نهى فرموده است، بحضرت عرض شد، پسر پیغمبر! همینکه فرمودید در کجاى قرآنست؟ فرمود: خداى عزوجل مى‏فرماید: (114 سوره 4) در بسیارى از سر گوشیهاى مردم خیرى نیست جز آنکه بصدقه یا نیکى یا اصلاح میان مردم دستور دهد. و فرمود (5 سوره 4) اموالتان را که خدا اقوام کار شما قرار داده بکم خردان میدهد، و فرموده (101 سوره 5) از چیزهائیکه اگر بر شما عیان شود غمگینتان کند سؤال نکنید. 

 

6- امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ امرى نیست که دو نفر در آن اختلاف نظر داشته باشند جز آنکه براى آن در کتاب ریشه و بنیادى است ولى عقلهاى مردم به آن نمیرسد. 

 

7- امیرالمؤمنین (ع) فرمود: اى مردم خداى تبارک و تعالى پیغمبر را بسوى شما فرستاد و قرآن حق را بر او نازل فرمود در حالى که شما از قرآن و فرستنده قرآن بى‏خبر بودید و هم از پیغمبر و فرستنده او، در زمان تعطیلى پیغمبران و خواب دراز ملتها و گسترش نادانى و سرکشى فتنه و گسیختن اساس محکم و کورى از حقیقت و سرپیچى ستم و کاهش دین و شعله‏ورى آتش جنگ، همزمان با زردى گلستان باغ جهان و خشکیدن شاخه‏ها و پراکندگى برگها و نومیدى از میوه و فرو رفتن آبهاى آن، پرچمهاى هدایت فرسوده و پرچمهاى هلاکت افراشته بود، دنیا برخسار مردم عبوس و روى درهم کشیده بود، به آنها پشت گردانیده روى خوش نشان نمى‏داد: میوه دنیا آشوب و خوراکیش مردار بود نهانش ترس و آشکارش شمشیر بود: بند از بند شما جدا گشته و پراکنده بودید، دیدگان مردم جهان نابینا و روزگارشان تاریک بود پیوند خویشى خود را بریده و خون یکدیگر را مى‏ریختند، دختران خود را در جوار خود زنده بگور کردند، زندگى خوش و رفاه و آسایش از ایشان دور گشته بود، نه از خدا امید پاداشى و نه از او بیم کیفرى داشتند، زنده ایشان کورى بود پلید و مرده آنها در آتش و نومید. در آن هنگام پیغمبر اکرم نسخه‏اى از کتب آسمانى نخستین بر ایشان آورد که کتب جلوترش را تصدیق داشت و حلال را از حرام مشکوک جدا ساخت، این نسخه همان قرآنست، از او بخواهید تا با شما سخن گوید، او هرگز سخن نگوید، ولى. من از او بشما خبر مى‏دهم، در قرآنست علم گذشته و علم آینده تا روز قیامت میان شما حکم مى‏دهد و اختلافات شما را بیان مى‏کند، اگر از من قرآن را بپرسید به شما مى‏آموزم. 

 

8- عبدالاعلى گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: من زاده رسول خدایم و به قرآن دانایم، در قرآنست آغاز خلقت و آنچه تا روز قیامت رخ دهد و خبر آسمان و زمین و خبر بهشت و دوزخ و خبر گذشته و خبر آینده تمام اینها را میدانم چنانچه بکف دست خود مینگرم، همانا خدا مى‏فرماید: در قرآنست بیان آشکار هر چیز. 

 

امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: قرآنست که هر خبرى که پیش از شما برده و هر خبرى که بعد از شما باشد در آنست و داور میان شما است و ما آن را میدانیم.  

 

10- سماعة به امام کاظم(ع) عرض کرد: همه چیز در کتاب خدا و سنت پیغمبرش موجود است یا شما هم در آن گفتارى دارید؟ فرمود: همه چیز در کتاب خدا و سنت پیغمبرش مى‏باشد.  

 

در ادامه مطلب فقط برچسب ها میباشد


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 21 آذر ماه سال 1390 ساعت 9:37 PM | نویسنده: Saman | موضوع: نکات زیبا | چاپ مطلب 0 نظر
   1      2     3     4     5   >> صفحات وبلاگ
این وبلاگ برای هر نوع تبادل لینک آماده است 

دوستی خود را در قسمت نظر دهی یا تماس با من اطلاع دهید

لطفا نظر یادتون نره
باز هم به این وبلاگ سر بزنید